تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب اسفند 1393
 
 


<-BlogDescription->

نوروز فاطمی


::
:: مرتبط با: فایل های تصویری ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
ویژگی های لباس در احادیث
ویژگی های لباس در احادیث
 ،قرار گرفتن در آستانه سال نو معمولا همزمان است با خرید لباس و تهیه پوشاک برای ورود به سالی جدید که مرور بر آموزه های دین در این باره ما را در تهیه بهترین البسه یاری می کند.
مسئله پوشش در اسلام از چنان جایگاهی برخوردار است که حتی در قرآن آیاتی به آن اختصاص داده شده است.

خداوند در آیه ۲۶ سوره مبارکه اعراف می فرماید: «اى فرزندان آدم! ما براى شما پوشاكى فرو فرستادیم كه عورت شما را مى پوشاند و نیز جامه هاى زیبا و نرم. و جامه تقوا، این براى شما بهتر است. این از نشانه هاى خداست شاید كه پند گیرید».

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «از محبوبترین جامه هاى شما نزد خدا، جامه سفید است. پس با جامه سفید نماز بخوانید و مردگان خود را در پارچه سفید كفن كنید.»

امیرمومنان علی (ع) نیز درباره لباس فرموده اند: «لباس پنبه اى بپوشید، كه آن لباس رسول خدا صلى الله علیه و آله و لباس ماست. رسول خدا صلى الله علیه و آله لباس پشمى و مویین نمى پوشید مگر این كه علتى (بیمارى) در كار بود.»

امام صادق (ع) درباره انتخاب جنس لباس می فرمایند: «كتان از لباس هاى پیامبران است و گوشت را مى رویاند.»

پیامبر خدا (ص) نیز در این باره می فرمایند: «اى ابوذر! لباس زبر بپوش و جامه درشت و ضخیم بر تن كن تا فخر و غرور به وجود تو راه نیابد.»

امام صادق (ع) می فرمایند: «لباسى بپوش كه نه به آن شهرت پیدا كنى و نه باعث خفّت تو شود.»
پیامبر خدا (ع) از پوشیدن دو نوع لباس نهى فرمودند: «لباسى كه به زیبایى شهره (انگشت نما) باشد و لباسى كه به زشتى شهره باشد.»


پی نوشت ها:
کافی
کنزالعمال
امالی طوسی


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
فایل های صوتی مراسم هفتگی هیئت اباصالح 21 اسفند 93
یادی از سردار خیبر


هفدهم اسفندماه سالروز شهادت سردار «محمدابراهیم همت» فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) است. او در «جزیره مجنون» به دیدار معبود خویش شتافت و به جمع دوستان شهیدش ملحق شد.
محمدابراهیم همت، دوازدهم فروردین سال 1334 در خطه ذوق‌پرور اصفهان و «قمشه» به دنیا آمد. قبل از این‌که متولد شود در دوران جنینی همراه مادرش به زیارت امام حسین (ع) رفت.
یادی از سردار خیبر
محمدابراهیم در سایه محبت‌های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را سپری کرد. این دوران نیز همانند زندگی بسیاری از کودکان هم سن و سال او طبیعی گذشت. با رسیدن به سن هفت سالگی وارد مدرسه شد. در دوران تحصیل از هوش و استعداد فوق‌العاده‌ای برخوردار بود به طوری که توجه همه را به خود جلب می‌کرد. ابراهیم از همان سنین کودکی و هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستان با کار و تلاش فراوان مخارج تحصیل خود را به دست می‌آورد و از این راه به خانواده زحمت‌کش خود نیز کمک می‌کرد. او با شور و نشاط و محبتی که داشت، به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دو چندان می‌بخشید.

پس از اتمام دوران ابتدایی و راهنمایی، وارد مقطع دبیرستان شد. او در دوران تحصیلات متوسطه اشتیاق فراوانی به رشته داروسازی نشان می‌داد. گرچه وضع مالی پدرش در آن حد نبود که بتواند برای فرزند علاقه‌مندش بعضی لوازم پزشکی را تهیه کند، با این حال از آنچه برایش مقدور بود، دریغ نمی‌ورزید. خود ابراهیم نیز با مبلغ اندکی که از کار در مزرعه یا جای دیگر به دست می‌آورد، توانسته بود بخشی از امکانات مورد نیازش را فراهم کند.

در سال 1352 دیپلم گرفت و در کنکور سراسری شرکت کرد. خانواده‌اش آرزو داشتند نامش را در لیست پذیرفته‌شدگان دانشگاه ببینند ولی چنین نبود. وقت اعلام نتایج، اسم ابراهیم در صدر اسامی ذخیره‌ها قرار داشت. پس از پایان مهلت ثبت نام و انصراف برخی از دانشجویان، انتظار می‌رفت که این‌بار ابراهیم به دانشگاه راه یابد ولی در کمال تعجب دیده شد که اسامی تنی چند از ذخیره‌ها که رتبه آنها پایین‌تر از وی بود، اعلام شده ولی از نام او نشانی نیست.

پس از آن، ابراهیم تلاش بسیاری کرد. اعتراض کتبی نوشت و جر و بحث زیادی کرد ولی به دلیل نفوذ صاحب منصبان آن زمان در آموزش عالی راه به جایی نبرد و حق او ضایع شد. فقدان موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در اراده او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد و دو سال بعد، با اتمام تحصیل، به خدمت سربازی رفت. اگر چه راضی نبود زیر پرچم رژیمی که مخالف آن بود دو سال عمر گرانب‌های خود را تلف کند. بنا به گفته خودش، تلخ‌ترین دوران جوانی او همان دوران سربازی بود. در همان مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستمشاهی آشنا شود و به تعدادی از کتاب‌هایی که از نظر ساواک ممنوعه به حساب می‌آمد، دست یابد. مطالعه آن کتابها که به طور مخفیانه و توسط برخی از دوستان برایش فراهم می‌شد، تاثیری عمیق و سازنده در روح و جان او گذاشت و به روشنایی اندیشه‌اش کمک شایانی کرد.

در سال 1356، پس از بازگشت به زادگاه و آغوش گرم و پرمهر خانواده، شغل معلمی را برگزید. او در روستاهای محروم و طاغوت‌زده مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم، در روزگار معلمی با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی آشنا شد و در اثر همنشینی با علمای اسلامی مبارز، با شخصیت ژرف حضرت امام خمینی آشنایی بیشتری پیدا کرد و نسبت به آن بزرگوار معرفتی عمیق در وجود خود ایجاد کرد. هر روز آتش عشق به امام در کانون جانش شعله‌ور می‌شد. او سعی وافری داشت تا عشق و علاقه به امام را در محیط درس گسترش دهد و جان دانش‌آموزان را که ضمیرشان به صافی آب و آیینه بود، از عشق «روح‌الله» لبریز سازد.

او در خصوص امام و احکام مترقی اسلام همواره به بحث می‌نشست و دانش‌آموزان را به مطالعه کتاب‌های سودمند و روشنگر ترغیب می‌کرد. همین امر سبب شد که در چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار داده شود اما روح سرکش و بی‌باک او به همه آن اخطارها بی‌توجه و بی‌اعتنا بود. او هدف و راهش را بدون تزلزل و تشویش پی می‌گرفت و از تربیت شاگردان لحظه‌ای غفلت نورزید.

با گسترده شدن امواج خروشان انقلاب،محمد ابراهیم نیز فعالیت‌های سیاسی خود را علنی کرد. حضور او در پیشاپیش صفوف تظاهرکنندگان و سفر به شهرهای اطراف برای دریافت و نشر اعلامیه‌های رهبر کبیر انقلاب و ضبط و تکثیر نوارهای سخنرانی ایشان و سایر پیشگامان انقلاب، خاطراتی نیست که به سادگی از اذهان مردم شهر و اعضای خانواده و دوستانش محو شود. وقتی انقلاب به پیروزی رسید و اماکن اطلاعاتی ساواک شهر «شهرضا» به دست مردم انقلابی فتح شد، پرونده سنگینی از محمدابراهیم به دست آمد. در این پرونده بیش از 20 گزارش و خبر مکتوب در تایید نقش فعال وی در تظاهرات و شورش علیه رژیم شاه به چشم می‌خورد که در صورت عدم پیروزی انقلاب، مجازات سنگینی برای او تدارک دیده می‌شد. تیمسار «ناجی»، فرمانده نظامی وقت اصفهان، دستور داده بود که هر جا او را دیدند با گلوله مورد هدف قرار بدهند.

محمد ابراهیم در طول مبارزات و فعالیت‌ها در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه «قمشه» نقش چشمگیری داشت. او ضمن عضویت در شورای فرماندهی سپاه، مسئولیت واحد روابط عمومی را به عهده گرفت و فعالیتهای خود را بعدی تازه بخشید.

به دنبال حوادث کردستان، به شهرستان پاوه عزیمت کرد و مسئولیت روابط عمومی سپاه آن‌جا را بر عهده گرفت. پس از یک سال خدمت در کردستان، به همراه حاج احمد متوسلیان، به مکه مشرف شد.

با شهادت «ناصر کاظمی» به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحمیلی در این سمت باقی ماند.

با شروع عملیات رمضان، در تاریخ 61/4/23در منطقه شرق بصره، فرماندهی «تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص)» را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد. در عملیات مسلم‌بن‌عقیل(ع) و محرم در سمت فرماندهی «قرارگاه ظفر»، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگید. در «عملیات والفجر مقدماتی»، مسئولیت «سپاه یازدهم قدر» را که شامل «لشکر 27 حضرت رسول(ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تیپ 10 سیدالشهدا بود»، بر عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهی او در «عملیات والفجر 4 » و تصرف ارتفاعات کانی مانگا هرگز از خاطره‌ها محو نمی‌شود.

اوج حماسه‌آفرینی این سردار بزرگ در «عملیات خیبر» بود. در این مقطع، حاج همت تمام توان خود را به کار گرفت و در آخرین روزهای حیات دنیوی‌اش، خواب و خوراک و هرگونه بهره مادی از دنیا را برخود حرام کرد و با ایثار خون خود برگی خونین در تاریخ دفاع مقدس رقم زد. سرانجام، فاتح خیبر - سردار بزرگ اسلام حاج محمدابراهیم همت- در روز 17 اسفندماه سال 1362 در «جزیره مجنون» به دیدار معبود خویش شتافت و به جمع دوستان شهیدش ملحق شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.
منبع: ایسنا


::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
:: برچسب‌ها: یادی از سردار خیبر ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 18 اسفند 1393
آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد!


::
:: مرتبط با: اندیشه های ماندنی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
فایل صوتی مراسمات ایام فاطمیه هیئت اباصالح(عج) خرمدره
فایل صوتی مراسمات ایام فاطمیه 93 هیئت اباصالح(عج) خرمدره




شب اول 13 اسفند 93
//////////////////////////


قرائت زیارت عاشورا/ مسلم مقدم

سخنرانی حجت الاسلام رجبی

روضه کربلائی حسن محمدی

سینه زمینه وشور / کربلائی حسن محمدی

سینه واحد/کربلائی حسن محمدی

سینه سنگین/کربلائی حسن محمدی


شب دوم/ 14 اسفند 93
/////////////////////////////


قرائت قران/مسلم مقدم

قرائت زیارت عاشورا/ مهدی شجاعی

سخنران: دکتر مجید بیگی

روضه / کربلائی مهدی یادگاری

سینه زمینه/ وحید نژاد حسینی

سینه واحد/ وحید نژاد حسینی

سینه سنگین/ کربلائی مهدی یادگاری

شور/ وحید نژاد حسینی

شور/ وحید نژادحسینی و کربلائی مهدی یادگاری


شب سوم/15 اسفند 93
///////////////////////////


قرائت قران/ صمدی

سخنران/ حجت الاسلام رجبی

مناجات وروضه/ کربلائی محسن تیموری

سینه زمینه/ کربلائی محسن تیموری

سینه واحد/ کربلائی جواد شاد

سینه واحد/ کربلائی محسن تیموری

شور/ کربلائی جواد شاد




::
:: مرتبط با: مراسمات هیئت اباصالح المهدی(عج) ,
:: برچسب‌ها: مهدی یادگاری , حسن محمدی , مسلم مقدم , حجت الاسلام رجبی , دکتر بیگی , جواد شاد , وحید نژاد حسینی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
فضایل ام ابیها حضرت زهرا(س)
فضایل ام ابیها حضرت زهرا(س)
فضائل بانوى بزرگ اسلام  حضرت فامه زهرا(س) در این مختصر نمى گنجد،اما به طور اجمال و گذرا به آن مى پردازیم:

علاقه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به فاطمه علیها السلام
بدون تردید محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه صلى الله علیه و آله و سلم بدون جهت و صرفا به دلیل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زیرا حضرت فرزندان دختر دیگر هم داشته است و از طرفى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم به مقتضاى (و ما ینطق عن الهوى) بدون دلیل از كسى تعریف و مدح نمى كند.

بنابراین معلوم مى شود كه این دردانه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در این مدت كوتاه عمر خود،از فضایل و كمالاتى برخوردار بوده كه مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابیر را درباره اش بیان نماید كه درباره كس دیگر نفرموده است،مانند:«ان الله یرضى لرضاك و یغضب لغضبك، خداوند راضى مى شود به رضاى تو و غضبناك مى شود به غضب تو.» (۱) «فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی،و من آذانی فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذیت كند مرا اذیت كرده و هر كس مرا اذیت كند، خدا را اذیت كرده است ». (۲) به نقل دیگرى چنین فرموده است:«و هی قلبی الذی بین جنبی، فاطمه،جان و دل من است كه در سینه ام قرار دارد». (۳)

و باز فرموده است:
«و هی نور عینی و ثمرة فؤادی،او نور چشم و میوه دل من است.» (۴)
فاطمه علیها السلام به اندازه اى مورد علاقه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بود كه «ابن عمر»نقل مى كند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مى كرد با آخرین كسى كه خداحافظى مى كرد فاطمه علیها السلام بود و به وقت بازگشت نخستین كسى را كه به دیدارش مى آمد فاطمه علیها السلام بود. (۵) تا آنجا كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به فاطمه علیها السلام مى فرمود:«فداك ابی و امی،پدر و مادرم به فداى تو.» (۶)

عایشه نقل مى كند:
ما رایت احدا كان اشبه كلاما و حدیثا من فاطمة برسول الله صلى الله علیه و آله و سلم و كانت اذا دخلت علیه رحب بها و قام الیها فاخذ بیدها فقبلها و اجلسها فی مجلسه،ندیدم كسى را از نظر كلام و سخن به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شبیه تر از فاطمه علیها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مى شد،به او مرحبا مى گفت و در برابرش مى ایستاد (و به طرفش مى رفت) و دست او را مى گرفت و مى بوسید و او را در جاى خودش مى نشانید.» (۷)

عبادت فاطمه علیها السلام

فاطمه علیها السلام از عابدترین و پارساترین زنان عالمیان است.او با همه گرفتارى و مشاغلى كه در خانه داشت،با این حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاریخ نمونه است.
شیخ صدوق و دیگران از امام حسن علیه السلام روایت مى كنند:«مادرم فاطمه را دیدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ایستاد و تا هنگامى كه سپیده طلوع مى كرد،پیوسته در حال ركوع و سجود بود و شنیدم پیوسته براى مردان و زنان با ایمان دعا مى كرد و آنها را در دعا نام مى برد، ولى براى خود دعا نمى كرد،من گفتم:
یا اماه لم لا تدعین لنفسك كما تدعین لغیرك؟فقالت:یا بنی الجار ثم الدار،مادر جان چرا همچنان كه بر دیگران دعا مى كنى،براى خود دعا نمى كنى؟فرمود:پسرم اول همسایه بعد خانه.» (۸)

حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه علیها السلام چنین گفته است:«ما كان فی هذه الامة اعبد من فاطمة،كانت تقوم حتى تورم قدماها،در میان این امت،عبادت كسى از فاطمه علیها السلام بیشتر نبود،زیرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مى ایستاد كه پاهایش ورم مى كرد.» (۹)

عظمت فاطمه در قیامت
در روایات بسیارى از ابن عباس،ابو ایوب و ابو هریره آمده است كه رسول خدا فرمود:
«اذا كان یوم القیامة وقف الخلائق بین یدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ایها الناس (یا معشر الخلائق) غضوا ابصاركم و نكسوا من رؤسكم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قیامت كه برپا مى شود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مى ایستند.منادى حق،از پس پرده فریاد مى زند:اى گروه مردم،دیدگان خود را ببندید،سرها را به زیر افكنید،زیرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مى كند.» (۱۲)

در برخى از احادیث دیگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ترید ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مى خواهد از محشر بگذرد.» (۱۳)

پی نوشت:
۱.ینابیع الموده،ج ۱،ص ۱۷۱،بحار الانوار،ج ۴۳،ص ۲۰.
۲.مناقب ابن شهر آشوب،ج ۳،ص ۳۳۲ با اندكى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج ۴۳،ص ۸۰، صحیح مسلم،ج ۱۶،ص ۲،مستدرك حاكم،ج ۳،ص ۱۷۳،حلیة الاولیاء،ج ۲،ص ۴۰.
۳.بحار الانوار،ج ۴۳،ص ۸۰.
۴.همان مدرك،ص ۲۴.
۵.مستدرك حاكم،ج ۳،ص ۱۶۹.
۶.همان مدرك،ص ۱۷۰.
۷.همان مدرك،ص ۱۶۷.
۸.علل الشرایع،ج ۱،ص ۱۷۳،كشف الغمه،ج ۲،ص ۲۵.
۹.مناقب شهر بن آشوب،ج ۳،ص ۳۴۱.
۱۰.مناقب ابن شهر آشوب،ج ۳،ص ۳۲۶،بحار الانوار،ج ۴۳،ص ۵۲،راجع مستدرك حاكم،ج ۳،ص ۱۶۶،ینابیع الموده،ج ۲،ص،الفصول المهمه،ص ۱۴۷،براى اطلاع بیشتر ر.ك:احقاق الحق،ج ۱۰، ص ۱۴۸.
۱۱.الفصول المهمه،ص ۱۴۷.
12-جمع آوری ازسید اصغر ناظم زاده قمى .


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393
پاسخ یک شایعه
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

"من ایرانی نیستم
چون به جای درود میگویم سلام و به جای بدرود میگویم خداحافظ
من ایرانی نیستم
چون روز کوروش بزرگ را نمیدانم (هفتم آبان ماه)، چون این روز فقط در تقویم کشور من ثبت نشده است
من ایرانی نیستم
چون عربها به من آموختند به خوراک بگویم غذا، در حالی که خودشان به آب هرزه ی شتر میگویند غذا و من هم تکرار میکنم
من ایرانی نیستم
چون عربها به من آموختند برای شمارش خودمان بجای تن از نفر استفاده کنیم که واحد شمارش حیوانات (شتر) است
من ایرانی نیستم
چون عربها به من آموختند که به جای گفتن واق واق سگ بگویم پارس که نام وطنمان است
من ایرانی نیستم
چون عربها به من آموختند دیوث یک صفت زشت است، در حالیکه نام یکی از سرداران ایرانی بوده که درحمله اعراب به ایران تعداد زیادی از سربازان عرب را به هلاکت رسانده است.
من ایرانی نیستم
چون اعراب به من آموختند بگویم شاهنامه آخرش خوش است، چون در آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست میخورند
و در پایان ...
من ایرانی نیستم
چون عرب کثافت نجس، خون هزاران برادر من را ریخت و امروز برادر من است
برادر من است
برادر من است..."


پاسخ شایعه

1. "خداحافظ"، ترکیب 2 کلمه (خدا) فارسی و (حافظ) عربی می باشد. پس در حالت کلی این واژه صرفا عربی نمی باشد .
کلمات "درود" و "بدرود" همچنان در بین فارسی زبانان رواج دارد، اما عرب زبانها از کلمه"فی امان الله" استفاده می کنند، نه خداحافظ !
fa.m.wikipedia.org/w 

2. روزی بنام کوروش مصادف با 7 آبان یا 29 دسامبر، در هیچ تقویم بین المللی و یا ایرانی موجود نمی باشد!
old.sharghdaily.ir/n  کلمه عربی "الغذاء" به معنای خوراک و طعام می باشد که در زبان فارسی حمزه ان مانند املاء، انشاء و ... حذف شده است.
www.jasjoo.com/books  واژه عربی "نفر" به معنای گروهی از انسانها است، که در قران کریم برای شمارش انسان و جن نیز بکار رفته است و لذا بحث تحقیر ایرانیان منتفی ست .
سوره: کهف، آیه: 34
سوره: الاحقاف، آیه: 29
* در فرهنگ اعراب به دلیل اهمیت شتر در زندگی آنها از نفر به عنوان واحد شمارش شتر نیز استفاده شده است .

5. حرف "پ" در عربی یافت نمی شود! پس اعراب نمی توانسته اند به ما یاد داده باشند که به میهن خود بگوییم پارس !
* تبدیل (پ) به (ف) یک دگرگونی واژگان در گذر زمان است مانند "سپید" به "سفید".

6. دیوث به معنای مردی است که نسبت به نوامیس خود غیرتی ندارد.
اما "پومپه دیوس" از سرکردگان پارتی در زمان ارد اول پادشاه اشکانیان بوده است نه ساسانیان که عمرش کفاف جنگ با اعراب را نمی داده است!
www.vajehyab.com/moe  در خصوص ضرب المثل "شاهنامه آخرش خوش است" نظرات مختلفی داده شده که تنها یکی از آنها به شکست ایران از اعراب مرتبط است!
به فرض صحت ادعا، از زمانی که فردوسی شاهنامه را سرود تا امروز اعراب از نظر فرهنگی در موفعیتی قرار نداشتند تا به رواج ضرب المثل در جامعه ایرانی بپردازند .
isna.ir/fa/news/9202  حق جو و حق طلب باشیم



::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393
مراسم ایام فاطمیه هیئت اباصالح(عج)
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى؟
آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى؟
جابر بن عبدالله انصاری می گوید:

روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى كه چگونه و براى چه مى باشد؟

اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دومین تكبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى باشد.
سومین تكبیر یعنى؛ نمى توان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى شود.
پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى كند.
ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى ركوع آن است كه مى گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده ام و از آن دست بر نمى دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مى دارى و مى گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده اى.
و همین كه دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى گردانى؛
و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او علیهم صلوات الله مى باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

پی نوشت:
مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۱۰۵، ح ۵/ بحار الانوار:، ج ۸۴، ص ۲۵۳، ح ۳۸.


::
:: مرتبط با: اندیشه های ماندنی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : شنبه 9 اسفند 1393
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html