تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب دی 1393
 
 


<-BlogDescription->

I Love Muhammad



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
:: برچسب‌ها: I Love Muhammad ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 30 دی 1393
آیا ملک الموت به کسی مهلت می دهد؟
آیا ملک الموت به کسی مهلت می دهد؟
 از جمله حکمت آل داوود این بود که: « بر عاقل لازم است که نگاهبان زبان خود باشد و توجهش به انجام وظیفه ی خودش باشد و هر که بسیار یاد مرگ کند، به کمی از دنیا قانع باشد و حوادث و کارهای سخت دنیا بر او آسان شود و هر که کلماتی که می گوید شماره کند، سخن گفتنش کم می شود ( زیرا می بیند بسیاری از آنها لغو و بیهوده و بی منفعت است.)

بدان (ای برادر!) نیکوترین احوال تو وقتی است که زبان خود را نگاه بداری از غیبت و نمامی کردن و سخن بیهوده گفتن و در عوض زبان خود را به ذکر خدای سبحان واداری یا تعلیم علم کن که آن هم ذکر خدای تعالی است. به درستی که عمر سرمایه ی بزرگی است برای تجارت (آخرت)، پس هرگاه ترک ذکر خدا کردی و سخنان لغو و بیهوده گفتی، همانند آن کسی خواهی بود که ببیند دری را پس موقع برداشتن آن در عوض سنگی بردارد.

پس هوشیار باش زمانی که ملک الموت برای قبض روح تو آمد، اگر از او مهلت بخواهی ساعتی را و یا اقلا یک دقیقه ای که لااله الاالله بگویی نخواهدبود، اگر چه تمامی دنیا را داشته باشی و به او ببخشی، و چه بسیار انسان ساعاتی از عمر عزیز و گرانبهای خود را بیهوده صرف کرده و این خود یک نوع ضرر و غبن بزرگی است. به درستی که مومن آن کسی است که سخنش فقط ذکر خدا باشد و خاموشی اش تفکر و نظر کردنش از روی عبرت باشد.

منبع: داستانهایی از یاد خدا،ص۱۳۱.


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 26 دی 1393
زنان بی ادعا
خدایا...
جنازه پسرشونُ که آوردند
چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود
پدر سرشو بالا گرفت و گفت :حاج خانم غصه نخوری ها !!!
دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادِش

------------------------------

زنان بی ادعا

مردان بی ادعا را زنان بی ادعاتر همراهی میکنند..

::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
نه شیعه مرتبط با MI6 شیعه است و نه مزدور CIA سنی !
رهبرمعظم انقلاب:
نه شیعه مرتبط با MI6 شیعه است و نه مزدور CIA سنی !
هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند
________________________
لا الشیعة المرتبطون بالـ MI6 شیعة و لا السنة العملاء للـ CIA سنة .. کلاهما معادون للاسلام و الرسول صلی الله علیه و آله


::
:: مرتبط با: اندیشه های ماندنی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
◥ خـــــود ســـآزی از منظر یک طلبـــه شهـــید ◣
◥ خـــــود ســـآزی از منظر یک طلبـــه شهـــید ◣
ܓ✿امام خامنه ای「♥」:
✔در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ی نفس هم پیشرفت می‌کردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم.
===============================
【طلبه شهید محمد محمدی 】:
هر فردى مجموعه‏اى از اعمال خوب را که باید بدان عمل کند و اعمالى که باید از آنها پرهیز کند بر روى کاغذى بنویسد، صبحگاهان به آن نگاه کند و در طول روز بر رعایت انجام آنها اهتمام ورزد و در 【شامگاهان نیز در آن بنگرد و از خود حسابرسى کند】.

::
:: مرتبط با: اندیشه های ماندنی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
از این سه نفر امید خیر نداشته باشید
از این سه نفر امید خیر نداشته باشید
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام ثَلَاثٌ مَنْ تَكُنْ فِیهِ فَلَا یُرْجَى خَیْرُهُ أَبَداً مَنْ لَمْ یَخْشَ اللَّهَ فِی الْغَیْبِ وَ لَمْ یَرْعَوِ عِنْدَ الشَّیْبِ وَ لَمْ یَسْتَحِ مِنَ الْعَیْبِ

امام صادق علیه السّلام فرمود: امید خیر به افرادی که این سه صفت را دارند نداشته باشید.

۱-كسى كه در پنهانی از خداوند نترسد.

۲-و فردی که سالخورده و پیری که از جهالت و كار زشت دست بردار نباشد.

۳- از عیب داشتن باكى نداشته باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۵۵۸


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 19 دی 1393
هستی به کجا می رود؟



هستی به کجا می رود؟
 «له ملک السماوات و الارض و الی الله ترجع الامور؛ ملکیت حقیقی و مالکیت آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ و همه ی کارها(ی هستی و سلسله ی معلولات) به سوی او (که علت العلل است) باز گردانده می شود.»(حدید/۵)

جمله ی« و الی الله ترجع الامور» شش بار در قرآن آمده است؛ و معنای آن این است که همه ی موجودات در مسیر تکامل اند: ابتدا از نیستی و عدم به هستی آمدند و حال به سوی بی نهایت، که ذات پاک ربوبی است، در حرکت اند؛ و این سیر تکاملی هرگز متوقف نمی شود و با مرگ و ورود به عالم برزخ؛ ادامه پیدا می کند تا اینکه در رستاخیز به حیاتی عالی و دائمی برسد.

استفاده از تعبیر «امور» که صیغه جمع است، بیانگر این است که نه تنها انسان، بلکه سایر موجودات نیز همین حرکت کمالی را بی وقفه طی می کنند؛ و حقا نیز باید چنین باشد، زیرا او خود خالق و رازق و مالک و حاکم و مدبر است و در هر حال و هر مکان با ماست و بازگشت همه ی ما و همه ی کارها و همه ی موجودات نیز جز به سوی او نیست.

این اصل حرکت مهم عالم به سوی خداوند در ده ها آیه ی قرآن با عبارت«انّ الی ربک الرجعی»(علق/۸) و «انا الیه راجعون» (بقره/۱۵۶) و « ان الی ربک المنتهی»(نجم/۴۲) و مانند آنها آمده است.

منبع: آیه های زندگی،ص۱۰.


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 19 دی 1393
جشن میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 15 دی 1393
خاطره خواندنی از دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید ارمنی در روز کریسمس
رهبر انقلاب

  حسام الدین آشنا در صفحه فیس بوکش خاطره ای از دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید ارمنی به بهانه سال نو میلادی به نقل از نشریه معارف آورده و نوشته است:این خاطره را خودم با یکی از مسوولان وقت ارتباطات مردمی رهبری چک کرده ام.

صبح روز کریسمس آقا فرمود: اگر خانه ی چند ارمنی و آشوری برویم، خوب است.

صبح رفتیم در محلة مجیدیه شمالی گشتیم و دو سه خانوادة شهید ارمنی پیدا کردیم. در خانه‌ها را زدیم و با آنها صحبت کردیم. توی خانوادة مسلمان‌ها که ما می‌رویم، سلام می‌کنیم و می‌گوییم: از هیئت آمدیم؛ از بسیج؛ پایگاه ابوذر و بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم… اما به ارمنی‌ها بگوییم: از بسیج آمدیم که… بگوییم از دادستانی آمدیم که باید در بروند؛ بالاخره کارت صدا و سیما نشان دادیم و گفتیم: از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب که شب کریسمس شماست، می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

برای نماز مغرب و عشا، با یک تیم حفاظتی، وارد مجیدیه شدیم. گفتیم: اسکورت که حرکت کرد، به ما ابلاغ می‌کنند. اسکورت هم به هوای این که ما در منطقه هستیم، زیاد با بی‌سیم صحبت نکنند که مسیر لو نرود. یکی از افراد آن مرکز با بی‌سیم مرا صدا کرد و گفت: شخصیت، سر پل سیدخندان است! سر پل سیدخندان تا مجیدیه، کمتر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم و درِ خانة شهید ارمنی را زدم. خانمی در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد؛ بالاخره وارد شدیم؛ چون باید کاری می‌کردیم، گفتیم: نودال و اَمپِکس (و چیزهایی که شنیده بودیم کارگردان‌ها می‌گویند)، بروند تو! یک ذره که نزدیک شد، دوباره بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله کمی که بود، به این خانم می‌خواستم بفهمانم که این‌جوری جلوی آقا نیاید؛ گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما! گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد و بعد گفت: گفتید کی؟ من اسم حضرت آقا را گفتم؛ نمی‌دانم داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید‌؟ تا اسم آقا را گفتم، افتاد وسط زمین و غش کرد!

داد بیداد کردیم که دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً بلند کنید و ببرید. مادر را بردند توی آشپزخانه.

دخترها گفتند: چه شد؟ گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم؛ ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان و وقتی به مادرتان گفتیم، غش کرد. اینها شروع کردند مادر خودشان را هشیار کنند که بی‌سیم اعلام کرد: آقا پشت در است! من دویدم در خانه را باز کردم.

آقا از ماشین پیاده شد تا خانه بشود و بعد آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم. گفتم: بفرمایید! گفت شما؟ نه این‌که آقا ما را نمی‌شناخت، بلکه یعنی تو چه کاره‌ای؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده! گفت: کس دیگری نیست؟ گفتیم: آقا شما بفرمایید داخل. گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه داخل نمی‌آیم!

ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن، این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهار راه، با لباس روحانیت، با آن عظمت رهبری خودشان بایستند و همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن، وارد خانه کسی نشود! من دویدم رفتم توی آشپزخانه و به یکی از این دخترها گفتم: آقا دم در است؛ بیایید تعارف کنید بیاید داخل! لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم. به آقا گفتیم: رفته‌اند لباس مناسب بپوشند؛ شما بفرمایید داخل. گفت: نه، می‌ایستم تا بیایند! چند دقیقه‌ای دم در ایستاد و ما هم سعی کردیم بچه‌هایی را که قد بلندی دارند، بیاوریم و مثل نردبان، دور وی قرار دهیم تا پیدا نباشند. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. آنها چون دانشجو بودند، لباس دانشجویی مناسب داشتند و بعد یکی از دخترها دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفت داخل اتاق.
آقا مرا صدا کرد و گفت: اینها پدر ندارند؟ گفتم: نمی‌دانم. گفت بزرگ‌تر ندارند؟ رفتیم آن اتاق پشتی و گفتم: ببخشید! پدرتان؟ گفتند: مرده. گفتیم، برادر؟ گفتند: یکی داشتیم که شهید شده. گفتیم: بزرگ‌تری، کسی ندارید؟ گفتند: عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند.

در خانه بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در. سلام کردم و گفتم: ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم. این بندة خدا نگاه کرد و دید یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد؛ رفت لباس پوشید و آمد دم در و با او آمدیم توی خانة برادرش و بعد از بازرسی، گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا و اینها چون بزرگ‌تری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید. او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مات و مبهوت شد و نمی دانست چه کار کند. او را بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا! اینها به خودی خود، زبانشان با ما فرق می‌کند؛ سلام ‌علیک هم که می‌خواهند بکنند، کلی مکافات دارند! با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و سرانجام، یک همدمی را برای آقا مهیا کردیم.

رفتیم توی اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم؛ بعد رفت و لباس مناسب پوشید و آمد. وقتی وارد اتاق شد، آقا به او تعارف کرد و دمادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟ آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم. گفت: ما هر چند با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، اما در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم؛ ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین ‌علیه‌السلام، روز عاشورا و تاسوعا، به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین علیه‌السلام، شربت می‌دهیم و می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم؛ ظرف یک‌بار مصرف می‌گیریم که شما مشکل خوردن نداشته باشید. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن بعضی چیزها را نمی‌فهمیدم. می‌گفتند: مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی علیه‌السلام که دستش را بستند و 25 سال حکومتش را غصب کردند؛ نمی‌فهیمدم یعنی چی! می‌گفتند: آخر شب، نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانة یتیمان که این را هم نمی‌فهمیدم؛ ولی امروز فهمیدم که علی علیه‌السلام کیست؛ امروز با ورود شما به منزلمان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما هم به خانة ما نیامده است! شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی علیه‌السلام که خانة یتیم‌هایش می‌رفت، چه‌قدر بزرگ است.

ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم و به اندازة چند کتاب، درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه، آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه را خورد؛ اما بعضی از دوستان ما نخوردند! کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر! حزب‌اللهی‌تر از آقا هستیم دیگر! با آنها خداحافظی کردیم و به سمت دفتر به راه افتادیم. وقتی رسیدیم، آقا فرمود: این بچه‌ها را بگویید بیایند! آمدند. فرمود: «این کار چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم، چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به آنها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید [بخورید]، داخل نمی‌آمدید»!

*این مطلب پیش تر در سایتهای جهان و مشرق آمده و در آن نوشته شده است: نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» بود، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود و چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته «ایجکت» کند و چتر نجات شهید کار نکرده ... . اوحتی حاضر نشد، لاشه هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد و کاری کرد تا توی خاک ایران سقوط کند.



::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : شنبه 13 دی 1393
نهم ربیع؛ روز امامت و مهدویت
نهم ربیع؛ روز امامت و مهدویت
به گزارش افکارنیوز، اعتقاد به «تبری» لازم، و اظهار «تبری» تابع شرایط زمان است و اینکه مراجع در این مورد توصیه‌های فراوان دارند از این باب است.

شیعیان در دوره‌هایی از تاریخ، به‌ویژه از عصر صفویه به بعد، روز نهم ربیع‌الاول را روزی مبارک برشمرده و در این روز جشن‌هایی برگزار کرده‌اند. طبق منابع معتبر و کهن حادثه‌ی اصلی این روز، آغاز امامت حضرت مهدی(عج) است؛ زیرا پدر آن بزرگوار در روز هشتم ربیع‌الاول به شهادت رسیده، اما درخصوص جشن‌هایی که در این روز برای تولی یا به بهانه تبری برگزار می‌شود باید گفت که یکی از ارکان دین و از اعتقادات شیعه «تولی» و «تبری» است که از ضروریات دین بوده و در کنار نماز و روزه و حج و خمس و زکات و ... قرار گرفته است و هر مسلمان وظیفه دارد تا با استفاده از دلایل عقلی و نقلی به این دو موضوع همانند سایر واجبات الهی اعتقاد داشته باشد.

تولّی «در لغت به معنای دوستی کردن، ولیّ قرار دادن و ولایت دادن، کاری را به عهده گرفتن، دوستی و محبّت است. (معین، محمد، فرهنگ معین، ص۱۱۷۰) و«تبرّی» به معنای بیزاری جستن، بیزارشدن، بیزاری. (معین، محمد، فرهنگ معین، ص ۱۰۲۲/ علی اکبر دهخدا، همان، ج۴، ص۵۷۵، ماده تبری) آمده است. مهم‌ترین آیه‌ای که در زمینه«توّلی» مورد استناد قرار می‌گیرد این آیه است: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌‏کنم جز دوست‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏].» (شوری/۲۳)و یا آیه ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!» [توبه/۱۱۹]

و درباره«تبری» آیات فراوانی وجود دارد که به چند نمونه بسنده می‌کنیم:

۱-افراد با ایمان نباید به جای مومنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ‏ای با خدا ندارد.» (آل عمران/۲۸)۲- برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا می ‏پرستید بیزاریم ما نسبت به شما کافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است.» (ممتحنه/۴)

کسی که نسبت به مساله یا چیزی عشق می‌ورزد با هم‌سنخان خود در محبوب‌دوستی، مشترک می‌شود و از سویی باید با عوامل آسیب‌زای علاقه خود، دشمنی کند. از همین رو عشق و محبت انسان، برای او حد و مرز و خط قرمز می‌آفریند. در واقع تبری جستن همانند سیستم دفاعی بدن است که مانع رشد میکروب‌ها می‌شود.

در روایات بسیاری اهمیت بسیار والای«تولی» و «تبری» مطرح شده است که در اینجا به چند مورد اشاره می‌شود: پیامبر اکرم (ص) روزی از اصحابش پرسید که: در میان دستگیره ‏های ایمان کدام‌یک از همه محکم‌تر است؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر می‏دانند، آنگاه یکی از ایشان گفت: نماز، دیگری گفت: زکات، شخصی گفت: روزه، یکی دیگر از ایشان گفت: حج و عمره، و دیگری گفت: جهاد، آنگاه پیامبر (ص) فرمود: همه اینها که نام بردید، کارهای با فضیلتی است، اما پاسخ پرسش من نیست، قوی ‏‌ترین دستگیره ایمان، دوست داشتن برای خدا و دشمن داشتن برای خدا و دوست داشتن اولیاء خدا و بیزاری جستن از دشمنان خداست.(معانی الاخبار، ص ۳۹۸) همچنین امام رضا (ع) می‌فرمایند: کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست. (بحارالأنوار، ج‏۲۷، ص۵۸)

نکته‌ای قابل توجه و حساس

اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که تبری جستن از دشمنان الهی به این معنا نیست که با همه مخالفان فکر و اندیشه خود بجنگیم و هیچ کس جز خود را نبینیم. خدای متعال در قرآن صریحا این مساله را بیان کرده است: خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی ‏کند چرا که خداوند عدالت‏ پیشگان را دوست دارد.

تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی می ‏کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه‌هایتان بیرون راندند یا به بیرون‏ راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است!» [ممتحنه/۸-۹] اما این نکته کلیدی، در«تبری» وجود دارد که اعتقاد به «تبری» لازم، و اظهار «تبری» تابع شرایط زمان است و اینکه مراجع در این مورد توصیه‌های فراوان دارند از این باب است.

اگر کسی اصل «تبری» را نداشته باشد دینش ناقص است اما اظهار«تبری» به سبّابی و فحاشی نیست. این کار‌ها جزء«تبری»نیست. حال این پرسش مطرح می‌شود که «تبری» خود را چگونه نشان دهیم؟! بعد از اتمام جنگ صفین امیرالمومنین حضرت علی (ع) به کوفه رفتند. دیدند برخی از اصحاب به معاویه فحش و ناسزا می‌گویند. امام فرمودند: من دوست ندارم شما فحاش باشید. اصحاب گفتند: آقا ما به معاویه ناسزاگویی و فحاشی می‌کنیم. امام فرمود اگر اهل ایمان بود که حرام بود، چون معاویه است خوشم نمی‌آید. لکن اگر شما به‌جای دشنام اعمال و احوال (خیانت‌های) آن‌ها را ذکر کنید به حق نزدیک‌تر و برای اتمام حجت بهتر است.»(نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹)

مخالفت مراجع تقلید درباره مراسم مربوط به نهم ربیع‌الاول

آیت الله محمد تقی بهجت درباره برگزاری مجالس به مناسبت حضرت زهرا(س) توصیه می‌کردند که به بیان فضایل اهل بیت(ع) بویژه حضرت زهرا(س) و بیان حدیث ثقلین پرداخته شود. به گفته وی، شیوه آیت الله بروجردی نیز همین بوده است؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار. همچنین درباره برخی از رفتار‌ها به نام عید الزهرا بیان کردند: «چه بسا... این کار‌ها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در این صورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.»

آیت الله خامنه‌ای در همین‌باره می‌گوید: «بعضی‌ها به نام شادکردن دل فاطمه‌زهرا(س) این روز‌ها و در این دوران ما کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند! می‌فهمید چه می‌گویم؟ بهترین وسیله‌ای که دشمنان بزرگ انقلاب پیدا کردند برای اینکه نگذارند انقلاب به کشورهای اسلامی برود، می‌دانید چه بود؟ گفتند این انقلاب، اسلامی نیست! گفتند اینها دشمن شما- چند صد میلیون مسلمان- هستند! امام بزرگوارمان ایستاد و گفت این انقلاب، اسلامی است؛ شیعه و سنی در کنار هم هستند. اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیای آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند. نواری پیدا کند، ببرد این‌جا و آن‌جا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید، این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟

بعضی‌ها دارند به نام فاطمه زهرا(س) این کار را می‌کنند. در حالی که فاطمه‌زهرا(س) راضی نیست. این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شد. آن مرد الهی، آن وارث واقعی فاطمه‌زهرا(س) در زمان ما، آن همه زحمت کشید. این جوان‌های پاک ما این‌جور رفتند خون‌هایشان را ریختند تا انقلاب را بتوانند عالم‌گیر کنند. آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شادکردن دل زهرا(س)، کاری بکند که دشمنان حضرت را شاد کند.»

آیت الله سیستانی بیان کردند: باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسایل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.(کتاب نهم ربیع، جهالت‌ها و خسارت‌ها، ص ۱۰۳ – ۱۱۹)

سخن آخر

در طول تاریخ اسلام همواره دو گروه بودند که خسارت های جدی به اسلام وارد کرده اند ...امام صادق (ع) دراین باره می فرمایند: دو گروه کمر مرا شکستند؛ یکی فرد جاهل مقدس نما که با جهلش باعث می شود مردم به دین عمل نکنند و دیگری عالم بی تقوا که بی تقوایی اش مردم را از هر چه علم است بی زار می‌کند.همچنین امام زمان(عج) در نامه ای مرقوم فرمودند:احمق های شیعه قلب مرا آزار می دهند. کسانی که بال پشه از دین آنها با ارزش تر است. (الإحتجاج، شیخ مفید، ج۲، ص۴۷۴)پس لازم است که ما نیز کمی تامل کنیم و با بصیرت کامل تبرّی بجوییم./حمایت


::
:: مرتبط با: مهدویت ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 11 دی 1393
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html