تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب فروردین 1394
 
 


<-BlogDescription->

معنای(یس) در سوره یس چیست؟
معنای(یس) در سوره یس چیست؟
یس، اسم پیامبر(ص) و معنای آن کلمة «یس» آنگونه که از روایات و خود قرآن فهمیده می‌شود اسم پیامبر است[۱] ظاهراً معنی آیة شریفه چنین است:

«ای پیامبر، ای رسول گرامی، قسم به قرآن حکیم که تو از پیامبران هستی»
در روایات اهل‌بیت(ع) هم می‌خوانیم که یس اسم پیامبر است[۲] و در دعای ندبه هم که شما عزیزان در صبح‌های جمعه می‌خوانید: یابنَ طه وَ الْمُحْکَماتِ یَابنَ یس وَ الذّاریاتِ یَابْنَ الطّورِ و العادیاتِ که مورد خطاب، حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه هستند می‌گوئیم ... ای پسر یس ... از اینجا باز هم فهمیده می‌شود «طه» و «یس» اسم مبارک پیامبراکرم است.

اما اینکه معنایش چیست، نمی‌دانیم. رمزی است بین عاشق و معشوق. یعنی بین خدا و سفیر او.
همانطور که می‌دانید هر ارگانی اسراری دارد، ارتش اسراری دارد که جز افراد ارتش، آن هم بعضی از آنها، شخص دیگری نمی‌داند. سپاه هم اسراری دارد که حتی بسیاری از سپاهیان آنها را نمی‌دانند. در هر حزبی بین مسئولینش اسراری هست که بسیاری از اعضای حزب از آن بی‌اطلاعند. بین خدا و سفیرانش هم اسراری است که جز خودشان و یا وابستگان به آنها (ائمه طاهرین علیهم‌السّلام) کسی از آنها با خبر نیست[۳]. و به تعبیر قرآن «راسخون فی العلم» هستند که متشابهات را می‌دانند و حتی افرادی مثل سلمان فارسی هم بر این اسرار واقف نیستند!

بنابراین اگر معنای این کلمات را از ما بپرسند با کمال صراحت می‌گوئیم که «نمی‌دانیم» و هر که ادعای علم به معنای این الفاظ نماید اشتباه کرده و ادعای گزاف نموده است. قرآن در این مورد می‌فرماید:
هُو الَّذی اَنْزَلَ عَلَیْکَ الکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحکَماتٌ هُنَّ اُمّ الکِتابِ‌وَ اخَرُ مَتَشابِهاتُ فَاَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَبتَّغُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ‌ ابْتِغاءَ الفِتْنَةَ وَابتِغاءَ تَأوِیلهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأویلَهُ إلاّ اللهُ‌والرّاسِخُونَ فِی العِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلُّ مِنْ‌ عِنْدِ رَبِّنا و ما یَذَّکَّرُ إلّآ اُولُو الْاَلْباب[۴]

خداوند قرآن را بر تو نازل کرده است، بعضی از آیات آن محکم است که اینها «ام‌الکتاب» است. (ام‌الکتاب در اینجا به معنای قلب قرآن است) و بعضی از آیاتش متشابه است... این متشابهات را جز اهلبیت علیهم‌السلام هیچکس نمی‌فهمد. (راسخون فی‌العلم = چهارده معصوم(ع)) و ما نباید به دنبال متشابهات برویم. اگر کسی به دنبال متشابهات رفت معلوم می‌شود که ریگی به کفش دارد چون قرآن می‌فرماید: آنان که کج هستند و می‌خواهند فکر خود را بر قرآن تحمیل کنند به دنبال متشابهات می‌روند تا آنها را تحریف نمایند، فتنه‌انگیزی کنند و اختلاف ایجاد نمایند.

اما راسخون فی‌العلم چه می‌گویند؟ «یَقُّولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدَ رَبِّنا» ما ایمان داریم هم به محکمات و هم به متشابهات، علاوه بر اینکه ایمان داریم،‌ صددرصد در مقابل قرآن تسلیم هستیم و می‌گوییم: «کُلٌّ مِنْ عِندَ رَبِّنا وَ ما یَذّکرُ إلاّ اُولُوا الاَلْباب»
بعد هم می‌فرماید: رَبَّنا لا تُزِعُ قُلُوبَنا بعدَ إذْ هَدیتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنکَ رَحْمَةً إنَّکَ انتَ الوَهّاب
این هم زنگ خطری است برای همه و به خصوص برای جوانهای روشنفکر که مواظب باشند، یکی از دام‌های شیطان همین است که انسان را از متشابهات قرآن منحرف می‌کند. از این راه وارد می‌شود و فتنه‌انگیزی می‌کند تا بتواند فکر خودش را بر قرآن تحمیل نماید، لذا همان کسانی که متشابهات را می‌دانند این دعا را هم می‌خوانند.

پی نوشت ها:
[۱]ـ قال الصادقُ: یاسین اِسْمُ رَسُولِ الله صلّی الله علیهِ و آله والدَّلیلُ علیهِ قولُهُ: إنَّکَ فَمِنَ المُرْسَلین (بحارالنوار ج۲۳ ص۱۶۸) یاسین اسم رسول خدا(ص) است بدلیل آنکه خداوند در آیه بعد از آن می‌فرماید: «تو تحقیقاً از فرستادگان خداوندی هستی»

نکته: مرحوم علامه بزرگوار محمدباقر مجلسی رحمة‌الله علیه روایاتی در بحارالانوار ضبط نموده‌اند که آل یاسین را آل محمد -علیهم‌السّلام- معنی کرد‌ه‌اند و یاسین یعنی حضرت محمّد(ص)-که در جلد ۲۳ از صفحه ۱۶۷ تا ۱۷۷ آمده است-

[۲]ـ عَنْ اَبی جَعْفَر-علیه السلام- قال: انّ لِرَسُولِ الله(ص) اثْنی عَشَرَ اِسماً خَمْسَةٌ مِنْها فی القرانِ، محمدٌ و احمدٌ و عبدُالله و یس و نون. حضرت امام محمدباقر(ع) فرموده‌اند: برای رسول خدا(ص) دوازده اسم است که پنج تای آن در قرآن آمده است: محمد و احمد و عبدالله و یس و نون. (مجمع‌البیان ج۸ ص۴۱۴)

[۳]ـ البته در بعضی روایات برای یس هم به وسیلة‌ائمه هدی علیهم صلوات‌الله تفاسیری شده از جمله: عَنِ الصَّادقِ(ع)... و اَمّا یس فَاِسْمُهُ منْ اَسْماءِ النَّبِیّ(ص)، مَعْناهُ یا اَیُّهِا السَّامِعُ لِوَحْیی... از امام ششم-علیه السلام- است که فرمودند. یس نامی از نامهای مبارک پیامبراکرم(ص) است و معنایش این است: ای شنوندة وحی من... (بحارالانوار، ج۶، ص۸۶)

[۴]ـ سورة آل‌عمران آیه ۷. ترجمه: اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است (و احتمال و اشتباهی در او راه نیابد) که آنها اصل و مرجع سایر آیات کتاب خدا خواهد بود و برخی دیگر آیات متشابه است (و به سهولت درک معنی و فهم مقصود از او نشود) تا آنکه گروهی که در دلهایشان میل به باطل هست از پی متشابه رفته تا به تأویل کردن آن (در این راه) شبهه و فتنه‌گری پدید آرند، در صورتی که تأویل آن را کسی جز خدا نداند و اهل دانش گویندما به همه آن کتاب گرویدیم که همه محکم و متشابه قرآن از جانب پرورگار ما آمده و به این دانش پی نبرند، جز خردمندان.


::
:: مرتبط با: قرآن واحادیث ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 30 فروردین 1394
اینها ماکت نیستند...【انسان واقعی اند.】
◥زن در مــــَهد تـــمدُن ◣
ܓ✿امام خامنه ای「♥」:
✔در رسمى‌ترین مجالس - مجالس سیاسى، مجالس گوناگون - مردها باید با شلوار بلند بیایند، باید با لباس پوشیده بیایند، اما زنها هرچه برهنه‌تر و عریانتر بیایند، اشكالى ندارد! این عادى است؟

✔زن باید خودش را در معرض دید مرد قرار دهد، براى اینكه مایه‌ى التذاذ مرد شود! ظلمى از این بالاتر؟

【این انحطاط، قابل جلوگیرى هم نیست؛ اینها محكوم به سقوطند. تمدن غربى چه بخواهد، چه نخواهد، دیگر قادر نیست جلوى این سقوط را بگیرد. 】
===================================
┘◄ فقـــط بخـــوانید:
�از هر 10 آمریکایی 9 نفر پیش از ازدواج رابطه جنسی داشته اند

� 41 درصد کودکان آمریکایی، 55 درصد کودکان نیوزیلند، 84 درصد کودکان کلمبیا و 56 درصد کودکان فرانسه نا مشروعند و توسط زوجینی که به شیوه ی【 هم باشی】 با یکدیگر زندگی می کنند به دنیا آمده اند.

�امروزه 33% نوزادان به مادران ازدواج نکرده تعلق دارند،

�هفت کشور چین، فرانسه، ساحل عاج، هلند، روسیه، اسپانیا و ترکیه و نیز رژیم صهیونیستی "قانونی بودن زنا با محارم در صورت موافقت طرفین" را تأیید می کنند و هیچ مخالفتی با آن ندارند

=====================================

پ.ن :
این کتیبه لینک پیوست ندارد...از بس که فجایع زیاد بود. . .نتوانستم لینک جامعی پیدا کنم. . .
تحقیق به عهده خودتان.

◄از بابت تصاویر از دوستان عذر خواهی شدیدی میکنم. . .

اینها ماکت نیستند...【انسان واقعی اند.】


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394
سختترین عذاب قیامت خاص این افراداست!
سختترین عذاب قیامت خاص این افراداست!
 ریا و ریاکاری از صفات مذموم در آیات و روایات است که بشدت از آن نهی شده و وجود آن در شخص ثواب اعمالش را ضایع می کند.

پیامبر اکرم (ص) در نکوهش ریاکاری می فرمایند: «واى بر كسانى كه دین را وسیله كسب دنیا مى كنند و با زبان نرم خود در برابر مردم به لباس میش در مى آیند، گفتارشان از عسل شیرین تر است و دل هایشان دل گرگ است. خداوند متعال مى فرماید: آیا به [رحمت] من غرّه مى شوند؟!»

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «چه زشت است كه آدمى باطنى بیمار و ظاهرى زیبا داشته باشد!»
پیامبر اکرم (ص) همچنین، فرموده اند: «سخت ترین عذاب را در روز قیامت كسى دارد كه مردم او را آدم خوبى بدانند ، اما هیچ خوبى و خیرى در وجود او نباشد.»

همان حضرت (ص) می فرمایند: «خداى سبحان مى فرماید: همانا من بى نیازترین شریكم. پس، هر كه كارى بكند و كسى جز مرا در آن شریك گرداند من از آن كار بیزارم و از آنِ كسى باشد كه او را شریك من قرار داده است.»

و نیز فرموده اند: «خداوند عملى را كه در آن به وزن ذرّه اى ریا باشد نمى پذیرد.»
به تصریح روایات فرجام و عاقبتی بد در انتظار ریاکاران است.
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «دوزخ و دوزخیان از دست ریاكاران فریاد بر مى آورند.» عرض شد: اى رسول خدا! دوزخ دیگر چرا فریاد برمى آورد؟! فرمودند: «از گرماى آتشى كه [ریاكاران] با آن عذاب مى شوند.»


پی نوشت ها:
تحف العقول
مستدرک الوسائل
میزان الحکمه


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین , قرآن واحادیث ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
چرا نماز می‌خوانیم، اما هر روز پژمرده‌ایم؟

 آیت‌الله سیدمحمد ضیاء آبادی، مفسر قرآن کریم در جلسه تفسیر خود با اشاره به آیات 103 تا 105 سوره کهف «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا ﴿103﴾ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿104﴾ أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا ﴿105﴾»، گفت: خداوند خطاب به رسول اکرم(ص) فرموده است که می‌خواهی شما را از مردمی با خبر سازم که زیان‌کارترین مردم هستند؟ آن کسانی هستند که سرمایه‌ای که به دنیا آورده بودند را از دست دادند چون راه را گم کردند.

وی افزود: انسان فطرت خلودطلب دارد؛ می‌خواهد همه چیز داشته باشد و همیشه هم باشد. این انسان، جان تشنه نامحدودطلب خودش را دنبال دنیای نامحدود انداخته است. دعوا و جدل و ... برای این است که دنیا محدود است و انسان نامحدود می‌خواهد.

این مفسر قرآن با بیان اینکه انسان سیر نمی‌شود، مگر اینکه به آخرت که خدا معین فرموده است برسد، اظهار کرد: خدا ما را برای آنجا آفریده است نه اینجا. آنجا انسان آنچه دلش می‌خواهد را همیشه دارد. در اینجا نمی‌شود به انسان فهماند که لقاء الله چیست. آنجا که رفتی می‌فهمی آنجا چه سلطنت عظیمی است.

آیت‌الله‌ ضیاء‌آبادی عنوان کرد: در عین حال فکر می‌کنند که راه همین است و غیر این راه نیست، این دسته آن مردمی هستند که نسبت به خدا و آیات خداوند کافر هستند، نه مبدأ را خوب شناخته‌اند و نه مقصد را. بشر اگر در مکتب دین تربیت نشود نمی‌فهمد که چرا آمده است و لذا نسبت به قرآن و معاد کافر هستند.

وی گفت: وقتی از «کَفَرُواْ»، صحبت می‌کنیم انسان‌های کافر به ذهنمان می‌آیند، اگر این باشد می‌گوییم این آیه به ما مربوط نیست و آیات مربوط به کفار را برای ما نخوانید، کافران دین را قبول ندارد ولی ما قبول داریم.

معانی مختلف کفر در قرآن

این مفسر قرآن با اشاره به معانی مختلف کفر در قرآن، اظهار کرد: کفر در قرآن به چند معنا آمده است؛ یک معنای کفر همان انکار عقاید است. اصول، عقاید، خدا و نبوت را منکر است. یک معنای دیگر کفر عملی است. یعنی به خدا، پیغمبر(ص) و معاد اعتقاد دارد اما عملاً مخالفت می‌کند. مثل حج که اصل اعتقادی نیست برنامه عملی است. «وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ»، (آل عمران/97). این آیه می‌گوید که بر مردم واجب است که به حج بروند، آن کسی که مستطیع باشد و مکه نرود کافر است. این طور نیست که اگر مکه نرفتید به خدا ضرر رسانده‌اید، خدا غنی است اما شما کافرید. آدم کافر جهنمی خواهد بود. آن کسی که بدون عذر مکه نرفته است این کافر شده، فرمان خدا را مخالفت کرده است. از این کفرها فراوان داریم. نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، مکه می‌روند و ... اما عملاً گناه می‌کنند.

وی اظهار کرد: گناهکارها در حد خودشان کفر دارند، چه برسد به رباخوار. خداوند می‌فرماید: «یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ»، (بقره/276). آدم رباخوار اثیم تعبیر شده، به معنی کسی که کفر شدید دارد، رباخوار «کَفار» است. خدا، پیغمبر، معاد و ... را قبول دارد اما عملاً نافرمانی می‌کند. این آدم از کفور بالاتر است. کافر،‌ کفور و کفار درجات کفر هستند. کفر کَفار خیلی شدت دارد. اثیم یعنی شدیداً گنه‌کار، کسی که غرق در گناه است. خدا طردشان کرده است و کسی که خدا طردش کند بدبخت است.

آدمی که عمداً نماز را ترک ‌کند، کافر است

آیت‌الله ضیاءآبادی عنوان کرد: در حدیث آمده است: «من ترک الصلاة متعمدًا فقد کفر جهاراً» از بی‌نمازی تعبیر به کفر شده، آدمی که عمداً و بدون عذر نماز را ترک می‌کند کافر است. قرآن فراوان به کفر عملی اشاره کرده است، مراقب باشیم که جزء آن‌ها قرار نگیریم. این مردمی هستند که به آیات خدا کفر می‌ورزند نه اینکه اعتقاد ندارند. اعتقاد دارند ولی باورشان نمی‌شود و به حساب نمی‌آورند. می‌گویند خدا کریم است حسین شفیع است علی شفیع است، هر کاری که می‌خواهی بکن. اینجور نیست، آن کسی که اسلام را قبول دارد و حدود خدا را تأخیر می‌کند، این آدم جهنمی خواهد بود. مراقب باشیم که از این صنف نباشیم. در عین حال که جهنم را قبول کرده گناه هم می‌کند، آدم گنه‌کار نه خدا را به حساب می‌آورد نه جهنم را. «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» اعمال این افراد بی ارزش است. مستحبات را انجام می‌دهند اما بی ارزش است چون کفر عملی دارند.

وی گفت: انسان وقتی رو به آفتاب بایستد، روشن می‌شود و حرارت را احساس می‌کند و شاداب می‌شود. چگونه است که ما روزی پنج بار رو به خدا می‌ایستیم، چطور گرم نمی‌شویم، جانمان روشن نمی‌شود. مگر غیر از این است که «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». روح ما روزی پنج بار با خدا مواجه است اما نور نمی‌گیریم و روشن نمی‌شویم، حرارت ایمانی در ما وجود ندارد، چرا اینطور است.

چرا جان ما گلزار نمی‌شود؟

آیت‌الله ضیاءآبادی اظهار کرد: کره زمین در فصل بهار به خورشید نزدیک‌تر می‌شود، غرق در گل، ‌گلزار و چمنزار می‌شود، زنده می‌شود. ما مردم یک عمر است می‌گوییم «قربة إلی الله»، نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم و به حج می‌رویم اما چیزی نمی‌شود. چرا جان ما گلزار نمی‌شود. یعنی چه «قربة إلی الله» مگر خدا مکان معینی دارد که می‌خواهیم به او نزدیک شویم. «قربة إلی الله» یعنی جوهر انسان و جز جوهر روح انسان به خدا نزدیک می‌شود. قرب مکانی نیست، جان من باید به خدا نردیک شود «صبغة الله» را به خود بگیرد. بعد از چهل، شصت، هفتاد سال باید صفات خدا در انسان شکل بگیرد، صفات خدا رحمت، رأفت، عدالت، صداقت و امانت غفاریت است. اگر انسانی چنان کوشش و جهد کند که انسان امین، عادل، باصفا، باوفا، خیرخواه، مهربان، رازنگه‌دار، پرده‌پوش بشود و خیرات به مردم برساند، اگر این شد و صفات الهی در او پیدا شد، متقرب الی الله می‌شود. اینقدر نماز خواندیم اما هر روز پژمرده‌ایم. چون این تقرب‌ها تقرب معنوی نیست. می‌خواهم جان من در صفت و اخلاق به خدا نزدیک شود.

این مفسر قرآن با انتقاد از ظاهرگرایی، گفت: پیرهن سیاه در محرم پوشیدن، پرچم به دست گرفتن، بر سر و سینه زدن، شب جمعه دعای کمیل خواندن، صبح جمعه دعای ندبه خواندن، زیارت رفتن و ... فایده ندارد. جان ما داروی تهذیب نفس و اخلاق می‌خواهد. چون نیت‌ها پاک نیست همه‌مان را ناراحتی گرفته است. بیماری‌های فراوان داریم چون فکرها آلوده است. چاره‌ای نداریم جز اینکه باید بکوشیم که به برنامه دینی‌مان عمل کنیم. دین ما حلال و حرام دارد، واجب و مستحب دارد. آن وقت می‌گوییم می‌خواهیم امام زمان(عج) را ببینیم. دیدن لازم نیست باید اطاعتش کرد. آیا دیدن کافی است؟ امیرالمؤمنین(ع)را دیدند و کشتند. دیدن ملاک نیست، اطاعت ملاک است، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ»، «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی» اگر راست می‌گویید خدا را دوست دارید، پیغمبر(ص) و امام زمان(عج) را دوست دارید، بندگی کنید گناه نکنید.

آیت‌الله ضیاءآبادی اظهار کرد: همه واجبات که نماز و روزه نیست، حرام‌کاری و حرام‌خواری فراوان است. اطاعت لازم است. تا اطاعت در کار نباشد به شما اجر نمی‌دهند. این افرادی که اینطور هستند نمی‌توانند کاری انجام بدهند و جهنمی خواهند بود.



::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
:: برچسب‌ها: چرا نماز می‌خوانیم , اما هر روز پژمرده‌ایم؟ ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394
توازن و تعادل قوا در قرآن
توازن و تعادل قوا در قرآن
  انسان دارای انگیزه ها و نیازهای متعددی است که ارضا و اقناع آنها موجب رشد و تکامل شخص و شخصیت او می شود؛ و اگر پاسخ ناصحیح به آنها داده شود، موجب ناهماهنگی ابعاد شخصیت و شخص انسان می شود.

در روان شناسی، در تعیین انواع و شرح هر یک از نیازها و انگیزه های انسان آراء و نظرهای مختلفی عرضه شده است.

قرآن کریم، همان طور که انسان را موجودی مرکّب از جسم و روح می بیند، به هنگام پرداختن به نیازهای او هم مجموعه نیازهای اصیل انسان را در نظر می گیرد؛ اعم از نیازهای جسمی و نیازهای روحی؛ و این طور نیست که برخی از نیازها را برجسته کرده و برخی دیگر را به فراموشی سپرده باشد. اسلام هم به نیازهای مادی انسان توجه دارد هم به نیازهای اخلاقی و معنوی او، هم به عقل او توجه می کند هم به قلب و دل او؛ و قرآن مجموعه آفرینش را خلقت و آفرینشی متوازن و متعادل معرفی کرده است:

- «وَ خَلَقَ کُلَّ شَیءٍ فَقَدَّرَهُ تَقدیراً؛ و همه چیز را آفرید و به دقت اندازه گیری کرد.»۱
- «وَ کُلُّ شَیءٍ عِندَهُ بِمِقدارٍ؛ و هر چیز در نزد او مقدار معینی دارد.»۲
- «اِنّا کُلُّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ؛ البته ما هر چیز را به اندازه آفریدیم.»۳
- «وَ الاَرضَ مَدَدناها وَ اَلقَینا فیها رَواسِیَ وَ اَنبَتنا فیها مِن کُلِّ شَیءٍ مَوزُونٍ؛ و زمین را گستردیم و در آن کوههای ثابتی افکندیم و از هر گیاه موزون در آن رویاندیم.»۴

این تجلی حکمت بالغه حق است که نعمت وجود را به مخلوقاتش عطا کرده و با تقدیر و توزین و توزیع قوا زمینه های ادای وظایف و عمل به مأموریت را در موجودات ایجاد فرموده است: «رَبُّنا الَّذی اَعطی کُلُّ شَیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی؛ پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده؛ سپس هدایت کرده است.»۵

«سَبِّحِ اسمَ رَبِّکَ الاَعلی الَّذی خَلَقَ فَسَوّی وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدی؛ منزه شمار نام پروردگار بلند مرتبه ات را – همان خداوندی که آفرید و منظم کرد و همان که اندازه گیری و هدایت کرد.»۶

در مجموعه خلقت، یکی از ویژگی ها و امتیازات انسان مستوی الخلقه بودن و تعادل در تمایلات و کششهای درونی اوست.

«وَ نَفسٍ وَ ما سَوّیها؛ و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را منظم ساخت.»
خداوند انسان را مستوی الخلقه آفرید: ممکن است انسان از نظر بدن ناقص باشد، گرچه نقص بدن مهم نیست و انسان به همان اندازه که از نظر بدن ناقص است تکالیف الهی هم از او سلب می شود، اما هیچ روحی را خداوند ناقص خلق نکرده است.

لذا بعد از این خداوند به نفس مستوی الخلقه آدمی سوگند می خورد و استوای خلقت روح را به این می داند که به او فجور و تقوا الهام کرده؛ زیرا روح و شکل و قیافه و اندام ندارد، بلکه خلقت روح به الهام فجور و تقواست و این باعث استوای آفرینش است.

منبع:
۱. فرقان/۲.
۲. رعد/۸.
۳. قمر/۴۹.
۴. حجر/۱۹.
۵. طه/۵۰.
۶. اعلی/۱-۳.


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار , قرآن واحادیث ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 25 فروردین 1394
تکلیف شرعی رباخوار

تکلیف شرعی رباخوار
سؤال: در مورد شخص رباخوار، از نظر شرع مقدس اسلام چگون باید رفتار شود؟
چنانچه رباخوار، مالی را از راه ربا برده باشد، چگونه باید با او رفتار گردد؟
در صورتی که مالِ به ربا رفته صاحب داشته باشد آیا باید مال به صاحب اصلی برگردد یا خیر؟ و در غیر این صورت چه باید کرد؟

جواب: ربا حرام است رباخوار باید از گناه گذشته توبه نماید و آنچه را که بابت ربا گرفته ضامن است باید به مالک آن برگرداند و اگر نزاعی در بین باشد رسید به آن موکول به محاکم قضایی است.

منبع: احکام عمومی،ج۳،ص۱۰۶.


::
:: مرتبط با: احکام ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 25 فروردین 1394
مولای من ...

مولای من ...

"  تقصیر " شما نیست ...

که "تصویر" شما نیست..

من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ...




::
:: مرتبط با: زیره ذره بین , حرفهای خودمونی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
قرآن را هنگام خواب اینگونه ختم کنید!
قرآن را هنگام خواب اینگونه ختم کنید!
 حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.

پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;

و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;

و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;

و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.

به نقل از: فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفی، ص۳۰۴



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
جشن میلاد کوثر هیئت اباصالح خرمدره
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394
کسانی که از سوال قبر معاف هستند
کسانی که از سوال قبر معاف هستند 
پرسش در قبر معمولاً برای این است که شخص قصوری داشته یا به تکلیف خود عمل نکرده است، از این رو او را در قبر مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دهند. در این میان، انبیاء، شهدا و چند قشر دیگر مورد پرسش قرار نمی‌گیرند.

 عالم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند، چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد، همچنین حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: «اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ هرگاه بهار را دیدید، بسیار یاد قیامت کنید.

آنچه در ادامه می‌‌آید سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و برگرفته از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» اثر حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم است:

چرا دو فرشته کافر را «ناکر و نکیر» و فرشته مؤمن را «مبشر و بشیر» می‌نامند؟

شیخ مفید(ره) می‌گوید: دو فرشته الهی به نام ناکر و نکیر از جانب خداوند بر میت نازل می‌شوند و از پروردگار و پیامبر و امام و دین سؤال می‌کنند اگر به حق جواب داد، فرشتگان بازرسی میت را به فرشتگان نعمت تحویل می‌دهند و اگر از جواب دادن عاجز بود، او را به فرشتگان عذاب می‌سپارند.

در بعضی اخبار آمده است: اسم دو فرشته‌ای که برای سؤال در قبر بر مؤمن وارد می‌شوند مُبشر و بشیر، اسم دو فرشته‌ای که برای بازجویی کافر می‌آیند ناکر و نکیر است.

علت اینکه آن دو فرشته را ناکر و نکیر می‌نامند به این دلیل است که کافر منکر حق؛ خدا، روز قیامت و پیامبران بود، همچنین کافر هرچه آن دو فرشته از جانب خدا می‌آوردند را منکر می‌شد و خوشش نمی‌آمد. دو فرشته مؤمن را به این دلیل مُبشر و بشیر می‌گویند که این دو از جانب خداوند بشارت به رضایت خداوند از بنده‌اش و ثواب دائم می‌دهند.

این نامگذاری فرشته کافر و مؤمن به خاطر کارهای انسان‌های کافر و مؤمن بوده است.

* کسانی که در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند

پرسش در قبر معمولاً برای این است که شخص قصوری داشته یا به تکلیف خود عمل نکرده است از این رو او را در قبر مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دهند تا با دلیل و استدلال او را محاکمه کنند اما افرادی که قصوری نداشته‌اند یا به سن تکلیف نرسیده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و آنها چند گروه‌اند:

- پیامبران و ائمه اطهار علیهم‌السلام

علامه مجلسی در جلد ششم بحارالانوار آورده است: پیامبران و ائمه اطهار(ع) چون معصوم بودند و تکالیف و وظایفشان را به بهترین صورت انجام داده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و شأن آنها بالاتر از این است که مورد سؤال قرار گیرند.

شاید در اینجا این سؤال مطرح شود اگر پیامبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرد پس چرا قرآن کریم در آیه ششم سوره مبارکه «اعراف» می‌فرماید: «فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ»؛ البته ما از اعمال همه امت‌ها و از پیامبران الهی سؤال خواهیم کرد.

با توجه به عصمت پیامبران و عدم کوتاهی در انجام وظیفه، سؤال از آنها سؤال تقریری(اقرار کردن) یا توبیخی نیست بلکه پرسش جنبه استشهادی دارد یعنی پرسش به عنوان شاهد قرار دادن آنها است. خداوند متعال به شهادت احدی نیاز ندارد اما چون خداوند، پیامبران را گواهان و شاهدان روز حساب معرفی کرده است، انبیا را به عنوان شاهد می‌آورد.

- شهدا

شهید کسی است که برای دفاع از دین حاضر شد جان و آبرویش را بدهد و چنین کسی در عمل ثابت کرد که وابسته به چیزی جز خداوند نیست. وقتی وابسته به جز خداوند نبود، ظلم و تعدی هم ننموده که در قبر مورد سؤال قرار گیرد و اگر قصوری قبل از شهادت داشته آن را خداوند با فضل و رحمتش برخورد می‌کند مگر اینکه بدهی و حق‌الناس باشد.

حضرت رسول(ص) می‌فرماید: «لم یُفتن فی قبره»؛ شهید در قبرش مورد سؤال قرار نمی‌گیرد.

سؤال شد: چرا همه افراد در قبر مورد امتحان و سؤال قرار می‌گیرند جز شهید؟

حضرت فرمودند: شهید از زیر برق شمشیری که بالای سرش بود امتحانش را خوب داد و دیگر در عالم برزخ نیازی به پرسش ندارد.

-بچه‌ها، دیوانه‌ها و مستضعف فکری

این افراد هم در قبر مورد بازجویی قرار نمی‌گیرند چون حجت و دلیل بر آنها تمام نشده، بچه‌ها به حد بلوغ و تکلیف نرسیده‌اند، دیوانه‌ها هم که از عقل بهره نداشتند، کسانی که از جهت فکری ضعیف بودند هم همان حالت را دارند.

علامه مجلسی می‌گوید: بدان که مقتضای قواعد امامیه و شیعه و ظواهر روایاتی که گذشت و احادیثی که می‌آید سؤال در قبر در مورد کسانی است که به سن تکلیف نرسیده‌اند و از نظر عقل و ... کامل‌اند اما اطفال، دیوانه‌ها و مستضعفان فکری در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند.

نکته مهم:

این گروه نه سؤال قبر دارند و نه عذاب قبر و در مقابل هم چون عمل صالح و خوبی را هم انجام نداده‌اند از خداوند هم طلبی ندارند و مستحق بهشت هم نیستند.

منبع: فارس


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
:: برچسب‌ها: قبر , سوال قبر ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html