تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب مرداد 1394
 
 


<-BlogDescription->

عواقب قضاشدن نمازصبح
اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش‌تر فراهم می‌شود.
عواقب قضاشدن نمازصبح
 مردی به خدمت امام صادق(ع) آمد و عرضه داشت : من مرتکب گناهی شده ام.
امام صادق(ع) فرمود :خدا می بخشد
آن شخص عرضه داشت :گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگ است.
امام فرمود: اگر به اندازه ی کوه باشد خدا می بخشد.
آن شخص عرضه داشت: گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگتر است.
امام فرمود : مگر چه گناهی مرتکب شده ای؟
وآن شخص به شرح ماجرا پرداخت.
پس از اتمام سخن امام صادق(ع) رو به آن مرد کرد و فرمود: خدا می بخشد ، من ترسیدم که نماز صبح را قضا کرده باشی.

***
از امام صادق(ع) پرسیدند که چرا کسانی که در آخر زمان زندگی میکنند رزق و روزیشان تنگ است؟
فرمودند : به این دلیل که غالبا نمازهایشان قضا است.
حجت الاسلام سید جلال موسویان
مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:
اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش (نابود) خواهد شد. فرزندم تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آن جا که می توانی غفلت نکن.»

برای این که جهت اقامه نماز صبح خواب نمانید، قبل از خوابیدن آخرین آیه سوره کهف را بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً.


::
:: مرتبط با: قرآن واحادیث ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394
نشانه های قحطی در ایران!
اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود 
شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
 
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
 
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!
 
صف های كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد
خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب
 
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی ...
نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت
و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود
 
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد
یادم هست با تمام سختی ها وقتی وانت برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود
 
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، 
خب درد هم بود...
 
و اما امروز...
 
امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
 
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا
موبایل و تبلت و ...
 
داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا و البته
بستنی با روكش طلا !
 
 
و حال ، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت 
از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
 
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
 
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...!!
و بعضی چیزها را هم
 بهتره نگیم 
 
 
قحطی امروز که در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم :
 
 
قحطى ایمان است...
قحطی اخلاق است...
قحطی عشق و محبت است
 
بوی رمضان می آید
فرصتی دوباره
فرصتی برای بازگشت
آغوش او برایمان باز است
 
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم،صد راه نشان دادم
یا نامه نمی‌خوانی یا راه نمی‌دانی 
گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خوانم
ور راه نمی‌دانی در پنجه ی ره دانی
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی

منبع: فرهنگ نیوز


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 11 مرداد 1394
چرا عذاب های آخرت متنوع است؟
آنچه انسان در دنیا با آن گناه کرده و لذت حرام برده، روح بوده است که حقیقت انسان به همان روح و روان است و باید آن روح عذاب شود.
الم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد.
آنچه در ادامه می‌‌آید بخش نخست از سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» نوشته حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم عنوان می‌شود:

* اگر این آتش درونی هست، چرا اکثراً متوجه آن نمی‌شوند؟
ندیدن بسیاری از مردم دلیل بر نبودن آن نمی‌شود، زیرا گناه و آلودگی، چشم و گوش باطنی افراد را از کار می‌اندازد، اما بعد از مرگ و انتقال به عالم قبر بسیاری از حقایق روشن می‌شود.
زیرا وقتی انسان در آستانه مرگ قرار گرفت و یا روح از بدنش خارج می‌‌شود، آن آتش را خواهد دید.
چنانچه در درون سنگ چخماق و مواد منفجره، آتش هست اما در ظاهر دیده نمی‌شود و آن سنگ به نظر سرد می‌رسد و کسی گرم و سوزش آن را متوجه نمی‌شود.

و مانند کسی که او را در اطاق عمل بی‌هوش کرده‌اند با اینکه بدنش مجروح و زخمی است، هیچ دردی احساس نمی‌کند اما وقتی به هوش آمد متوجه درد خواهد شد و فریادش بلند می‌شود.
بر همین اساس عده‌ای به خاطر آلوده شدن به انواع گناهان حواس باطنی‌‌‌شان از کار می‌افتد و احساس درد و سوزش نمی‌کنند، اما با مرگ بیدار خواهند شد و همه اینها را خواهند دید.

می‌گویید: فعلاً خبری از این مسائل نیست، در جواب می‌گوییم: کمی صبر کنید خواهید دید که واقعیت دارد.
خداوند بزرگ می‌فرماید: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ، حَتَّى‌ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»
شما را مباهات با یکدیگر (در مال و مقام و فرزند و...) و مسابقه (در جمع‌آوری امور دنیا) به خودتان مشغول کرد و از یاد خداوند غافل شدید، تا اینکه گورستان‌ها را زیارت کردید و مرگ به سراغتان آمد.

رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:
«النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»؛ مردم اکثراً در خواب غفلت به سر می‌برند، همین که مردند بیدار می‌شوند (و بسیاری از حقایق برایشان روشن می‌شود.)
بنابراین آتش برزخ و قیامت همین الان هم هست، ولی به خاطر اینکه جوارح و حواس باطنی بسیاری به خاطر زرق و برق دنیا و گناهان از کار افتاده، این آتش را حس نمی‌کنند، اما در آستانه مرگ که قرار می‌گیرند پرده‌های هوی و هوس کنار می‌رود و حقایق برای همه آشکار می‌شود.

آن آتش را نه تنها احساس می‌کنند بلکه خواهند دید، اما کسانی که اهل گناه و عصیان نیستند و گوش و چشم و قلب باطنی آنها کار می‌کند، آن حقایق را درک می‌کنند و حاضرند برای نافرمانی نکردن خداوند، از بهترین لذت‌های دنیوی چشم بپوشند.

* عذاب‌های متنوع و مختلف؟!
از روایاتی که در مورد عذاب قبر و مارها و عقرب‌ها گذاشت و از برخی آیات قرآن مجید استفاده می‌شود که عذاب برای کفار و مشرکان و سران ظلم و فساد متنوع و مختلف است تا از یکنواختی خارج نشود.
قرآن کریم در این مورد می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا»

کسانی که به آیات ما کافر شدند، به زودی آنها را در آتشی وارد می‌کنیم که هرگاه پوست‌های تنشان در آن بریان شود، پوست‌های دیگر به جای آن قرار می‌دهیم تا کیفر الهی را بچشند.
خداوند نسبت به انجام این گونه مجازات هم قادر و تواناست و هم حکیم است و روی حساب کیفر می‌دهد.
اگر انسان یک پوست داشت و می‌سوخت، سوختن‌های متعدد شاید به صورت عادت درمی‌آمد و بی‌اثر می‌شد، اما خداوند حکیم می‌فرماید پوست مجرم که سوخت، ما همان پوست را تبدیل پوست جدید به جای پوست قدیم و بریان شده، به صورت مستمر و دائمی است.

اگر به محض بریان شدن و سوختن پوست قبلی پوست جدید آمد، دیگر نمی‌توان گفت: عذاب برزخ و قیامت در طول زمان بی‌تأثیر می‌شود.

بر همین اساس که این عذاب متنوع و دائمی است، خداوند حکیم موضوع عذاب را به صورت فعل مضارع «لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ» آورده که فعل مضارع دلالت بر دائمی بودن عذاب می‌کند.

* پوست‌های جدید که گناهی نکرده‌اند تا بسوزند؟!
امروزه ثابت شده که هر چند سال همه ذرات بدن نو می‌شود، بنابراین کسی که در جوانی گناهی کرده و جنایتی مرتکب شده، پوست سایر اعضای او تا ایام پیری چندین بار عوض شده است، لذا اعضا و جوارحی که شخص با آن گناه کرده، در برزخ قیامت نیست بلکه در برزخ از بدن برزخی و مثالی برخوردار است، چنانچه بحث آن گذشت.

بنابراین آنچه در دنیا با آن گناه کرده و لذت حرام برده، روح بوده است که حقیقت انسان به همان روح و روان است که باید آن روح عذاب شود.
لذا سوزاندن پوست چه جدید و چه قدیم، همه اینها ابزار و وسیله‌ای برای عذاب روح است.
بر همین مبنا قرآن حکیم نمی‌فرماید: ما پوست‌ها را بریان می‌کنیم تا پوست‌ها عذاب شوند، بلکه می‌فرماید: «لیذوقوا» ما پوست‌ها را بریان و می‌سوزانیم تا آن حقیقت انسان کافر و روح و روان او زجر بکشد.

براساس آنچه بیان شد، در خواب هم وقتی شخص خواب‌های وحشتناک و مخوف می‌بیند، روان و روح او زجر می‌کشد و می‌سوزد، در حالی که بدن او در حال استراحت و گاهی روی بهترین تخت و تشک و کنار همسرش آرمیده است.

ابی العوجاء که مردی مادی‌گرا و معروف و معاصر امام صادق (ع)‌بود از آن حضرت (ع) سؤال نمود: «ما ذنب الغیر»؛ یعنی گناه آن پوست‌های دیگر که گناه نکرده‌اند، چیست؟

امام (ع) فرمود: «هِىَ هِىَ وَ هِىَ غَیْرُها»؛
پوست‌های نو همان پوست‌های قدیم‌اند، در عین حال پوست جدید و قدیم با هم فرق دارند.
ابن ابی‌العوجاء کاملاً‌ متوجه نشد، به امام (ع) عرض کرد: «مَثِّلْ لی فی ذلِکَ شَیْئاً مِنْ أمْرِ الدُّنْیا» در این مورد مثالی دنیوی برایم بزن.

امام (ع) فرمود:
«اَرَأَیْتَ لَو اَنَّ رَجُلاً اَخَذَ لَبِنَةً فَکَسَّرَها ثَمَّ رَدَّها فى مَلْبَنِها، فَهِىَ هِىَ وَ هِىَ غَیْرُها»
این همانند آن است که کسی خشتی را بشکند و خرد کند، دوباره آن را در قالب بریزد و به صورتت خشت تازه درآورد، این هشت دوم همان خشت اول است و در عین حال خشت نو و جدیدی است (ماده اصلی خشت اول و دوم حفظ شده، ولی صورت آن تغییر کرده است.)



::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
:: برچسب‌ها: عذاب , آخرت , آتش جهنم ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد 1394
فقط بخون


دخترک از میان جمعیتی که ساکت و بعضا بی تفاوت شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود...
عروسک وقمقه اش را محکم زیر بغل میگیرد....
شمر با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین (ع) می چرخد ونعره می زند، از گوشه چشم دخترک را می پاید...
او با قدم های کوچکش از پله های تعزیه بالا می رود.
از مقابل شمر میگذرد.
مقابل امام حسین(ع) می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند...
قمقمه اش را مقابل او می گیرد.
شمشیر از دست شمر می افتد... و رجز خوانی اش قطع میشود.
دخترک میگوید: " بخور،برای تو آوردم" و برمی گردد.
رو به روی شمر که حالا دیگر بر زمین زانو زده می ایستد.
مردمک های دخترک زیر لایه ی براق اشک می لرزد.
توی چشم های شمر نگاه می کند و با بغض می گوید : " بابا ، دیگه دوستت ندارم."
صدای هق هق مردم فضا را پر می کند.

::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394
 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html