تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب آبان 1392
 
 


<-BlogDescription->

تلنگر
پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله :
كسى كه برادر مسلمانش در قرضى به او نیاز پیدا كند و او بتواند قرض بدهد و چنین نكند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى كند...
امالى صدوق، ص 516


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392
امریکا در راس استکبار است
رهبر انقلاب: ملت ایران به همه ملت های دنیا احترام می گذارد. اما برخورد ملت ایران با متعرض، برخورد پشیمان كننده ای است و آن چنان سیلی ای خواهد زد كه هرگز فراموش نخواهد كرد.29.8.1392


::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
کاش می شد
کاش


رِسد روزی


که


چشمانم


با دیدن این تصویر


بارانی شود . . .




یارقیه





::
:: مرتبط با: حرفهای خودمونی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
یا رقیه
نرخ طلای كوفه


سقوطش مسجل است


از بسـكه گوشــــواره و زیــــور می آورند . . .






یا رقیه





::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
پشیمانی ابلیس در واقعه ی عاشورا !؟
ܓܨ☼ܓܨ✜ܓܨ☀

پشیمانی ابلیس در واقعه ی عاشورا !؟

عصر عاشورای سال 61 هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس

سرکرده ی آنان ، به سر و صورت می زند و می گرید

گفتند:

امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟

گفت:

اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند

گفتند:چطور؟

مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ،

راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟

گفت:چرا چنین شد

ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ،

باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود

هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین [علیه السلام]

جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد.

منبع:داستانهای روح فزا ص 127


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
قیامت یقه تان را میگیرم
قیامت یقه تان را میگیرم

اگر ولی فقیه را تنها بگذارید.


( قسمتی از وصیتنامه شهید مجید محمدی)


پی نوشت :

ما از خُم پرجوش ولایت مستیم / عهدی ازلی با ره مــــولا بستیم

الهی چنان کن که آنی وکمتر از آنی شرمنده شهدا نشویم ...

::
:: مرتبط با: سبک زندگی اسلامی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
همت همت مجنون
همت مجنون
حاجی صدای منو میشنوید
همت همت مجنون
مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر
محاصره تنگ تر شده ...
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان

فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ....
حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتونو اذیت نکنه
ولی کو اخوی گوش شنوا...
حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه.......
همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ....
حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه
کمک می خوایم حاجی .......
به بچه های اونجا بگو کمکــــــــــــــــــــــــــــــ برسونند

داری صدا رو.......
همت همت مجنون.......



دل نوشته: آره داداشا و خواهرای من، حکایت ما الان اینه، ولی کار ما از بیسیم زدن گذشته، کاش یه تیکه سیم می موند باش سیم خودمونو وصل کنیم به شهدا ولی افسوس که همه رو خودمون قطع کردیم.

ولی بازم امیدمون به خودشونه.
ان شاءلله دستمونو بگیرن.


::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392
کدام وقایع عاشورا تحریف شده ‌است؟

در لابلای این شور حسینی و اندر عزای آن حضرت، بدعت ها و تحریف هایی رشد کرده که لاجرم آن شعور عاشورایی را هدف اصابت قرار داده است.



 
 


عاشورا آن بزرگ روز تاریخ است که همچون زر، بر زره روزگار نقش بسته؛ کربلا همان قطعه بهشت است که رودخانه خروشان حقایق در دل شیعیان و همه آزادی خواهان وحق طلبان از چشمه زلال آن سرچشمه می گیرد. این حقیقت نه تنها شعور امت های در بند ستم را دگرگون کرده، بلکه شوری عاشورایی بدان بخشیده است.

اما در لابلای این شور حسینی و اندر عزای آن حضرت، بدعت ها و تحریف هایی رشد کرده که لاجرم آن شعور عاشورایی را هدف اصابت قرار داده است. هراس ما از آن است که روزی فرا رسد که از حسین(ع)، عاشورا و کربلا چیزی جز بدعت و خرافه باقی نماند.

مسترهمفر(جاسوس انگلیسی در کشور های اسلامی) در کتابش می نویسد: «شیعیان حسینیه هایی دارند که در اوقاتی خاص در آن تجمع می کنند و سخنران ها باعث تقویت ایمان در وجودشان می شود.»

وی در جایی دیگر می نویسد: «باید به این بهانه که حسینیه ها بدعت وگمراهی تلقی می شود... حسینیه ها را نابود کنیم.»

به همین دلیل برآنیم تا در این مطلب مختصر چند اشتباه را اصلاح و بلکه توطئه انگلیس را خنثی کنیم.

اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.

اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.

اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.

در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.

شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»

اشتباه سوم: یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.

اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)

اشتباه چهارم: مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو.

پی نوشت:
(حماسه حسینی،جلد۱، مرتضی مطهری)


حنابندان حضرت قاسم از خرافه تا واقعیت


با وجود افزایش آگاهی عزاداران حسینی نسبت به تحریفات واقعه عاشورا، اما همچنان برپایی مراسم حنابندان برای حضرت قاسم(ع) و حجله‌بندی کردن در برخی هیئت‌ها دیده می‌شود. شهید مطهری به شدت این مطلب خرافی را رد می‌کند.

بنا به سنت مداحان روز ششم ماه محرم به حضرت قاسم‌بن الحسن(ع) نوجوان 10 (به گفته طبری) یا 14 ساله(به گفته ابی‌مخنف) (1) شهید دشت نینواست.

در این شب، در برخی هیئت‌ها به برگزاری مراسم حنابندان و برپا کردن حجله حضرت قاسم(ع) می‌پردازند، چرا که معتقدند آن حضرت در کربلا ازدواج کرده است! این موضوع برای اولین در کتاب «روضة الشهدا» عنوان شد، کتابی که 9 قرن پس از واقعه عاشورا نوشته شده و اکثر روایات آن از کتاب‌های غیر قابل اعتماد اخذ شده و برخی نیز اصولاً سندیت ندارد و صرفاً داستان‌سرایی مؤلف است.

علامه مجلسی می‏گوید: نقل ماجرای عروسی قاسم به مدارک معتبر متکی نبوده است، منشأ این حکایت دو کتاب است یکی «منتخب المراثی» که بهترین تألیفات به زبان عربی هست و نویسنده آن شیخ فخرالدین طریحی صاحب «مجمع البحرین» است و دیگری «روضة‌الشهدا» نوشته ملاحسین کاشفی صاحب انوار سهیلی است، این کتاب اولین مَقتلی است که به فارسی نوشته شده است(2) و فاقد اعتبار لازم است.

آیت‌الله ری‌شهری درباره این کتاب می‌نویسد: سبک جدید، فارسی بودن و انگیزه مؤلف برای خواندن کتاب در مجالس عزا، موجب شد تألیف کاشفی نه یک اثر تاریخی که یک اثر تبلیغی و حتی تخیلی، شمرده شود. متأسفانه عدم توجه به این مطلب و قرائت و استنساخ متکرر آن ـ تا آنجا که سخنرانان مجالس سوگواری امام حسین (ع) را، «روضه» خوان نامیدند ـ، زمینه ورود بسیاری از اطلاعات نادرست این کتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعددی «زبان حال» و جانشین «زبان قال» حماسه‌سرایان کربلا شد.

 

در این رابطه نقل می‏کنند که وقتی امام حسین(ع) مسیر مدینه تا کربلا را طی می‏کرد، حسن بن حسن(3) از عموی خویش امام حسین(ع) یکی از دو دختر او سکینه و فاطمه را خواستگاری کرد، حسین(ع) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد حسین(ع) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم فاطمه بنت رسول(ص) شبیه‏تر است، به این ترتیب وجود فاطمه نو عروس در کربلا امری مسلّم است.

اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت امام حسین(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد کرده‌اند. (4) یا اینکه بگوییم دختری که به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاریخ اشتباه نقل شده و اگر این داستان را صحیح ندانیم باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده‏اند.

با این وجود بیشتر تحلیل‏گران واقعه عاشورا عروسی قاسم را نادرست می‏دانند، محدث قمی در «منتهی الآمال»(5) و در کتاب «نفس‏المهموم»(6) دامادی قاسم را رد می‏کند و می‏گوید نویسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‏اند.

استاد شهید مرتضی مطهری عروسی قاسم(ع) را مردود می‏داند و مستند می‏کند به اینکه در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاج نوری هم گفته ملاحسین کاشفی اولین کسی است که این مطلب را در کتاب «روضةالشهدا» آورده و اصل قضیه صددرصد دروغ است.(7)

 

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم نیز در تحلیلی بیان می‌دارد که به طور کلی آنچه از اشارات صاحب نظران و مشاهدات بر می‏آید نقل ماجرای عروسی قاسم که بیانی از شدت قساوت و بی‏رحمی لشکریان یزید است،(8) اگر به همان اندازه‏ای که تاریخ به آن اهمیت داده مورد توجه قرار بگیرد و بُغض محبین اهل‏بیت را نسبت به دشمنان برانگیزد، امری پسندیده است.

اما طبق اشاره‏ای که استاد مطهری دارد اگر بنا باشد آن را با بزرگنمایی مطرح کنند و تعزیه از آن بسازند(9) و یا چنان‌که دیده شده حجله‏ای بیارایند و حنایی تدارک ببینند، در این صورت اهانتی به ساحت مقدس عاشورا و فرهنگ عاشوراییان انجام داده‏اند.

  منبع:فارس

   *پی‌نوشت‌ها:

1- حاج محمد هاشم بن محمدعلی خراسانی، منتخب التواریخ، انتشارات علمیه اسلامیه، صفحه 266.

2- صدرالدین، واعظ قزوینی، ریاض، مقدس، المسمی بحدائق الاش، جلد دوم، کتابفروشی اسلامیه، تهران، 1374 هجری قمری، صفحه 42.

3- حسن بن حسن که به «حسن مُثنَّى» معروف است، در جنگ نابرابر با دشمن در روز عاشورا به شدّت مجروح شد و به یارى خداوند متعال از دست سربازان عمر بن سعد نجات یافت و به عنوان روایتگر وقایع و حوادث عاشورا بر مسئولیت حساس خود عمل کرد، نسل امام حسن مجتبى(ع) توسط دو فرزندش زید و حسن مثنّى تداوم یافته است و همه «سادات حسنى» بـه ایـن دو بـزرگـوار نـسب مـى‏رسانند.

4- شیخ عباس قمی، دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقیق علامه ابوالحسن، شعرانی، بهار 78، ناشر ذوی‌القربی، صفحه 342؛ سیدهاشم رسولی محلاتی،‌ زندگانی امام حسین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، صفحه 478.

5- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان 74، چاپ هشتم،جلد 1، صفحه 700.

6- ابوالحسن، شعرانی (پیشین)، صفحه 342.

7- مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، خرداد 1364، جلد اول، صفحه 28.

8- عمادالدین حسین، اصفهانی، (عمادزاده)،‌ برداشتی از تاریخ زندگی امام حسین، انتشارات اسوه، 1373، جلد دوم، صفحه 137.

9- مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، جلد اول، صفحه 28




::
:: مرتبط با: زیره ذره بین , ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 27 آبان 1392
متن سخنرانی حضرت زینب (س) در شام


متن سخنرانی و خطبه حضرت زینب(س) در شام بر اساس نص لهوف این چنین آمده است که در این مطلب می توانید آن را مطالعه نمایید.

 پس از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز دهم محرم سال 61 هـ .ق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و حرم امام به اسارت دشمن درآمدند.

در بامداد دوازدهم محرم خاندان رسول اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به رهبری زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ و امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از کربلا بطرف کوفه حرکت کردند. پس از ورود به کوفه، و خوشحالی درباریان و ابن زیاد و گرفتن مراسمی به خاطره پیروزی، به طرف شام، محل استقرار یزید حرکت نمودند. وقتی سر حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش و اسراء در مقابل یزید حاضر شدند، تشریفات درباری به همان فراوانی بارگاه ابن زیاد انجام شد. «زحر بن قیس که کاروان را به عنوان نماینده ابن زیاد هدایت می کرد سخنرانی طولانی ایراد کرد و در آن به شرح چگونگی شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش پرداخت.»

سپس از میان مردم، بعضی ها نسبت به اسارت خاندان نبوت اعتراض کردند و یزید ساکت و جوابی نداد. وقتی بزرگان و سران اهل شام که یزید به مناسبت پیروزی خود، دعوت کرده بود، حاضر شدند، اسراء و سرهای مقدس را نیز به مجلس آوردند. [1]

پس از درخواست مرد سرخ پوستی از اهل شام برای کنیزی گرفتن فاطمه دختر حسین ـ علیه السّلام ـ از یزید،[2] و جلوگیری زینب ـ سلام الله علیها ـ از این کار و گفتگوهای تند بین یزید و ایشان و زدن چوب خیزران بر لبهای مبارک امام ـ علیه السّلام ـ بود که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ برخاست و خطبة‌ آتشینی ایراد کردند.

متن عربی این خطبه که در لهوف آمده است این چنین است:

«فقامت زینب بنت علی ـ علیه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10). اظننت یا یزید ـ حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علی الله هواناً و بک علیه کرامة!! و ان ربک لعظیم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت فی عطفک، جذلا مسرورا، حین رایت الدنیا لک مستوسقة، و الامور متسقة و حین صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انیست قول الله عزوجل: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» (سوره ‌آل عمران، آیة 178). 


امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟! قد هتکت ستورهن، و ابدیت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الی بلد، و یستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و یتصفح وجوههن القریب و البعید، و الدنی و الشریف، لیس معهن من رجالهن ولی، و لا من هماتهن حمی، و کیف ترتجی مراقبة من لفظ فوه اکباد الاذکیاء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کیف یستظل فی ظللنا اهل البیت من نظر الینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غیر متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: یا یزید لا تشل.

منتحیاً علی ثنایا ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید شباب اهل الجنة تنکتها بمخصرتک. و کیف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحة، و استاصلت الشافة، باداقتک دماء ذریة محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و نجوم الارض من ‌آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشیاخک، زعمت انک تنادیهم! فلترون و شیکاً موردهم، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت. اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و قتل حماتنا.

فوالله مافریت الاجلدک و لا حززت الا لحمک، و لتردن علی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذریتة و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته و حیث یجمع الله شملهم ویلم شعشهم و یاخذ بحقهم «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصیماً و بجبرئیل ظهیراً، وسیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین، بئس للظالمین بدلا و ایکم شر مکاناً و اضغف جنداً.

و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک، انی لاستصغر و قدرک، و استعظم تقریعک و اسثتکثر توبیخک، لکن العیون عبری، و الصدور حری. الا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء، فهذه الایدی تنصح من دمائنا، و الافواه تتحلب من لحومنا، و تلک الجثث الطواهر الزواکی تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شیکا مغرما، حین لا تجد الا ما قدمت یداک، و ماربک بظلام للعبید، فالی الله المشتکی. و علیه المعول فکذکیدک، واسع سعیک، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تمیت وحینا، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها، و هل رایک الافندا و ایامک الاعددا، و جمعک الا بددا، یوم ینادی المناد، الا لعنة الله علی الظالمین، فالحمد لله الذی ختم لاولنا بالسعادة و المغفرة، و الاخرنا بالشهادة و الرحمة. و نسال اللدان یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید، و یحسن علینا الخلافة، انه رحیم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکیل.»[3]


عین متن لهوف در کتاب ابو مخنف نیز وارد شده است و ترجمة آن از ابومخنف چنین است:


«زینب دختر علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک» 


آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهرة آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است. (کنایه از این که از فرزند هند جگر خوار چه توقع می توان داشت) چگونه به دشمنی با ما نشتابد آن کسی که کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه با دیدة بغض و عداوت در ما می نگرد. آن گاه بدون آن که خود را گناهکار بدانی و مرتکب امری عظیم بشماری این شعر می خوانی: 


فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا یا یزید لا تشل
و با چوبی که در دست داری بر دندانهای ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید جوانان اهل بهشت می زنی. چرا این شعر نخوانی حال آن که دل های ما را مجروح و زخمناک نمودی و اصل و ریشة ما را با ریختن خون ذریة رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی، آن گاه پدران و نیاکان خود را ندا می دهی و گمان داری که ندای تو را می شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را کردی.

بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریة او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت. 


و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است.

چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم. 


ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد. 


سپاس خدای را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا می خواهیم که ثواب آنها را کامل کند و بر ثوابشان بیفزاید، و برای ما نیکو خلف و جانشین باشد، که اوست خداوند رحیم و پروردگار ودود، و ما را کافی در هر امری و نیکو وکیل است.»[4] 


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. منتهی الامال شیخ عباس قمی.
2. تاریخ الرسل و الملوک طبری.
3. نفس المهموم، شیخ عباس قمی.

پی نوشت ها:

[1] . جعفری، سیدحسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، مترجم سیدمحمدتقی آیت اللهی، چاپ10، ص80.
[2] . فاطمه دختر حسین ـ علیه السّلام ـ فرموده هنگامی که ما را با آن وضع رقت بار وارد مجلس یزید نمودند، یزید از مشاهدة حال ما متاثر شد همان وقت یکی از شامی ها که آدمی سرخ گون بقود چشمش به من که دختری زیبا چهره بودم افتاد و به یزید گفت چقدر مناسب است این کنیزک را به من بخشایی ... شیخ مفید، ارشاد، مترجم، محمد باقر ساعدی خراسانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چ سوم، 76، ص 479.
[3] .ابن طاووس، علی بن موسی بن جعفر، الملهوف علی قتلی الطفوف، تهران، درالاسوه، چ دوم، 75، ص 215.
[4] . ابومخنف، مقتل الحسین (اولین مقتل سالار شهیدان)، مترجم سید علی محمد موسوی جزایری، قم، انتشارات امام حسن، چ اول، 80، ص 393.




::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : شنبه 25 آبان 1392
تدابیر امام سجاد(ع) برای ماندگاری نهضت عاشورا
امام سجاد(ع) معدن علم اهل بیت(ع) است، هنگامی كه در مجلس عبید‌الله ابن زیاد وارد می‌شوند و شروع به خواندن خطبه می‌كنند، قدرت یزید و خاندان بنی امیه را با صلابت زیر سؤال می‌برند و به یزید كه قصد داشت قیام امام حسین(ع) را دنیا طلبانه جلوه دهد و تبیین كند.
  امام سجاد(ع) به دلیل نداشتن آزادی عمل در زمان امامت خود، تنها با سخنرانی‌های افشاگرانه و نوشتن دو كتاب مهم وقایع عاشورا را به مسائل اجتماعی مرتبط كردند تا پیام نهضت عاشورا را جاودانه كنند.

امام سجاد (ع) پیام کربلا را به گوش تاریخ رساندند

 یكی از مسئولیت‌های امام سجاد(ع) پس از واقعه عاشورا افشا گری وقایع كربلا بود. پس از واقعه عاشورا حكومت بنی امیه قصد داشت تا نام و یاد شهدای كربلا را از میان بردارد و با تحریف واقعه عاشورا هدف اصلی امام حسین(ع) را كه مبارزه با ظلم و بیداد و احیای امر به معروف و نهی از منكر بود، از بین ببرد، اما با سخنرانی‌های افشاگرانه امام سجاد(ع) در مجلس عبید‌الله ابن زیاد، عموم به حقیقت قیام تاریخ‌ساز امام حسین‌(ع) پی بردند.

امام حسین(ع) در قیام خود با همراهی اهل بیت(ع) و خانواده خود نشان دادند كه هیچ گاه در مقابل ظلم و ستم نباید تسلیم شد. بعد از واقعه عاشورا همراهی امام سجاد(ع) با كاروان شهدا و حمایت از اسرای كاروان كربلا از مسئولیت‌های مهم این امام بزرگوار بود كه با وجود بیماری و مصیبت واقعه عاشورا به خوبی از عهده این مسئولیت برآمدند و پیام كربلا را آنچنان قاطعانه به گوش تاریخ رساندند كه هنوز بعد از گذشت قرن‌ها ظهر عاشورا، داغی تازه برای شیعیان است.

سیدالساجدین معدن علم اهل بیت (ع) است

امام سجاد(ع) معدن علم اهل بیت(ع) است، هنگامی كه در مجلس عبید‌الله ابن زیاد وارد می‌شوند و شروع به خواندن خطبه می‌كنند، قدرت یزید و خاندان بنی امیه را با صلابت زیر سؤال می‌برند و به یزید كه قصد داشت قیام امام حسین(ع) را دنیا طلبانه جلوه دهد و تبیین كند كه ایشان به خاطر حكومت قیام كرده‌اند، اجازه ندادند تا به هدف خود كه تحریف واقعه عاشورا بود، برسد و با خطبه افشاگرانه خود به همه فهماندند كه سید‌الشهدا(ع) با هدف احیای دین جد خود رسول‌الله(ص) و احیای امر به معروف و نهی از منكر و مبارزه با ظالم و احقاق حق مظلوم قیام كرده است.

بعد از سخنرانی‌های روشنگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) موجی ازخونخواهی امام حسین(ع) در بین مردم آغاز شد كه برخی از این گروه‌ها به دلیل این‌كه با امام زمان خود همراه نشدند به موفقیت نرسیدند اما برخی از این قیام‌ها مانند «قیام مختار ثقفی» با هدف خونخواهی امام حسین(ع) به موفقیت دست پیدا كردند. هدف اصلی امام حسین(ع) احیای دین جد خود بود اما راهبرد آن و هدایت آگاهانه این هدف بعد از واقعه عاشورا به عهده امام سجاد‌(ع) بود.

صحیفه سجادیه بعد از قرآن کریم و نهج البلاغه منبع غنی از معارف الهی است

یكی از القاب امام سجاد(ع) زین العابدین است و بسیاری از مسلمانان فقط این امام بزرگوار را با وجهه عبادی شان می‌شناسند، در حالی كه زندگی سیاسی امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا دارای نكات برجسته و مهمی است. امام سجاد(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارشان با عنوان امام زمان نمی‌توانستند، حكومت سیاسی داشته باشند و مسائل سیاسی را بین مردم تبیین كنند، به همین دلیل اقدام به نوشتن كتابی با عنوان «صحیفه سجادیه» كردند.این كتاب مشتمل بر 54 دعا است كه همه این دعاها با مدح و ستایش خداوند آغاز می‌شوند و با موضوعاتی چون؛ توحید، ایمان، اخلاص، طلب حاجت، مقابله با سختی‌ها به مطرح كردن مسائل اجتماعی و سیاسی می‌پردازد.

امام سجاد(ع) به دلیل نداشتن آزادی عمل در جامعه سیاسی آن روز، با علم خود صحیفه سجادیه را به رشته تحریر در آورد. صحیفه سجادیه بعد از قرآن و نهج‌البلاغه از مهمترین آثاری است كه حقایق معنوی الهی در آن بیان شده است و به همین دلیل به «زبور آل محمد(ص)» مشهور شده است. امام سجاد(ع) علاوه بر صحیفه سجادیه رساله‌ای به نام «رساله حقوق» دارند كه در آن به 51 حق كه بر گردن افراد جامعه است اشاره می‌كنند.

این رساله به حق خردسال، حق مادر،حق فرزند،حق دشمن، حق مستشار و... می‌پردازد و بیان می‌كند كه هر چیزی حقی دارد و همه افراد باید مانند پدرم حسین(ع) از حق خود دفاع كنند.امام سجاد(ع) در این رساله مفاهیم اجتماعی و سیاسی را به واقعه عاشورا مرتبط می‌كند تا بدین وسیله هدف امام حسین(ع) از قیام عاشورا را زنده و جاوید نگاه دارد.


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : شنبه 25 آبان 1392
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html