تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب مرداد 1392
 
 


<-BlogDescription->

نظرات فقهی کمتر شنیده شده از رهبر معظم انقلاب

غیبت آن است که پشت سر مسلمان، عیب مستور او (امرى که مستور عرفى است) گفته شود، مشروط به اینکه به قصد تنقیص باشد، یا در نزد عرف تنقیص به‌حساب آید.نظرات فقهی کمتر شنیده شده از رهبر معظم انقلاب

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، تبیین بایدها و نبایدهای سبک زندگی در جامعه ایرانی از جمله موضوعاتی است که پس از تشریح ضرورت‌های آن توسط  رهبر انقلاب در خراسان شمالی بیشتر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

پایه تشکیل سبک زندگی در جامعه مسلمان ایران عمل به دستور العمل‌های تشریع شده دین مبین اسلام و مذهب تشییع است. عمل به احکام شرعی که علمای دین از متون اسلامی استنباط کرده و در قالب رساله و استفتائات به بیان آن می‌پردازند، مقدمه لازم در سبک زندگی اسلامی است که دیگر بایسته‌های فرهنگی بر آن بنا نهاده می‌شود.

روشن است که نمی‌شود دم از سبک زندگی اسلامی زد اما بی‌خیال احکام شرعی اسلام، خصوصا احکام اجتماعی آن شد یا آنها را تنها در بایگانی رساله‌های عملیه و کتاب‌های احکام نگه داشت. چندی پیش نظرات فقهی جدیدی از رهبر انقلاب منتشر شد که محور برخی از آن مسائل فرهنگی و اجتماعی بود که اگرچه عمل به آن بر مقلدین حضرت آیت الله خامنه‌ای واجب است بلکه می‌تواند محور سبک زندگی اسلامی در بخش‌‌های مختلف زندگی انسان باشد.

نظر به اهمیت مسائل مطرح شده که بسیاری از آن مورد ابتلای جامعه امروز ماست، تعدادی از نظرات فقهی رهبر انقلاب را در ادامه می آید.

* تعریف غیبت

429. غیبت آن است که پشت سر مسلمان عیب مستور او (امرى که مستور عرفى است) گفته شود، مشروط به اینکه به قصد تنقیص باشد، یا در نزد عرف تنقیص به‌حساب آید.

* اذن غیبت شونده به غیبت از او

430. اذن غیبت‌شونده در غیبت کردن او اعتبارى ندارد و در این صورت نیز غیبت او جایز نیست.

* ذکر ظلم بعضى از مسئولین

431. گزارش دادن ظلم مسئولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد و حتّى اگر از مقدمات نهى از منکر محسوب شود واجب مى‌‏گردد، ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.

* قطع رحم

432. قطع رحم، حرام است ولى صله‌ى رحم منحصر در دید و بازدید نیست بلکه از طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقّق مى‌شود.

* قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار

433. قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار جایز نیست مگر اینکه احتمال داده شود که ترک معاشرت با او موقتاً موجب خوددارى او از گناه مى‌‌شود که در این صورت به عنوان نهى از منکر، قطع رحم واجب مى‌‌گردد.

* کمک به متکدّیان

434. اگر کمک به متکدیان، ترویج دروغ، بیکارى و تکدّى‌‌‌‌گرى و تخلف از قانون باشد باید از آن اجتناب شود. انسان مى‌تواند به مؤسسات مورد اطمینانى که در این زمینه فعال هستند کمک کند.

* سیگار کشیدن

435. حکم قلیان یا سیگار کشیدن تابع میزان ضرر آن است. اگر داراى ضرر قابل ملاحظه‌اى باشد یا موجب اذیّت و آزار دیگران گردد یا خلاف قانون باشد، جایز نیست.

* امر و نهى زبانى

436. با وجود شرایط و حفظ مراتب، وظیفه همگانى امر به معروف و نهى منکرِ زبانى مى‌باشد. و مراتب بالاتر از آن موکول است به مسئولین مربوطه.

* امر و نهى با احتمال ضرر

437. هر جا خوف آن باشد که در اثر امر به معروف یا نهى از منکر ضرر قابل ملاحظه‌اى متوجه انسان شود، انجام آن واجب نیست.

* جواب سلام

438. جواب سلام اشخاص بالغ و کودکانِ ممیّز واجب است.

* عیدالزهراء

439. هرگونه گفتار یا کردار و رفتارى که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعاً حرام مؤکد است.

* کف زدن در مجالس مذهبى

440. به‌طور کلى کف‏زدن فى‌‏نفسه به نحو متعارف در جشن‌هاى اعیاد یا براى تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد، ولى بهتر است فضاى مجالس دینى به‌خصوص مراسمى که در مساجد و حسینیه‌‏ها و نمازخانه‏‌ها برگزار مى‌‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد.

* عید نوروز

441. هرچند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد، بلکه از این جهت که صله رحم مى‌‌باشد مستحسن است.

* عزادارى

442. عزادارى به شیوه مرسوم و سنتى اشکال ندارد بلکه مُستحسن است، لکن از هرگونه کارى که موجب وَهْن مذهب باشد پرهیز شود. 

* تعزیه و شبیه‌خوانى

443.  تعزیه و شبیه‌خوانى اگر مشتمل بر دروغ و وَهْن مذهب نباشد، اشکال ندارد لکن بهتر است به جاى آن مجالس وعظ و خطابه برپا شود.

* پوشیدن لباس مشکى در عزاى اهل بیت (علیهم السلام)

444. کراهت آن ثابت نیست، بلکه اگر براى تعظیم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نیز خواهد بود.

* ابزار موسیقى در عزا

445. استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان (علیه السلام) نیست و شایسته است مراسم عزادارى، به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده، برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف، اشکال ندارد.

 

* استفاده از علم در عزادارى‌

446. استفاده از علم در عزادارى سیدالشهداء (علیه السلام) فى‌نفسه اشکال ندارد ولى نباید این امور جزء دین شمرده شوند.

* قمه‌زنى

447. الف) قمه زنى مطلقاً جایز نیست.

ب) قمه‌زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‌شود و سابقه‌اى در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمان‌هاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شکل خاص یا عام از معصومین(علیهم السلام) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وَهْن و بدنام شدن مذهب مى‌شود، بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست.

* نقل مطالب بى‌‌مأخذ در عزادارى‌

448. نقل مطالب و وقایع در عزادارى‌‌ها بدون اینکه مستند به روایتى باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنکه نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد.

* غلوّ در مداحى

449. گفتن جملات غلوآمیز جایز نیست و باید از ترویج مداحانى که اهل غلو هستند و نیز جلسات آنها پرهیز شود.

* استفاده از روزنامه‌هاى حاوى اسماء متبرکه

450. استفاده از روزنامه‌هایى که داراى آیات قرآنى و کلمات مقدسه است در امورى مثل سفره قرار دادن و نشستن بر آنها و یا انداختن در سطل زباله در صورتى که از نظر عرف، بى‌‌احترامى شمرده شود، جایز نیست.

* راه‌هاى محو اسماء متبرکه

451. دفن اسماء مبارک و آیات قرآنى یا تبدیل آنها به خمیر به وسیله آب، هنگام نیاز اشکال ندارد، ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بى‌احترامى محسوب شود، جایز نیست، و نیز تقطیع آنها اگر بى‌‌احترامى محسوب شود، جایز نیست و در غیر این صورت نیز اگر تقطیع، موجب محو نوشته جلاله و آیات قرآنى نشود، کافى نیست.

 

* تمثال معصومین (علیهم السلام)

452. انتساب این عکسها به حضرات معصومین (علیهم السلام) ثابت نیست، اگر چه هتک حرمت هم جایز نیست.

* تراشیدن ریش

453. تراشیدن ریش و ماشین‌کردنى که مانند تراشیدن باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

*  ریش پرفسورى

454. تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.

* اجرت تراشیدن ریش‌

455. بنا بر احتیاط، گرفتن اجرت در برابر تراشیدن ریش، حرام است.

* تعریف موسیقى و غناء حرام

456. هر نوع خوانندگى و نوازندگى که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‌بندوبارى، بیهودگى و گناه و شهوترانى سوق دهد لهوى مضل عن سبیل الله بوده و حرام مى‌باشد.

* ملاک حرمت موسیقى‌

457. هر موسیقى که به حسب طبیعت خود از نوع موسیقى لهوى مضلّ عن سبیل الله باشد، حرام است اعم از اینکه مهیّج باشد یا نباشد و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نشود،  و در صورتى که موسیقى مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، دلیلى بر حرمت آن وجود ندارد.

* غنا در شب زفاف

458. در غنا و موسیقى حرام (که عبارت است از آواز لهوى مضلّ عن سبیل الله) فرقى بین عروسى و غیر آن نیست.

* مارش نظامى و سرود ملى

459. موسیقى ارتشى (مارش نظامى‌) و موسیقى سرود میهنى و امثال آن از مناسبات میهنى و اجرت گرفتن براى آن اشکال ندارد.

* گوش دادن به موسیقى بدون اختیار

460. اگر در جائى موسیقى حرام پخش شود، در صورتى که ترک آن محل یا آن مجلس ممکن نباشد و یا موجب مشقّت باشد انسان باید به آن اعتنا و توجه نکند، اگرچه بى‌اختیار به گوش او برسد.

* دف

461. حکم دف، بستگى به چگونگى استفاده از آن دارد، که اگر به نحو لهوى مناسب مجالس عیش و نوش و گناه زده شود، دف زدن حرام است.

و در مجالس  و مناسبت‌هاى مذهبى در هر صورت باید قداست و مقام اهل بیت (علیهم السلام) مراعات شود.

* آلات موسیقى

462. استفاده از آلات موسیقى فى‏نفسه براى اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه‏‌هاى دینى و فعالیت‏هاى فرهنگى و تربیتى مفید، اشکال ندارد و نیز خرید و فروش آلات نوازندگى و یاد دادن و فراگیرى موسیقى براى استفاده در امور مذکور اشکال ندارد.

463. خرید و فروش آلات مشترک براى نواختن موسیقى غیر لهوى اشکال ندارد.

* ترویج موسیقى

464. بطور کلّى، ترویج موسیقى و تدریس آن و تشکیل کلاس‌هاى موسیقى، هر چند موسیقى حلال باشد، با اهداف عالیه‌ى نظام مقدس جمهورى اسلامى سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت با ارزش خود را صَرف یادگیرى علوم و فنون لازم و مفید نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم، پر نمایند.

* موسیقى براى معالجه

465. اگر طبق نظر پزشک متخصص و امین، معالجه بیمارى متوقف بر استفاده از موسیقى است، به مقدارى که معالجه بیمار اقتضا مى‏کند اشکال ندارد.

* شنیدن غنا و صداى زن

466. در حرمت شنیدن غنا فرقى بین غناى مرد و غناى زن نیست ولى شنیدن صداى زن اگر غنا نباشد، حرمت شرعى ندارد مگر آن که به قصد ریبه و یا موجب ترتّب مفسده باشد ولى شنیدن خوانندگى زن که غالباً مشتمل بر مفسده است جایز نیست.

* گوش دادن به غناى همسر

467. گوش‌دادن به غناى حرام، مطلقاً حرام است حتى اگر غناى همسر باشد.

* مداحى بانوان

468. مداحى زن، در جایى که مى‌داند نامحرم صداى او را مى‌شنود اگر موجب جلب توجه و تهییج نامحرم و یا مفسده دیگرى‌ گردد، جایز نیست.

* تبدیل صداى مرد به صداى زن

469. اگر مردى صداى خود را تبدیل به صداى زن کند و یا صداى مردى را توسط دستگاهى شبیه صداى زن کنند خالى از اشکال نیست.

* رقص

470. رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق کند مثل این‌که جلسه زنانه تبدیل به مجلس رقص شود، احتیاط واجب در ترک آن است؛ در غیر این‌صورت هم اگر به‌گونه‏اى باشد که باعث تحریک شهوت شده و یا مفسده‏‌اى بر آن مترتب شود و یا همراه با فعل حرام (مانند موسیقى و آواز حرام) باشد یا مرد نامحرمى حضور داشته باشد، حرام است. و در حکم فوق تفاوتى بین مجلس عروسى و غیر آن نیست.

* شرکت در مجلس رقص

471. شرکت در مجلس رقص اگر به عنوان تأیید کار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم کار حرامى باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد و در صورتى که ترک آن مجلس به عنوان اعتراض بر کار حرام، مصداق نهى از منکر محسوب شود، باید از آنجا خارج شود.

* رقص زن براى شوهر

472. اگر رقص زن براى شوهر همراه ارتکاب حرامى [مانند موسیقى و آواز حرام] نباشد، اشکال ندارد.

* ایجاد مراکز آموزش رقص

473. ایجاد مراکز تعلیم و ترویج رقص با اهداف نظام اسلامى منافات دارد و به احتیاط واجب جایز نیست.

* حضور در مجلس گناه

474. اگر حضور در مجلس گناه موجب ارتکاب گناه و یا تأیید آن باشد یا نهى از منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید انسان در آن مجلس شرکت نکند و اگر در آن حضور دارد، آنجا را ترک کند.

* شرکت در مراسم خانقاه

475. از زمان بعثت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و عصر ائمه‌ى اطهار (علیهم السلام) تا زمان حاضر، همیشه مسجد پایگاه اقامه‌ى نماز و شعائر دینى و تبلیغ معارف اسلامى بوده و خانقاه، اساس و جایگاهى نداشته است. بنابراین، باید از شرکت در این‌گونه جلسات و هرگونه عملى که باعث ترویج این‌گونه مراکز شود، اجتناب گردد.

* حضور در مجلس شراب

476. حضور در مجلسى که در آن شراب خورده مى‏شود جایز نیست و در صورت اضطرار واجب است به مقدار ضرورت اکتفا شود.

* پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او در نمایش

477. پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او هنگام بازیگرى و بیان خصوصیات شخص حقیقى، اگر سبب فساد نگردد، اشکال ندارد.

 

کراوات

478. الف: ترویج فرهنگ اجانب، جایز نیست.

ب: به‌طور کلّى، پوشیدن کراوات و دیگر لباس‌هایى که پوشش و لباس غیر مسلمانان محسوب مى‌شوند به‌طورى که پوشیدن آنها، منجر به ترویج فرهنگ منحطّ غربى شود، جایز نیست.

* ترویج فرهنگ بیگانه در پوشش و آرایش

479. پوشیدن لباسهایى که از نظر دوخت یا رنگ یا غیر آن تقلید و ترویج فرهنگ مهاجمِ غیر مسلمان باشد، جایز نیست. و همین‌طور استفاده از زیورآلاتى که استعمال آن تقلید از فرهنگ دشمنان اسلام و مسلمین محسوب شود، جایز نیست.

* ابرو برداشتن و آرایش مردان

480. در صورتى که ابرو برداشتن یا آرایش کردن مردان تشبّه مرد به زن محسوب شود و یا مفسده‌انگیز باشد و یا ترویج فرهنگ مبتذل غرب به حساب آید، جایز نیست.

* خالکوبى

481. خالکوبى اگر ضرر معتنابهى نداشته باشد حرام نیست.

* مشاهده فیلم‌هاى توهین‌کننده به مقدّسات جمهورى‌

482. واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.

* فیلم و کتاب محرک شهوت

483. خواندن کتاب‌ها و دیدن فیلم‌هایى که  محرک شهوت باشد جایز نیست.

* دیدن فیلم مبتذل

484. دیدن فیلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقویت هواهاى شیطانى نفس، تضعیف اراده و ایمان و زمینه‌ساز ترتّب مفاسد و گناهان بوده و به هیچ وجه جایز نیست.

* تحریک شهوت با دیدن فیلم‌هاى جنسى

485. برانگیختن شهوت توسط دیدن فیلم‌هاى جنسى جایز نیست، حتى براى زن و شوهر.

* معیار حرمت قمار

486. به‌طور کلى بازى با هر چیزى که مکلف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرط بندى شود به هیچ وجه جایز نیست، و بازى با هر وسیله‌اى که جزء آلات قمار به حساب نیاید بدون شرط بندى‌، اشکال ندارد.

* پاسور

487. بازى با ابزار قمار از جمله پاسور، حتى بدون برد و باخت هم حرام است.

* شطرنج

488. اگر به تشخیص مکلّف، امروزه شطرنج از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد.

* بیلیارد

489. بازى با بیلیارد اگر با برد و باخت همراه بوده و یا موجب ترتب مفاسد اخلاقى یا اجتماعى و یا همراه با محرّمى از محرّمات الهى باشد، جایز نیست.

* بازدید از سایتهاى تبلیغاتى و دریافت پول

490. اگر بازدید از سایت‌هاى تبلیغاتى، ترویج فساد از قبیل نشر اکاذیب و ارائه مطالب باطله نباشد و مبلغ دریافتى بعنوان هدیه باشد، بازدید از آنها و دریافت مبلغ مذکور اشکال ندارد.

* استفاده از ماهواره

491. آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.

* نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌

492. اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.

* سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان

493. اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد.

انتهای پیام/



::
:: مرتبط با: احکام ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
آثار رعایت حق‌الناس در خوشبختی خانواده

وقتی فرسنگ‌ها از خانه و کاشانه‌ خود دور شوی به شوق زیارت خانه‌ محبوبت خدا، و آن وقت دریابی حرمت مؤمن نزد خدا از احترام کعبه نیز بالاتر است؛ و آنگاه عشق الهی مانع شود که تو پشت برادران ایمانی خود غیبت و بدگویی کنی. اگر تجربه‌ عشق و خدمت به دیگران نداشته باشی، تجربه‌ای از عبادت هم نخواهی داشت.

خبرگزاری فارس: آثار رعایت حق‌الناس در خوشبختی خانواده
 

 

 خانواده یکی از استوار‌ترین و مهمترین بناها در اسلام و محبوب‌ترین‌ نهاد نزد خدای تعالی است،اما چه بسا به سبب عدم رعایت حق الناس موجب سلب اعتماد و تنفر از یکدیگر شده و بنیان آن متلاشی گردد. والدین اولین معلم فرزندان هستند که قادرند فرزندان خویش رانسبت به آثار زیان بار آن آگاهی داده و با منع آنها ازاین گناه در رسیدن به کمال یاری رسانند. این نوشتار قصد بیان مصادیق حق الناس  تأثیر آن در زندگی به استناد قرآن را دارد.

رعایت حق الناس در قرآن

یکی از مصادیق حق الناس حفظ آبروی افراد است که با غیبت از بین رفته و اعضا نسبت به هم بدبین خواهند شد.  خداوند در سورۀ حجرات صفاتی را به عنوان مقدمه غیبت برشمرده است. در آیۀ 11  از این سوره مبارکه می‌خوانیم:

«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیرًا مِّنَ الظَّنّ‏ِ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ِ إِثْمٌ  وَ لَا تجََسَّسُواْ وَ لَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیحُِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ» اى اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخى ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونى هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست مى‏دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.

امام باقر (ع) نیز مفهوم آیه را به زبانی دیگر بیان نموده است: به خدا که حرمت مؤمن بزرگ‌تر از حرمت کعبه است. (بحار الانوار،ج1،ص150) در این آیه سه مطلب مطرح است:

اول: اجتناب از سوء ظن نسبت به مؤمنان زیرا که حسن ظن پسندیده است. (تفسیر أحسن الحدیث، ج‏10، ص281)

دوم: تفحص از کارهاى پنهان مردم است براى اطلاع از آنها که شرعا حرام است ولى اگر مسئله توطئه منافقین بر علیه حکومت اسلامى و مانند آن باشد، تجسس واجب است.

سوم: غیبت کردن و آن در منظر حضرت کاظم (ع) آنست که عیب انسان را که مردم نمى‏داند در غیاب او بگویى. (مجمع البیان، ج 9، ص 137).

علت حرمت غیبت آن است که حیثیت انسانها را از بین مى‏برد و اعتماد مردم را از همدیگر سلب مى‏کند زیرا که در اثر پوشیده بودن عیبها، مردم  به یکدیگر اعتماد مى‏کنند اما بعد از افشاگرى دیگر اعتمادى در بین نمى‏ماند و نیز سبب عداوت میان غیبت کننده و غیبت کرده مى‏شود، بدین جهت، آن از گناهان بزرگ به حساب آمده است. (تفسیر أحسن الحدیث، ج‏10، ص286)

پیامبر(ص) فرمود: از غیبت دورى کنید که از زنا بدتراست، زیرا کسى که زنا مى‏کند، و توبه مى‏نماید، خدا توبه‏اش را مى‏پذیرد، اما توبه غیبت‏کننده قبول نمى‏گردد، تا از طرف رضایت بگیرد. و فرمود: اى مردم! غیبت‏کننده به زبان ایمان آورد، ولى قلبش از ایمان تهى است، پس از مسلمانان غیبت نکنید، و به دنبال اسرار و لغزشهاى مردم نروید، زیرا خداوند اسرار چنین افرادى را ظاهر مى‏سازد، اگر چه در اندرون خانه خود باشد. به حضرت موسى وحى شد، هر غیبت‏کننده‏اى که با توبه از دنیا برود، آخرین کسى است که وارد بهشت مى‏گردد و هر غیبت‏کننده‏اى که بدون توبه از دنیا برود، نخستین کسى است که داخل جهنم مى‏گردد. (ارشاد القلوب، ج‏1، ص490) و حاصل معناى آیه این است که: غیبت کردن مؤمن به منزله آن است که یک انسانى گوشت برادر خود را در حالى که او مرده است بخورد. حال چرا فرمود گوشت برادرش؟ براى اینکه مؤمن برادر او است، چون از افراد جامعه اسلامى است که از مؤمنین تشکیل یافته، و اخوت تنها در بین مؤمنین است.و چرا او را مرده خواند؟ براى اینکه آن مؤمن، بى خبر از این است که دارند از او غیبت مى‏کنند. (ترجمه المیزان، ج‏18، ص486) همانطور که مرده قدرت دفاع از خود ندارد، او نیز به علّت غائب بودن قدرت دفاع ندارد، وانگهى به واسطه غیبت احترام و حیثیت او از بین مى‏رود گویى غیبت کننده گوشت او را مى‏خورد و فقط استخوانش مى‏ماند.

پس همان طور که شما هرگز راضى نمى‏شوید یک انسانى را که برادر شما است و مرده است، بخورید. و این کار مورد کراهت و نفرت شما است، باید غیبت کردن برادر مؤمنتان، و بدگویى در دنبال سر او نیز مورد نفرت شما باشد، چون این هم در معناى خوردن برادر مرده شما است.

کم فروشی

از مصادیق دیگر حق الناس کم فروشی و ضرر زدن به دیگران است. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * الَّذِینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ»(مطففین،3-1) واى بر کم‏فروشان.آنها که وقتى براى خود کیل مى‏کنند حق خود را به طور کامل مى‏گیرند.اما هنگامى که مى‏خواهند براى دیگران کیل یا وزن کنند کم مى‏گذارند!

در این آیات قبل از هر چیز کم‏فروشان را مورد تهدید شدیدى قرار داده، مى‏فرماید" واى بر کم‏فروشان"! این در حقیقت اعلان جنگى است از ناحیه خداوند به این افراد ظالم و ستمگر و کثیف که حق مردم را به طرز ناجوانمردانه‏اى پایمال مى‏کنند. مطففین در کم فروشى به هر شکل و به هر صورت استعمال شده. سپس به شرح کار" مطففین" و کم‏فروشان پرداخته مى‏فرماید: آنها کسانى هستند که وقتى مى‏خواهند براى خود کیل کنند حق خود را به طور کامل مى‏گیرند اما هنگامى که مى‏خواهند براى دیگران کیل یا وزن کنند کم مى‏گذارند، و اینکه مى‏بینیم خداوند آنها را مذمت کرده در مقایسه این دو حالت با یکدیگر است که به هنگام خرید حق را به طور کامل مى‏گیرند، و به هنگام فروش ناقص مى‏دهند، درست مثل این است که در مقام مذمت کسى مى‏گوئیم: هر گاه طلبى از کسى داشته باشد سر موعد آن را مى‏گیرد، اما اگر بدهکار باشد ماهها تاخیر مى‏اندازد. با اینکه گرفتن طلب در رأس موعد کار بدى نیست، کار بد در مقایسه این دو با یکدیگر است.

این نکته نیز قابل توجه است که آیات فوق گرچه تنها از کم‏فروشى در مورد کیل و وزن سخن مى‏گوید، ولى بدون شک مفهوم آیه وسیع است و هر گونه کم‏فروشى را هر چند در معدودات (چیزهایى را که با عدد مى‏فروشند) نیز شامل مى‏شود. بلکه بعید نیست با استفاده از الغاى خصوصیت، کم گذاردن در خدمات را نیز فرا گیرد، فى المثل اگر کارگر و کارمندى چیزى از وقت خود بدزدد در ردیف" مطففین" و کم‏فروشانى است که آیات این سوره سخت آنها را نکوهش کرده است. بعضى مى‏خواهند براى آیه توسعه بیشترى قائل شوند و هر گونه تجاوز از حدود الهى و کم و کسر گذاشتن در روابط اجتماعى و اخلاقى را مشمول آن بدانند، گرچه استفاده این معنى از الفاظ آیه روشن نیست، ولى بى‏تناسب هم نمى‏باشد.(تفسیر نمونه، ج‏26، ص248)

اسراف

یکی دیگر از مصادیق حق الناس اسراف است و اسراف یعنى تجاوز کردن از اندازه و اعتدال و پیامبر(ص)در تفسیر آیه «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا»(فرقان،67)فرمود: هرکس در غیر مورد لازم (بجا و درست)، خرج کند اسراف کرده است. (الحیاة، ج4، ص310) امام على(ع)فرمود: «بیش از کفاف (مقدار متعارف رفع نیازها) اسراف است.» (مستدرک الوسائل، ج2، ص645)

فردی از امام ششم (ع) از مفهوم آیه شریفه «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً»(اسرى،26)پرسید. فرمود: هرکه چیزى در غیر فرمان خدا خرج کند مبذر است و هرکه در راه خیر خرج کند مقتصد است. کسى که همه دارائى خود را بپاشد و بى‏چیز بماند به او مبذر گویند. گفت: در مصرف حلال هم تبذیر هست؟ فرمود: آرى. (الحیاة، ج‏4،ص310). پیامبر(ص)فرمود: «نه خیرى در اسراف است، و نه اسرافى در خیر.»، این حدیث هرگونه خرج کردن و هزینه‏گذارى و مصرفى را که خارج از حدود شرعى مصرف، یعنى حدّ اعتدال و میانه‏روى باشد نفى مى‏کند؛ زیرا آنچه خارج از این حد باشد دیگر خیر نیست. پس این حدیث رعایت میانه‏روى، و همچنین بلند همّتى، و استوارى در کار را نفى نمى‏کند. (آداب معاشرت، ج‏2، ص188).

حضرت صادق (ع)فرمود: آیا فکر می‌کنی اگر خداوند به کسی نعمتی داد به خاطر آن است که در پیشگاه او احترام دارد و اگر به کسی چیزی نداد برای این است که در نزد او خوار و حقیر است؟ خیر بلکه اموال از آن خداست که نزد انسان به امانت گذارده و به ایشان اجازه می‌دهد که با رعایت میانه‌روی بخورند و بنوشند و با میانه‌روی ازدواج کنند و مازاد بر آن را به مؤمنان نیازمند دهند و بدین وسیله آنان را از پریشانی برهاند. پس هرکه چنین کند هرآن‌چه می‌خورد، می‌نوشد و وسیلة نقلیه سوارمی‌شود، حلال است. و هرکه از این حد تجاوز کند بر او حرام است. به درستى که خداوند سبحان دوست نمى‏دارد اسراف کنندگان را. (تفسیر عیاشى، ج2، ص13) هرکس که خدا روزیى‏گسترده به او داد، حق ندارد آن را هرگونه دلش خواست به مصرف برساند، در صورتى که در کنار ایشان شکم‌هایى گرسنه و جگرهایى سوخته وجود داشته باشد. پس توانگر با میانه‏روى رزق او افزون مى‏شود، و مى‏تواند افزونى را به دیگران ببخشد و آنان را بهره‏مند سازد.

مصادیق حق الناس در خانواده

حق الناس علاوه بر موارد ذکر شده در خانواده به صورت های گوناگون مورد تجلی است. دروغ گفتن برای پائین بردن ارزش دیگری و حتی تحقیر دیگران و یا تهمت زدن به دیگری و حتی پارتی بازی برای اینکه به ناحق جای کسی را بگیرد. به سبزی آب زدن و یا شیر را با آب مخلوط نمودن برای افزایش قیمت آن .حتی کسی که خمس مال خود را نپردازد یا مردی با وجود همسر رابطه پنهانی با زن دیگر برقرار نماید ویا اگر بدون اجازه همسر خویش همسر دوم اختیارکند یا اگر والدین نسبت به فرزندان عدالت را رعایت ننمایند حق الناس محسوب خواهد شد. عدم توجه به تمام این موارد و بسیاری از موارد بیان نشده موجب ازهم پاشیدگی خانواده خواهد شد. 

کیفر پایمال کردن حق الناس

حق الناس سومین حقی است که بعد از رعایت حق الهی و حق انسانی خویش رعایت آن بر هر فردی لازم است و در قیامت خداوند نسبت به آن چشم پوشی نخواهد نمود.

رسول خدا (ص) فرمود: چهار گروهند که اهل جهنم از آنها در رنج و عذابند، به خاطر عذاب سختى که بر این چهار گروه مقرر شده است زیرا به آنان از حمیم دوزخ (آب جوشان) مى‏چشانند، و فریادشان (ازاین شکنجه) به وا ویلا بلند است، و برخى از اهل جهنم به برخى دیگر مى‏گویند:

این چهار گروه مگر چه کرده‏اند که با همه عذابى که ما مى‏بینیم، (باز) از عذاب آنان در شکنجه‏ایم؟! مردى از آنان، در تابوتى از گدازه‏هاى آتش، آویزان است؛ و دیگر، از دهانش خون و جراحت بیرون مى‏زند؛ و سومى از گوشت بدن خود مى‏خورد. سپس به آن که در تابوت آتشین است گفته مى‏شود: داستان این به دور مانده از رحمت حق چیست که ما را با تمام عذابى که مى‏کشیم، آزار مى‏دهد؟! در جواب مى‏گوید: این از رحمت حق محروم، در حالى مرد که اموالى از مردم در عهده او قرار داشت و مى‏دانست که توان پرداخت و رهایى از دیون مردم را ندارد (ولى با وجود این اموال مردم را به عناوین مختلف از آنان گرفت)؛ و سپس از کسى که چرک و خون از دهانش بیرون مى‏ریزد مى‏پرسند و قضیّه این بى‏بهره مانده از رحمت خدا، چیست که دیدن او ما را با همه عذابى که مى‏کشیم، مى‏آزارد؟! مى‏گوید: این بى‏نصیب از رحمت خداوندى، مسخرگى پیشه مى‏کرد و اداى این و آن را در مى‏آورد. و بعد از آن که گوشت بدن خود را مى‏خورد، مى‏پرسند: حکایت این محروم مانده از رحمت پروردگار چیست که مشاهده او ما را با همه عذابى که تحمل مى‏کنیم، آزار مى‏دهد؟در جواب مى‏گوید: این محروم مانده از رحمت یزدان، با غیبت و سخن چینى (در حقیقت) گوشت مردم را مى‏خورد. (پاداش نیکى‏ها و کیفر گناهان، ص630)

 

در خانواده والدین با آگاهی دادن فرزندان خویش از زیان‌های ناشی از عدم رعایت حق الناس  مانع بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به دیگران گردند و فرزندان نیز با الگوبرداری از پدر و مادر در عمل رعایت حق الناس را از آن‌ها می‌آموزند. و از همگامی با شیطان نجات یافته و مراحل کمال را همراه والدین خویش طی می‌نمایند.

 



::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
:: برچسب‌ها: حق‌الناس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
تنها پادشاهی که امام خامنه ای برایش طلب مغفرت کرد
تنها پادشاهی که امام خامنه ای برایش طلب مغفرت کرد

حجت‌الاسلام ادیب یزدی با اشاره به اینکه مدل حکومتی «شاه اسماعیل» با بقیه پادشاهان فرق دارد، گفت: تنها پادشاهی که رهبر معظم انقلاب برایش طلب مغفرت کرده، مرحوم شاه اسماعیل صفوی است.

 به گزارش راسخون به نقل از خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام مرتضی ادیب یزدی از خطبای تهران در حسینیه قمر بنی‌‌هاشم هیئت منتظران حضرت ولیعصر(عج) به بیان دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره حکومت شاه اسماعیل صفوی پرداخت که گزیده‌ای از آن به انتخاب عقیق در ادامه می‌آید:

-دورانی بود که ارتش عثمانی قدرت فراوانی پیدا کرده و مناطق وسیعی از اروپا و دیگر کشورها را تصرف کرده بود، در همین دوران دولت عثمانی به فرمانروایی شاه سلطان سلیم به سمت ایران لشکر کشی کرد و حاکم آن دوره ایران شاه اسماعیل بود، درگیری ایران و دولت عثمانی در منطقه شمال غرب کشور رخ داد و البته جنگی نابرابر؛ لشکریان عثمانی قریب به 400 هزار نفر و لشکریان ایران دقیقاً 27 هزار و 536 نفر بودند که تا آخرین نفر هم کشته شدند.

* تنها پادشاهی که رهبر انقلاب برایش طلب مغفرت کرد

-بنده نکته‌ای درباره شاه اسماعیل عرض کنم خدمت دوستان؛ من نه شاه دوست هستم و نه با سلطنت موافقم، با پادشاهی و شاهنشاهی نیز مخالفم و در این ارتباط سخنرانی ها و مبارزات بنده در قبل از انقلاب تأیید این مطلب است، اما باید بگویم مدل شاه اسماعیل با بقیه فرق دارد، تنها پادشاهی که رهبر معظم انقلاب برایش طلب مغفرت کرده مرحوم شاه اسماعیل است.

-در میان لشکریان ایران در جنگ علیه عثمانی‌ها مجتهدی به نام ملاحسین شبستری بود، او در میانه جنگ از شاه اسماعیل درخواست کرد که شخص شاه دیگر در میدان نماند و به ایران برگردد، زیرا با کشته شدن همه و از جمله شاه ایران، سلطان سلیم دیگر ایرانی را باقی نخواهد گذاشت و همه جا را ویران خواهد کرد و شاه اسماعیل بر خلاف میل باطنی پذیرفت

::
:: مرتبط با: زیره ذره بین ,
:: برچسب‌ها: شاه اسماعیل ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
سخنرانى حاج آقا ابوترابى (ره) در اسارت
سخنرانى حاج آقا ابوترابى (ره) در اسارت

سخنرانى حاج آقا ابوترابى (ره) در اسارت



متن سخنرانى حاج آقا سیدعلى اكبر ابوترابى (ره) در دوران اسارت در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 68
«بسم الله الرحمن الرحیم . لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظیم. ربنا آتنا من لدنك رحمة و هیّىء لنا من امرنا رشدا. »
قال على علیه السّلام: «كان لى فى فیما مضى اخ فى الله و كان یعظمه فى عینى صغر الدنیا فى عینه».
در گذشته، برادرى داشتم كه در نظرم بسیار بزرگ مى نمود؛ چون دنیا در نظرش كوچك بود. در این ایام پرخیر و بركت و متعلق به مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام (1) ، امیدواریم روزه شما مقبول و دعاى خیرتان مستجاب باشد و به توجهات آن حضرت، به زودى و با سرافرازى به وطن عزیز بازگشته و در سایه اسلام، عمر با عزت و زندگى سرافرازانه اى داشته باشید.
ما با ایمان به خدا و گرایش به مكتب گرانقدر و حیاتبخش اسلام یك هدف داریم و آن بندگى ذات اقدس حق و خدمت به این امت اسلام است و در نتیجه، روسفیدى در پیشگاه پیامبر گرامى و ائمه معصومین و سربلندى در مقابل وجدان و بندگى خدا.
گرچه این واقعیت در دنیاى دیگر و روز حساب و كتاب كاملاً مشخص مى گردد، ولى در همین دنیا مى توان آن را برآورده كرد؛ زیرا به فرموده رسول گرامى (صلّی الله علیه و آله و سلّم) على (علیه السّلام) در قیامت، میزان و معیار بندگى است و ما در همین دنیا موظفیم خود را با این میزان و معیار ارزیابى كنیم.
خود آقا امیرالمومنین (علیه السّلام) این مساله را در بیانات خود آسان نمودند: «كان لى فیما مضى اخ فى الله». حضرت در بین اصحابشان یكى را انتخاب كرده و فرمودند، او براى من برادرى
با عظمت بود؛ و صفاتى چند از او را بیان داشته اند و اشاره مى كنند كه عظمتش در نظر من به جهت برخوردارى او از این صفات است و مى فرمایند، شما هم بكوشید و مسلماً عظمت پیدا كردن در پیشگاه على (علیه السّلام) یعنى همه چیز و برخوردارى از همه خیرها و خوبى ها؛ برخوردار شدن از این صفات به معناى پیدا كردن محبوبیت در پیشگاه مولى المتقین على (علیه السّلام) است و این خود روشن ترین معیار است كه خود را با آن مى توان سنجید.
و اما صفات مورد نظر آن حضرت:
۱- «كان یعظمه فى عینى صغر الدنیا فى عینه». او در نظرم بزرگ مى نمود، چون دنیا در نظرش كوچك بود.
پس به فرموده على (علیه السّلام) براى عظمت واقعى انسان، نداشتن وابستگى و دلبندى به دنیا یك امر ضرورى است؛ چرا كه على (علیه السّلام) با آن چشم واقع بین امامت، نداشتن وابستگى و دلبندى به دنیا را براى به عظمت رسیدن انسان ضرورى و لازم مى بیند و اگر مختصرى دقت كنیم، واقعیتى هم جز این نخواهد داشت كه دلبندى به دنیا از بزرگ ترین عوامل بازدارنده انسان از رشد و تكامل و بندگى خداست و باید گفت، این وابستگى، یعنى قرار گرفتن در سراشیبى سقوط. در این صورت، انحطاط و تباهى حتمى است، مگر این كه به خود آمده و دلبستگى به دنیا را تعدیل كنیم؛ كه این هم بدون اتكا به خدا كارى است دشوار و بلكه ناشدنى؛ زیرا انسان در این حالت همانند سنگى است كه از بلندى به پایین بلغزد و همین گونه وابستگى شدید به دنیا باعث آلودگى است، بدون هیچ تردیدى؛ زیرا دلبسته به دنیا براى رسیدن به امیال و آرزوهاى دانسته و ندانسته، به هر كجا كه دستش برسد چنگ مى زند، بدین صورت كه هدفش رسیدن به دنیاست و حق و باطل مطرح نیست. حال ببینید چنین انسانى چه سرنوشتى خواهد داشت؟
البته گمان نشود كه این دلبندى شدید، انزوا به بار مى آورد و موجب عاطل و باطل شدن انسان مى گردد! بلكه اگر كسى تنها دل از دنیا برید چنین خواهد شد؛ كه سرانجام كار هیپى هاست كه به جزیره لختى ها منتهى گشته و به انتحار و خودكشى مى انجامد. ولى آنچه منظورماست، كنترل شدن علاقه مندى به دنیا و دل بستن به خداست. در این صورت، فعال شدن انسان با صداقت و یا اخلاص در جهت خدمت به انسان هاست. انسان دلبسته به دنیا تا دل از دنیا ندارد، روحش قابل رشد و كمال نیست، حتى اگر اهل نماز و روزه باشد و خمس و زكات بپردازد؛ زیرا تا انسان دل از دنیا نكند، همیشه به دنیا فكر مى كند و دنبال آمال و آرزوهاى دنیوى است و نماز تنها برایش فرصت خوبى است براى فكر كردن به امور دنیا و اگر براى حفظ آبرو كمك مالى كند، در همان حال به فكر تامین كردن چندین برابر جاى خالى آن است و با چنین طرز فكرى هیچ گاه به فكر خوبى ها و پاكى ها نیست. اگر هم باشد به زبان مى گوید، ولى در عمل انجام نخواهد داد.
پس با چنین وابستگى مادى، روح انسان هیچ گاه قابل اصلاح نیست، حتى اگر تمام سال را روزه بگیرد و بیشتر اوقات را به نماز برخیزد؛ چرا كه نماز روى آوردن به خدا و آماده شدن براى كارهاى خدایى است، و دلبسته به دنیا بدون شك دستش كوتاه از این هاست؛ زیرا او را كاخ هایى است از آمال و آرزوها و با فكر خام در فكر رسیدن به آن هاست، به هر قیمتى كه شده، حتى اگر صدها انسان بیچاره را بیچاره تر كند و حقوقشان را پایمال نماید؛ حال آن كه پس از تمام این جنایات، به یك هزارم آمال و آرزوهاى پیش ساخته خود نخواهد رسید.
به یاد دارم دانشجوى ممتازى، پس از گذراندن دوره پزشكى، براى گرفتن تخصص در جراحى گوش و حلق و بینى رهسپار امریكا گشت و پس از گرفتن تخصص در همان جان اقامت گزید و به جراحى مشغول شد. چون بسیار زیبا و خوش قامت و تیزهوش و خوش استعداد بود، تصمیم مى گیرد براى این كه در زندگى به تمام معنا خوشبخت باشد، با یكى از بزرگ ترین خانواده هاى امریكایى كه تنها یك دختر داشته باشند ازدواج كند. با این طرز فكر، پس از جست و جوى زیادى به چنین خانواده اى برخورد مى كند كه پدر دختر با خود مى گفت: من دخترم را به كسى باید بدهم كه صلاحیت این را داشته باشد كه فرزندش رییس جمهور امریكا شود و او هم، آقاى پروفسور جوان و زیبا را واجد شرایط دیده، دخترش را به او مى دهد. ولى چند سالى نگذشت، آقاى پروفسور كه یك ایرانى اصیل بود، از زندگى در غربت به ستوه آمده و با همسرش ناگزیر شد كه به ایران بیاید، به شرط این كه هر سه ماه یك بار به امریكا برود و خرج رفتنش با دكتر و برگشتنش با پدرش باشد. در زعفرانیه تهران، دیوار به دیوار كاخ نیاوران ویلایى داشتند. ولى آن زن، خون به دل دكتر كرده بود. دكتر بود و دلى پر از همسر و از دنیا سیر. عاقبت، پس از مشكلات زیاد و شكایت به دادگاه امریكا و ایران، زنى كه مى خواست فرزندش رییس جمهور امریكا شود، با هزار و یك بدبختى، سه دختر به جاى گذاشت و خود از ایران گریخت.
تا انسان به دنیا فكر مى كند، از خدا دور است و از انسان دوستى و خدمت محروم. ولى اگر علاقه مندى به دنیا را تعدیل كرد و دل به خدا بست و وظیفه شناسى در خدمت به انسان ها را پیشه كرد، هم خود زندگى با عزتى خواهد داشت و هم دیگران از پرتو او بهره مند خواهند بود و هم در پیشگاه خدا سربلند است و هم در مقابل وجدان و بندگان خدا روسفید و هم در این رابطه به تدریج به ارزش واقعى خود خواهد رسید.
براساس همین ارزش واقعى است كه در پیشگاه على (علیه السّلام) عظمت پیدا مى كنند و آن حضرت از آنان به عظمت و بزرگى یاد مى كنند و این گونه افراد، نه تنها در حال نماز رو به خدا آورده، مى گویند: «و جهت وجهى للذى فطر السموات و الارض»، بلكه در همه حال چون به خدا دل بسته اند و خیرخواه مردم اند، روى آور به خدا مى باشند، و آنچه را كه در نماز به زبان جارى نموده اند از بندگى و خدمت و پایدارى و استقامت، در زندگى عملاً به آن پایبند بوده و با صداقت و اخلاص در جهت آن گام برمى دارند و این نتیجه دل بریدن از دنیا و دل بستن به خدا است.
امیدواریم به حقیقت امیرالمومنین (علیه السّلام) همه با این معیار حركت كرده و به این وسیله تعهد خود را به خدا و وفادارى خود را به مولا على (علیه السّلام) عملاً ثابت كرده و در دنیا و آخرت از توجهات و دعاى خیر آن حضرت بهره مند باشیم. والسلام!

پی نوشتها:

۱- شامگاه یكشنبه ۱۸ ماه مبارك رمضان (شب نوزدهم و شب قدر) برابر با 3/2/1۳۶۸

منبع: سایت ساجد


::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
:: برچسب‌ها: حاج آقا ابوترابى ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
یازده نکته از دعای عهد
 یازده نکته از دعای عهد

نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی


 

دعای عهد دعایی جهت برقراری ارتباط بین ما و حضرت مهدی(عج) است. در این دعا با آن حضرت عهد و پیمان می بندیم. قول و قرار می گذاریم که یکسری کارهایی را انجام دهیم و در جهت تشکیل حکومت عدل مهدوی زمینه سازی کنیم. این دعا تابلوی روشن را فرا روی فعالیت های ما قرار می دهد.
پای کلام دلنشین استاد حجت الاسلام والمسلمین قرائتی درنگی می کنیم تا با مروری بر این دعای شریفه، درسهای نهفته در آن را بیاموزیم. این دعا به ما می گوید که:

1. علاقه به امام زمان (عج) باید جمعی باشد.

در دعای عهد داریم که: «اللَّهمَّ بَلغَ مَولَانَا الاَمامَ المَهدِیَّ القَائِمَ بِاَمرِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرینَ عَن جَمیِعِ المُومِنیِنَ والمَومِنَات»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه کسی؟ «عن جمیع» از طرف همه مؤمنین و مؤمنات «عن جمیع المؤمنینَ والمُؤمنات» این خودش یک مطلب مهمی است.

2. امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند

وقتی زیارت می رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه ی مؤمنین و مؤمنات. صدقه می دهیم بگوییم. دفع بلا از همه ی مؤمنین و مؤمنات بشود. نگوییم: خدایا، مؤمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مؤمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه ام و هیأت ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَن جَمیعِ المُؤمِنینَ و المُؤمِنَات».

علاقه به امام زمان (عج) بدون مرز است

این علاقه بدون مرز، از کجای دعای عهد فهمیده می شود؟ این جمله که می گوید: « فِی مشَارقِ الارضِ و مغَاربَها» در مشرق ها و مغرب ها، «وَسَهِلهَا وَجَبَلهَا»
زمین های هموار و کوهستانی، «و برها و بحرها» دریا و خشکی، ببینید این دعا چقدر سازنده است. چه اصراری داریم که بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.

4. شریک کردن والدین در دعا و زیارت برای امام زمان(عج)

در دعای عهد می گویی ای امام زمان(عج) سلام می کنم از طرف خودم، و از طرف «والدیَ» پدر و مادرم و «وُلدی» فرزندانم؛ یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده را در نظر می گیری.

5. چه مقدار به امام زمان (عج) صلوات بفرستیم؟

این دعا می گوید که : «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت.
یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان(عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد... به تو سلام و درود می فرستم.

6. اعلام هر روزه علاقه به امام زمان(عج)

یک کسی هر روز زنگ می زند که آقا دوستت دارم. میگوید: «اللَّهم أجَدَّدُ لَهُ فِی هَذَا الیَومِ وَ فِی کُلُ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اَجَدَّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می کنم.

7. علاقه رو به رشد

علاقه ی رو به رشد یعنی چه؟ می گوید: «عَهداً» بعد از عهداً می گوید «وَ عَقداً» بعد از عقداً می گوید «وَ بَیعهً» الله اکبر! چه خبر است؟ مهندسی اش را می بینید.
عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می گوییم: ای امام زمان(عج) سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می کنم. تعهد می کنم یعنی قرار می گذارم بین خودم و خدا، بعد می گوید: «عهد» کم است. پر رنگش کن، «عقد». دو نفر ممکن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره.
ممکن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می گوید: «وبیعهً»، تسلیم است. یعنی باز هم پررنگش می کند. «عهداً» تعهد با حضرت مهدی(عج)، «عقداً» عقد با امام زمان (ص)، «وبیعهً» بیعت کنید با او و تسلیم شوید.

8. علاقه افتخارآمیز

چقدر خوب است این تابلو شود. علاقه حتمی، می گوید: « فی رَقبتِی» یعنی به گردن من «رَقبَ» یعنی گردن. ممکن است کسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نکند. می گوید: نه، علاقه افتخار آمیز.

9. علاقه همراه با همه مراحل

در دعای عهد می گوید: « وَاجعَلنِی مِن انَصارهِ و اَشیاعهِ وَ الذَّابینَ عَنه وَ اجعَلِنی مِن المُستَشهَدِینَ بَینَ یَدَیهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم. آخر گاهی وقت ها انسان یک کسی را دوست دارد در حدی که مثلاً یک میلیون به او وام بدهد. ولی می گوید: همسفر باشم، می گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا. گاهی یک کسی می گوید: عقب من بیا، پولت نمی دهم اما می خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یک جهت یک جایی پر رنگ است، یک جایی کمرنگ است. دعا می گوید: خدایا قرار بده مرا «انصَارِهِ»، «وَ اشیَاعِهِ»، شیعه یعنی دنباله رو یعنی من دنبال تو هستم، «انصار» و نصرت در جایی است که نیاز به کمک هست. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می کنم. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است. برخورد می کنم. «والذابین عنه» ما اجازه نمی دهیم که کسی جسارت کند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می کنیم. اینکه می گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در کار شخصی بد است. تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترک از ترک، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب ها بد است. یعنی به خاطر لهجه کمکش می کنم. به خاطر همشهری گری تعصب می کنم. در انتخابات می گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه من است. این تعصب ها بد است. اما اگر فهمیدی یک چیزی حق است، دیگر، باقی ها باطل است. آنجا که حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است. اولین انحصار طلب، خود خداست. چون می گوید: «لااله» هیچ کس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی ها را دور بریز.

10. علاقه عاشقانه

در دعا می گویی: «طَائِعاً غَیرَ مُکرَهٍ» یعنی مهدی جان(عج) من که در دعای عهد با تو سلام می کنم، از روی عشق زیارت می کنم نه روی اکراه!

11. علاقه و عمل در خط رضایت او

«عَلَی طَاعَتِکَ وَطَاعهِ رَسُولِک» یعنی مهدی جان(عج) من را از شیعیان قرار بده. منتها طبق آن چیزی که تو گفتی. هر استقامتی مهم نیست. استقامتی مهم است که «قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقامُوا» (فصلت/ 30) استقامت بر اساس الله باشد. این مهم است. «کَما اُمرت»( هود/ 112) یعنی همانطور که مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت کن نه طبق یک دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر کسی یک سلیقه ای داشت و روی سلیقه اش هم استقامت کرد، این استقامت نیست، یک دندگی است. استقامتی ارزش دارد «کما أمرت»، که طبق مأموریت باشد. استقامتی ارزش دارد که در خط خدا و رسول خدا(ص) و ولی خدا باشد: «عَلَی طَاعَتِکَ وَ طَاعهِ رَسُولِک».
منبع :نشریه دوماهنامه امان، شماره 42.


::
:: مرتبط با: قرآن واحادیث ,
:: برچسب‌ها: دعای عهد ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
وقتی لات و لوت‌ها و کفتربازها کار امام(ع) را راه می اندازند!
بسم الله الرحمن الرحیم

در صفحه 326 کتاب رجال کشّی که از مهم‌ترین منابع رجالی ما است،آمده که :
 
أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ المُفضّل یجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام.

عده‌ای نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل بن عمر (یکی از اصحاب امام) با لات و لوت‌ها و کفتربازها می‌چرخد...

http://s4.picofile.com/file/7826948595/01_pt_mp_rangmagazone.jpg

شما نامه‌ای به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند. بالأخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نیست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل برسانید.

امام نامه را به دست یک سری از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند.آنها می‌روند کوفه نامه را می‌دهند به مفضل.او نیز نامه امام را باز می‌کند و جلوی بقیه شروع می‌کند به خواندن.

امام فرموده بودند:

بسم الله الرّحمن الرّحیم، این لیست خرید من است بخر و بیاور.
اینها تعجب می‌کنند که این چه نامه‌ایست. صورت مسئله چه بود و این نامه چیست.

دارَ الکتاب إلی الکُل.
نامه را می‌چرخانند همه می‌بینند که لیست خرید است.

و لم یذکُر قلیلاً و لاکثیراً بِما قالوا فیه.
امام چیزی از بحثی که مفضل با کفتربازها می‌چرخد، نیاورده است.

مفضل به این‌ها می‌گوید به هر حال امام لیست خرید داده چه کار می‌کنید؟
(کمک می‌کنید تا تهیه کنیم؟)

هذا مالُ العَظیم حتی ننظر و نجمع و نَحمِل الیک و لم نُدرک الا نراک بعد نَنظُر فی ذلک.

می‌گویند که خوب این پول زیادی می‌خواهد.خلاصه‌ اینکه ما اول باید برویم یک سری کمیسیون‌های اقتصادی تشکیل دهیم و مطلب را بررسی کنیم.جلساتی با هم می‌گذاریم و نتیجه جلسات را به تو می‌گوییم.بعداً بررسی می‌کنیم که این صورت خرید امام را چه طور بخریم...

و أرادوا الانصراف این را می‌گویند و می‌روند.فَحَبسهم لغذائِه

همین که می‌خواهند بروند مفضل می‌گوید: نه! ناهار را باشید و بعد بروید.

و وجّه المفضل الی اصحابه الذین سَعَوا بهم.
بعد مفضل می‌رود همان قومی که به آنها سعایت شد، همان کفتربازها را می‌آورد!!!

فجائوا فقرأ علیهم کتابَ ابی‌عبدالله علیه السلام.
برای آنها نامه امام را می‌خواند و می‌گوید امام نامه نوشته است. این نامه امام‌تان است،چه کار می‌کنید؟

قبلَ أن یَفرُقَ هولاءِ من الغذات
می‌روند و هنوز غذای آن مهمان‌ها تمام نشده برمی‌گردند و پول‌ها را جلوی مفضل و اینها می‌ریزند.

فقال لهم المفضل تأمرونی ان اطرُدَ هولاء مِن عندی؟

مفضل می‌گوید : شما می‌گویید من اینها را از دور خودم برانم!!!؟

تَظُنون ان الله تعالی یحتاج الی صلاتِکم و صومِکم.

گمان‌تان بر این است که خدا محتاج نماز و روزه شماست؟ کار امام را راه بیندازید!!!

پس نوشت:

1- وقتی دیدی مردم مشغول انجام فضایل و مستحبات هستند، تو بکوش واجبات را به خوبی انجام دهی. 
2- وقتی دیدی مردم مشغول کارهای دنیایی هستند، تو مشغول کارهای آخرت باش. 
3-وقتی دیدی مردم سرگرم عیبجویی دیگران هستند تو در جستجوی عیبهای خود و دفع آن باش.
4-وقتی دیدی مردم به زینت و آرامش دنیای خود مشغول هستند، تو مشغول زینت آخرت باش. 
5- وقتی دیدی مردم مشغول زیاد کردن عمل هستند، تو مشغول خوب کردن عمل باش. 
6- هر گاه دیدی مردم به این و آن متوسل می‌‌‌شوند، تو به خدا متوسل شو.

منبع: پرسه در ناسوت دل

آقا نظری فرما،آمین

::
:: مرتبط با: ائمه اطهار , داستان و روایات ,
:: برچسب‌ها: لات , کفتر , مفضل , امام صادق ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
هالیوود و تبلیغ سبک زندگی آمریکایی

هالیوود و تبلیغ سبک زندگی آمریکایی



ورود لوح‌های فشرده و دی‌وی‌دی به بازار و عدم توانایی نهادهای نظارتی در کنترل این اقلام فرهنگی از یک دهه پیش، باعث شد تا فیلم‌های هالیوودی به راحتی و با ارزان‌ترین قیمت در اختیار مخاطب ایرانی قرار گیرد.البته از چند سال قبل‌تر از آن، صداوسیما که با گسترش شبکه‌های صداوسیما نیاز به پر کردن جدول پخش خود داشت، بار دیگر پس از چند سال تحریم، به سینما و تلویزیون آمریکا روی خوش نشان داد و سریال‌های آمریکایی و بعدتر فیلم‌های دیگر، به وفور از صداوسیما پخش شد. این گونه بود که استاندارد فیلم دیدن در بین مخاطب ایرانی، از دیدن فیلم‌های وطنی و سریال‌های شرقی و عربی، به فیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی تغییر پیدا کرد.
 

نویسنده: حسین امیری
 




وقتی استاندارد فیلم دیدن به مدد صداوسیما تغییر کرد، مخاطب ایرانی عطش خاصی برای تماشای آثار هالیوودی پیدا کرد و با ورود سی‌دی و سپس دی‌وی‌دی و ارزان شدن آن‌ها، قاچاق این گونه فیلم‌ها نیز آسان شد و در طول چند سال، تماشای سریال‌های هالیوودی به پدیده‌ای فراگیر تبدیل گشت؛ سریال‌هایی که بدون هیچ نظارتی و توسط شرکت‌های زیرزمینی با زیرنویس فارسی عرضه می‌شد و هیچ سنخیتی با فرهنگ ایرانی نداشت.
علت گرایش قشر متوسط جامعه به سمت این سریال‌ها، داشتن وقت فراغت بیشتر نسبت به طبقه‌ی فقیرتر جامعه بود. البته نه اینکه فقط طبقه‌ی متوسط این فیلم‌ها را ببیند؛ بلکه طبقه‌ی متوسط چون امکانات مادی بهتری برای تقلید زندگی به سبک این فیلم‌ها و سریال‌ها دارد، تأثیر بیشتری از این سریال‌ها می‌گرفت و این آموزه‌ها را با دردسر کمتری در زندگی خود امتحان می‌کرد. پس نسبتی که بین خودش و زندگی آمریکایی برقرار می‌کرد به مراتب قوی‌تر از طبقه‌ی ضعیف جامعه بود.

آموزه‌های سبک زندگی آمریکایی برای قشر متوسط
به اذعان جامعه‌شناسان و پژوهشگران حوزه‌ی سینما، آنچه در اغلب فیلم‌های آمریکایی در مورد زندگی و خانواده به نمایش گذاشته می‌شود مقداری با حقیقت زندگی در آمریکا متفاوت است. جامعه‌ی آمریکا علی‌رغم همه‌ی فسادهای موجود، همچنان به خانواده اهمیت می‌دهد اما آنچه هالیوود به عنوان یک بنگاه بزرگ اقتصادی و فرهنگی یهودی به تصویر می‌کشد نوعی از سبک زندگی کاملاً مدرن و مادی و مصرف‌گرایانه است که نظیرش را فقط در سینمای آمریکا می‌توان سراغ گرفت و بس. اصالت لذت، روابط جنسی آزاد، مصرف‌گرایی، عدم تمایل به ازدواج، خشونت و قدرت‌طلبی از مؤلفه‌های اصلی این نوع سبک زندگی است.

هالیوود و ارزش‌های بصری
سوپراستارها در هالیوود نقش بسیار مهمی دارند؛ سوپراستارهای زن و مردی که اساس صنعت سینمای آمریکا بر آن‌ها و جذابیت‌های فیزیکی آن‌ها گذاشته می‌شود و به طور ناخودآگاه به عنوان الگوی پوشش و تیپ ظاهری جوانان در سراسر جهان قرار می‌گیرند. هالیوود با انتخاب چهره‌ها و هیکل‌های خاصی به عنوان بازیگر، زیبایی‌شناسی خود را به همه‌ی جهان تحمیل می‌کند. در حقیقت هالیوود و صنعت رسانه‌ای سینمایی آمریکاست که تعریف می‌کند چه کسی زیبا و چه کسی زشت است و این زیبایی با آنچه در فرهنگ اقوام مختلف تا به حال وجود داشته متفاوت است.
به طور مثال، در فرهنگ زیباشناختی جوامع سفیدپوست، اصل بر سفیدتر بودن پوست به عنوان معیاری برای زیبایی بوده است. تشبیه معشوقه به ماه یا ترکیبی مانند «سیمین تن» در ادبیات کلاسیک ایران و بسیاری از کشورها نیز به همین سبب بوده است؛ اما در سال‌های گذشته، علاقه‌ی جوانان به رنگ سبزه و گسترش پدیده‌ی « سولاریوم » و « برنزه کردن » حاکی از این است که دیگر سفید بودن بدن انسان، که در گذشته جذاب بوده است، ارزش مطلقی محسوب نمی‌شود. تبلیغ شبکه‌های ماهواره‌ای مدلینگ و فیلم‌های هالیوودی اصلی‌ترین علت این تغییر ذائقه است؛ به گونه‌ای که اگر لابه‌لای تبلیغات روزنامه‌ها را نگاه کنیم، می‌توانیم شمار زیادی از آگهی‌های مربوط به سولاریوم و فروش دستگاه‌های سولاریوم را ببینیم.

پدیده باربیسم
 

باربی ، باربیسم ، barbie

عروسک‌های باربی که از دهه‌ی 1960 در آمریکا رواج پیدا کرده‌اند، در حقیقت بر اساس فرم بدن زنان روسپی آلمانی طراحی شده‌اند و سپس به نژاد آنگلوساکسون تغییر فرم پیدا کرده‌اند، اما پدیده‌ی باربیسم و تشبه به این عروسک‌ها توسط فیلم‌های هالیوودی رواج داده می‌شود؛ سوپراستارهایی که با قامتی کشیده و اندامی لاغر، به عنوان زنان زیبا و معشوقه‌های فیلم‌های هالیوودی معرفی می‌شوند، مروجان این پدیده هستند.
جوانان سراسر دنیا با دیدن این سوپراستارها اندام خود را با آن‌ها مقایسه می‌کنند و برای هر چه لاغرتر شدن، به رقابتی سنگین با خود و اطرافیانشان می‌پردازند. همچنین است در جراحی کردن فرم بینی، لب‌ها و گونه‌ها تا هر چه بیشتر به شاخص زیبایی هالیوودی نزدیک‌تر شوند. این رقابت سنگین، علاوه بر اینکه هزینه‌های بسیاری را بر خانواده‌ها در جوامع مختلف تحمیل می‌کند و بازار دارو، لوازم آرایشی، لباس و... تولید غرب را گرم می‌کند، آسیب‌های بسیاری بر فرهنگ‌های بومی وارد می‌کند و به بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی دامن می‌زند. در فرهنگ ایرانی و طب اسلامی، این قدر لاغر بودن به هیچ وجه نه ارزش فرهنگی محسوب می‌شود و نه معیار سلامتی بدن؛ لکن در کشور ما نیز مسابقه‌ی لاغری و استرس‌های حاکی از اضافه وزن، روند رشد بالایی دارد؛ به گونه‌ای که حتی افرادی که از دیدگاه پزشکی مدرن و سنتی، نرمال محسوب می‌شوند دچار استرس و نگرانی موهومی برای رسیدن به شاخص اندام هالیوود می‌شوند و آرامش روانی خود را از دست می‌دهند.
هالیوود و ارزش‌های جنس
از دیرباز روبوسی کردن در جامعه‌ی ایرانی بین افراد هم‌جنس رایج بوده است و زنان و مردان ایرانی در اعیاد و مناسبت‌های دینی و ملی، با هم‌جنس‌های خود روبوسی می‌کردند و این یک سنت پسندیده محسوب می‌شد؛ اما رشد پدیده‌ی هم‌جنس‌گرایی در جوامع غربی در قرن بیستم باعث شد تا در جوامع غربی روبوسی مردان با مردان و زنان با زنان به عنوان ملاک هم‌جنس‌گرایی شناخته شود و در این جوامع روبوسی غیرهم‌جنس به عنوان عرف پذیرفته شد. در مقابل، روبوسی مردان با مردان، در نشانه‌شناختی فیلم‌های هم‌جنس‌گرایانه تبلیغ می‌شود.
این در حالی است که جامعه‌ی ایران اقتضائاتی غیر از جامعه‌ی غرب دارد و هنوز سنت دیده‌بوسی و مصافحه، سنتی رایج و پسندیده است. این تقابل و تفاوت در ارزش‌های روابط جنسی، نمونه‌ی آشکاری از تفاوت فرهنگ غرب با ایران اسلامی است؛ چرا که اساس و بنیان‌های فکری تمدن ایران با تمدن غربی متفاوت است. اما این نمونه شاید به خوبی گویای خطرات ترویج ارزش‌های غربی نباشد. روابط جنسی بین زن و مرد به شیوه‌ی فیلم‌های هالیوودی، آسان گرفتن طلاق، ارزشمند جلوه کردن مجردی و... که جمع این‌ها می‌شود اخلاق جنسی نوین، ارزش‌هایی است که هالیوود در حوزه‌ی روابط جنسی، در پی ترویج آن است.

فرهنگ غذایی دهکده جهانی
امروزه شاید فردی را نتوان پیدا کرد که با واژه‌هایی چون پیتزا، هات داگ، کالباس و... آشنا نباشد؛ چرا که این کلمات دیگر وارد فرهنگ واژگانی و تغذیه‌ی ایرانی شده است. اما تا قبل از ورود رسانه و سینما به فرهنگ ایرانی، چنین غذاهایی برای عمده‌ی جامعه‌ی ایرانی ناشناخته بود. در کمتر از صد سال، هات‌داگ که به تازگی وارد فرهنگ غذایی آمریکا شده بود، در ایران نیز به همان اندازه شناخته شده و مقبول است.
اما همان گونه که غذاهای غربی وارد جامعه‌ی ایرانی شده است، خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های غربی نیز به سرعت وارد فرهنگ ایرانی می‌شود. تقریباً همه‌ی فیلم‌های هالیوودی صحنه‌های شراب‌خواری به شیوه‌ی مدرن و شاعرانه را در خود دارند. شهروند ایرانی که روزی شراب را نجس و شراب‌خوار را نجاست‌خوار می‌دانست، حالا سوپراستارهای محبوب و شخصیت‌های مقبول فیلم‌ها را که به عنوان افرادی شجاع، حقیقت دوست و عدالت خواه معرفی می‌شوند، در حال خوردن مارک‌های معروف شراب می‌بیند و هیچ حالت انزجاری در مقابل آن پیدا نمی‌کند.
از طرف دیگر، رواج غذاهای مدرن، که کالری بالا و حجم کم دارند، به افزایش بی‌رویه‌ی چاقی دامن می‌زند؛ در حالی که توسط همین فیلم‌ها، لاغری و باربیسم به عنوان ارزش مطلق معرفی می‌شود. بنابراین تناقضی در رفتار و زندگی مخاطب ایرانی شکل می‌گیرد که به فراگیر شدن رژیم‌های غذایی زیان‌آور و رقابت در این رژیم گرفتن‌ها می‌انجامد. این تناقض و نیازی که در این بین ایجاد می‌شود شبیه بسیاری از برنامه‌های استعمار است که در کشورهای اسلامی اجرا شده است؛ مانند رواج اعتیاد به سیگار و مواد مخدر.

هالیوود و ارزش‌های سیاسی
یکی از مهم‌ترین اهدافی که هالیوود در پی بسط و گسترش آن است اهداف سیاسی است. خوشبختانه این بخش از اهداف هالیوود چند سالی است که مورد توجه منتقدین و استراتژیست‌های ایرانی قرار گرفته است و مخاطب با این دست از اهداف آشناست، لکن بخشی از اهداف سیاسی هالیوود ترویج ارزش‌های سیاسی است؛ ارزش‌هایی که از قضا بر طبقه‌ی متوسط کشور ما تأثیر بسزایی داشته است. جا انداختن حقوق بشر و نظم نوین جهانی به عنوان ارزش‌های سیاسی مورد نظر هالیوود در تمام جهان، جهت استحکام پایه‌های این نظم نوین، هدف اصلی هالیوود است.
بنابراین هالیوود سعی می‌کند دموکراسی از نوع آمریکایی را که تقسیم قدرت بین احزاب است، به عنوان معیار دموکراسی واقعی، در مقابل انواع حکومت‌ها مطرح کند. به طور مثال، در این مقابله، مردم‌سالاری دینی که در ایران حاکم است به چالش کشیده می‌شود. « اصالت قدرت » نیز یکی از ارزش‌هایی است که هالیوود در حوزه‌ی سیاسی مروج آن است. فیلم‌هایی مثل « دشمن مردم » به طور مستقیم و بسیاری از فیلم‌های دیگر، به طور غیرمستقیم، به این موضوع می‌پردازند.
نتیجه‌ی پذیرفتن این ارزش، اقبال مردم به سمت اشرافیت نیز هست؛ چرا که دیگر ساده‌زیستی و تقوا معیار سیاست‌مدار موفق محسوب نمی‌شود، بلکه سیاست‌مداری که قدرتمندتر است ارزش‌مندتر است. رواج این ارزش‌ها در میان قشر متوسط می‌تواند به حزب‌سالاری بدون منطق انقلابی بینجامد و چالش بزرگی برای مردم‌سالاری دینی به حساب بیاید.
رسانه‌ی ملی در نیمه‌ی نخست دهه‌ی هفتاد، چند سالی در واکنش به تحریم‌های آمریکا علیه ایران، پخش آثار هالیوودی را تعطیل کرد؛ ولی در نیمه‌ی دوم این دهه، دوباره شروع به پخش آثار هالیوودی کرد و در دهه‌ی هشتاد، تعداد زیادی از این آثار از تلویزیون پخش شد. امید است در اولین حرکت به سمت ذائقه‌سازی، رسانه‌ی ملی بار دیگر پخش آثار هالیوود را تحریم کند و با همین هزینه، به سمت تولید آثار بهتر یا خرید آثار هنری طیف مقاومت در جهان حرکت کند.

 
 

 

منبع: حرف آخر



::
:: مرتبط با: زیره ذره بین , سبک زندگی اسلامی ,
:: برچسب‌ها: هالیوود , سبک زندگی , باربی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
تصاویر هوایی و نقشه قبرستان بقیع

تصاویر هوایی و نقشه قبرستان بقیع

۸۶ سال پیش وهابیت کوردل به بهانه‌های واهی، قبه و بارگاه ائمه اطهار(ع) در قبرستان بقیع را تخریب کرد؛ بارگاهی هشت ضلعی که حدود هشت قرن قدمت داشت و مزار امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام را در خود جای داده بود.

خبرگزاری فارس: تصاویر هوایی و نقشه قبرستان بقیع

  «بقیع» نام قبرستانی بسیار بزرگ و تقریباً مسطح است که مساحت آن بیشتر از مساحت مسجد‌النبی(ص) بوده و تاریخ ساخت آن به دوران قبل از اسلام و زمان جاهلیت بر می‌گردد.

قبرستان بقیع در گذشته به این شکل نبوده و بر اساس کتب تاریخی، بیشتر قبور دارای بارگاه و ضریح بوده‌اند تا اینکه در هشتم شوال 1344 هجری قمری (1926 میلادی)، وهابی‌های کوردل سعودی به دلایل واهی تمامی گنبدها و قبه‌های موجود را تخریب کردند. قبرستان بقیع، مدفن چهار امام شیعه امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، «فاطمه بنت اسد» مادر امام علی(ع)، همسران پیامبر(ص) ام‌سلمه، ماریه و ...، «ام‌البنین» مادر حضرت عباس(ع)، عقیل بن ابیطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب، و بسیاری از صحابه پیامبر نظیر عثمان بن مظعون (این شخص با عثمان بن عفان، خلیفه سوم تفاوت دارد)، ابوسعید خدری، همچنین عقیل بن ابیطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب، مقداد بن اسود، عباس ‌بن عبدالمطلب، اسماعیل فرزند امام صادق(ع)، عاتکه و صفیه عمه‌های پیامبر(ص)، جابر بن عبدالله انصاری، شهدای واقعه حره، حسان بن ثابت و ... است.

 

در ادامه نحوه قرار گرفتن قبور چهار امام معصوم(ع) که در این قبرستان مدفون هستند، دیده می‌شود:

 

 

 نقشه قبرستان بقیع دریافت نقشه کامل قبرستان بقیع 

منبع:فارس نیوز



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
:: برچسب‌ها: تصاویر هوایی و نقشه قبرستان بقیع , بقیع , نقشه ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 24 مرداد 1392
مراسم سالروز تخریب قبرستان بقیع
بقیع

::
:: مرتبط با: مراسمات هیئت اباصالح المهدی(عج) ,
:: برچسب‌ها: مراسم , بقیع ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 24 مرداد 1392
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه


::
:: مرتبط با: فایل های تصویری ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html