تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب آذر 1391
 
 


<-BlogDescription->

مسئولیت های شیعه در آئینه كلام امام باقر

مسئولیت های شیعه در آئینه كلام امام باقر

مسئولیت های شیعه در آئینه كلام امام باقر
مسئولیت های شیعه در آئینه كلام امام باقر

نویسنده: محمّدرضا جواهرى
هویت شیعه را باید درون احادیث پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم السلام در باره شیعه جستجو نمود. احادیث بسیاری از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم واهل بیت علیهم السلام وجود دارد كه در متن آن احادیث كلمه شیعه وجود دارد. این احادیث گنجینه بسیار ارزشمندی برای درك هویت و حقیقت تشیع است. دسته ای ازاین احادیث «اوصاف شیعه» را بیان می كند و دسته دیگر «فضایل شیعه» را گزارش می نماید.

اهمیت و ضرورت شناخت فضایل وصفات شیعه

آگاهی از «اوصاف شیعه» و «فضایل شیعه» هر دو برای شیعه شناسی لازم است. فضایل شیعه چرایی و چگونگی پیدایش مذهب شیعه و منشاتشیع و حقانیت و درستی راه شیعه و نجات و رستگاری شیعیان و امتیازات بنیاد و سازمان و ساختار مذهب شیعه را نشان می دهد و آغاز و فرجام شیعه را آشكار می نماید. براساس همین احادیث معصومین علیهم السلام مبدا تشیع بعثت حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم وپایان آن بهشت ورضوان الهی است. اما «اوصاف شیعه» برنامه زندگی برای شیعیان است از این رو احادیث اوصاف شیعه راهبردی و كاربردی است و مسئولیت های شیعه بودن را آشكار می نماید.
«فضایل شیعه» در گفتگوهای بین مذاهب اسلامی راهنمای مسلمانان برای رسیدن به حقیقت مذهب شیعه است اما «اوصاف شیعه» راه خودسازی و منبع رشد و كمال فردی است. احادیث فضایل شیعه پاسخ های الهی به پرسش های كلامی پیرامون مذهب شیعه است و اما احادیث اوصاف شیعه پاسخ هایی برای چه باید كرد و چگونه زیستن است.
امروز جامعه شیعه بیش از فضایل شیعه نیازمند اوصاف شیعه است. شیعیان پس از آگاهی از تاسیس مذهب شیعه توسط پیامبراعظم صلی الله علیه وآله وسلم و ایمان به حقانیت اساس مذهب شیعه باید گفتار و رفتار شیعی را بشناسند و به آن آراسته گردند. امروز باید برای مردم به زیبایی روشن شود شیعه كیست چه كسی لقب پرافتخار شیعه را می تواند بدست آورد ریشه عقب ماندگی ها و مشكلات جامعه شیعی غفلت از اوصاف شیعه است. آراستگی به اوصاف شیعه علت پیشرفت و ترقی و عامل توسعه در ابعاد گوناگون است. با تبیین مسئولیت های شیعه بودن ومشخص شدن سیمای شیعه اهل بیت علیهم السلام و عملیاتی شدن اوصاف شیعه و تحقق آن درزندگانی فردی و اجتماعی مردم ایران امت وجامعه نمونه الهی پدیدار می شود. با رعایت اوصاف شیعه در كشور ایران جامعه ای كوچك از نمونه جامعه بزرگ و جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پایان تاریخ دینی نمودار می گردد و آرمان شهر و مدینه فاضله شیعی ایرانیان به جهانیان نشان داده خواهد شد.

فضائل الشیعه وصفات الشیعه شیخ صدوق

مرحوم ابن بابویه شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه درقرن چهارم هجری نیاز شیعیان به بصیرت و آگاهی در زمینه اوصاف و فضایل شیعه را باگردآوری احادیث معتبر پیامبر و امامان پیرامون شیعه و نوشتن دوكتاب «فضائل الشیعه» و «صفات الشیعه» پاسخ داده است. وی در فضائل الشیعه چهل و یك حدیث و در صفات الشیعه هفتاد و یك حدیث آورده است 1. در این نوشتار از احادیث پیرامون صفات الشیعه تنها یك حدیث ترجمه و شرح می گردد.

گفتگوی جابر و امام باقر(علیه السلام) درباره صفات شیعه

درآموزه های امام باقرعلیه السلام به صحابی و شاگرد خویش جابرجعفی علاوه بر فضایل شیعه اصول رفتاری شیعه نیز یادآوری شده است. آن حضرت در حدیثی درباره حقیقت تشیع آنچه را كه یك شیعه باید انجام بدهد و وظایف عملی شیعه را آموزش داده اند.
جابرجعفی گفته است امام باقرعلیه السلام از من پرسیدند: یا جابر یكتفی من اتخذالتشیع ان یقول یحبنا اهل البیت ای جابرآیابرای كسی كه تشیع رابرمی گزیندهمین كه بگویدما اهل بیت رادوست می داردكافی است سپس خودامام پاسخ دادند: فوالله ماشیعتناالامن اتقی الله واطاعه وماكانوا یعرفون الا بالتواضع والتخشع وادا الامانه وكثره ذكرالله والصوم والصلاه والبربالوالدین والتعهدللجیران من الفقرا واهل المسكنه والغارمین والایتام وصدق الحدیث وتلاوه القرآن وكف الالسن عن الناس الامن خیروكانواامنا عشائرهم فی الاشیا2. به خدا سوگند شیعه ما نیست جز كسی كه از خدا بترسد و تقوای الهی پیشه كند و گوش به فرمان های الهی بدهد و از خداوند اطاعت نماید و شیعیان جزبه تواضع وخشوع وافتادگی ادای امانت و امانت داری و ذكر فراوان و زیادی یاد خداوند و روزه ونماز و نیكی به پدر و مادر و تعهد و رسیدگی به همسایگان فقیر و مسكین و بدهكار و یتیمان و صداقت و راستگویی و تلاوت قرآن و خواندن كتاب خدا و بازداشتن زبان از مردم جز در امور خیر شناخته نمی شوند آنان امینان خویشاوندان و ملت خود هستند.
در این حدیث شریف از «تشیع» به عنوان مذهب اصیل و ریشه دار الهی كه همان اسلام راستین واسلام رسول الله است یادشده است و امام باقرعلیه السلام روی آوردن به مذهب شیعه و گزینش آن و گرفتن و اتخاذ تشیع را محور گفتگو قرار داده اند.
مطابق این حدیث مذهب تشیع درعصرامام باقرعلیه السلام مكتب وراه ورسم الهی برتر شناخته می شده است وروی آوردن به سوی آن و اتخاذ تشیع در گفتار و رفتار یك ارزش بی نظیر و یك اصل بزرگ و مهم و ضرورت عمومی بوده است. به همین دلیل امام دراین حدیث به تبیین حد و مرزهای تشیع پرداخته اند و اظهار محبت نسبت به اهل بیت رابرای شیعه بودن كافی ندانسته وعلاوه برآن پای بندی به دوازده صفت ارزشمند و زیبا را لازم شمرده و آن ها را مسئولیت های عملی شیعه بودن قرار داده اند. امام باقرعلیه السلام در این حدیث با سوگند و با دو جمله بیان گر انحصار وتاكید بسیار اهمیت عمل نمودن به رهنمودهای اهل بیت و پیروی همه جانبه از آنان در گفتار و رفتار را یادآوری نموده اند.
شیعه بودن علاوه بر گفتار نیازمند رفتار الهی است. شعار و سخن گفتن از دوستی اهل بیت كفایت نمی نماید بلكه باید به رهنمودهای اهل بیت عمل كرد و اتخاذ تشیع به عنوان مذهب علاوه بر اظهار دوستی اهل بیت به شدت وابسته به رفتار علوی و عمل گرایی و آراستگی به صفات زیبای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم السلام است. بی عمل شیعه بودن ناتمام است وتحقق نمی یابد.
صفاتی نظیر اطاعت از خدا و تقوای الهی و كثرت ذكر خدا زیربنای اوصاف عملی زیبا و سازنده دیگر است. نماز و روزه و تواضع و خشوع و مردم داری وادای امانت وامین ملت بودن وراستگویی وكنترل زبان وتعهد به همسایگان نیازمند و فقیران و پا برهنگان و بدهكاران و یتیمان صفات رهروان امامان وشیعه اهل بیت علیهم السلام است. این صفات الهی سازنده شهر و كشور زیبای معنوی و اخلاقی وعامل توسعه و ترقی و پیشرفت مادی و معنوی بشریت است.

پی نوشت :

1 ـ شیخ صدوق ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی فضائل الشیعه وصفات الشیعه موسسه انتشاراتی فراهانی تهران چاپ اول بی تا برمنبرهایی ازنور ترجمه فضایل وصفات شیعه شیخ صدوق گروه تحقیقاتی موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت قم چاپ سوم تابستان. 1384
2 ـ شیخ صدوق صفات الشیعه حدیث 22 ص 53 و ص 54 ابن شعبه الحرانی ابومحمدالحسن بن علی الحسین تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیهم ترجمه احمدجنتی انتشارات علمیه اسلامیه تهران چاپ اول بی تا ص 338 و ص. 339

منبع:http://www.bashgah.ne

::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
رسم و رسوم شب یلدا در نقاط مختلف ایران

رسم و رسوم شب یلدا در نقاط مختلف ایران

مطلب ویژه شب یلدا

ایران کشورى با فرهنگى غنى است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه اى که در آن زیست مى‌کنند هر یک براى برگزارى سنت‌هاى کهن آداب خاص خود را دارند. در ادامه، نگاهی کرده‌ایم به برخی آداب و رسوم شهر‌های چهارگوشه ایران در رابطه با شب یلدا:

خوی - آذربایجان‌غربی:

در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمک رواج دارد و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى که با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.

انزهای فیروزکوه:


در انزهاى ـ Anzeha فیروزکوه ـ به شب یلدا شال هشو مى‌گویند. در این شب مردم محل به خانهٔ همدیگر مى‌روند. صاحبخانه براى مهمان‌هاى خود از همه رقم میوه به‌خصوص قیسی؛ برگه؛ هستهٔ شیرین بوداده؛ گردو و انگور مى‌آورد.

انزها؛ یکى از نقاط خوش آب و هواى فیروزکوه است با زمستان‌های طولانى و پر برف. جوانان محل در این شب رسمى دارند به نام "شال انداختن" و به این ترتیب که یک دستمال نسبتاً بزرگ را چهار گره مى‌کنند و به سر طنابى گره مى‌زنند و بر بالاى بام خانه‌ها مى‌روند.

دستمال چهار گره را از بالاى بام به صحن خانه یا اطاق آویزان مى‌کنند و چند لگد به بام خانه مى‌زنند. صاحبخانه مقدارى آجیل، شیرینى در دستمال مى‌گذارد و دستمال را تکان مى‌دهد.

صاحب دستمال مى‌فهمد که توى دستمال چیزى ریخته‌اند. آن‌را بالا مى‌کشد و چیزهائى که در آن ریخته شده است در کیسه‌اى که همراه دارد مى‌ریزد و بعد مى‌رود بالاى بام خانهٔ دیگرى و به این ترتیب به همهٔ خانه‌هاى آبادى سر مى‌زند و شال مى‌اندازد.

این کار تا نیمه‌هاى شب ادامه دارد. این رسم را دلدادگان و نامزدداران خیلى دوست دارند زیرا که فرصتى است تا پنهان از همگان عهدایائى بدهند و بگیرند.

مردم این نقطه شب‌هاى زمستان به خانه‌هاى همدیگر مى‌روند و تا پاسى از شب مى‌نشینند و قصه‌ها و سرگذشت‌هائى براى یکدیگر تعریف مى‌کنند و در اواسط شب‌نشینى شبچره مى‌آورند.

شبچره عبارت است از مرکبات از قبیل پرتقال، سیب، انار و گلابى و از خشکبار مانند برگه، گردو و فندق که صاحبخانه در بشقاب‌ها مى‌ریزد و در سینى بزرگى مى‌گذارد و براى مهمان‌ها مى‌آورد و همگى در حالى‌که زیر کرسى داغ براى یکدیگر صحبت مى‌کنند و با سرگذشت‌ها و افسانه‌هاى قدیمى مانند جنگ رستم با دیو سفید یا امیر ارسلان نامدار خودشان را مشغول مى‌کنند.

البته شب‌نشینى این دسته جنبهٔ تفریح دارد و به غیر از خندیدن و قصه گفتن کار دیگرى نمى‌کنند و میزبان وظیفه دارد بعد از چند شب به خانهٔ هر یک از آنها که به منزل او آمده‌اند برود تا آنها بار دیگر بیایند را پس نداد معلوم مى‌شود مایل به آمد و رفت با طرف نیست.

قزوین و رسم و رسوم یلدایی:


در شهرستان قزوین در شب اول چند فقیر و غنى هندوانه مى‌خورند و اعتقاد دارند مایهٔ تندرستى و سلامت تابستان است.

شب‌نشینى و فرستادن چشم روشنى براى داماد تازه و عروس آینده نیز مرسوم است. شام را هم که پاچهٔ گوسفند مى‌خورند و عقیده دارند خاصیت فراوان دارد.



مطلب ویژه شب یلدا

نودهٔ رودبار الموت:

در نودهٔ رودبار الموت معروف‌ترین و بهترین خوراکى شب چلهٔ مردم ماهى‌پلو است که آن‌را به عوض هندوانه یا خربزه‌اى که در جاهاى دیگر مرسوم است مى‌خورند.

براى تهیه و پختن ماهى‌پلو، هر کس چند روز قبل از شب چله حتماً باید یک ماهى بخرد و بعد یک شب مانده به شب چله این ماهى را درسته در ظرفى مى‌پزد و در جاى خنگ نگهدارى مى‌کنند.

شب چله که شد با مقدارى سبزى خشک و روغن و برنج و مخلفات دیگر سبزى‌پلو مى‌پزند بعد ماهى را مى‌آورند و به تعداد افراد خانواده تکه‌تکه مى‌کنند و لاى سبزى‌پلو مى‌گذارند و سر سفره مى‌آورند هر نفر باید سهمیهٔ ماهى خودش را بخورد و ظرف غذاى هرکس هم جدا باشد.

رسم است که باید در شب چله هرکسى در خانهٔ خودش باشد و عقیده دارند چنانچه ماهى را قسمت نکنند و ظرف هر کسى هم جدا نباشد در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلى سخت مى‌گذرد و برعکس اگر ظرف هر نفر جدا باشد زمستان خوبى در پیش خواهند داشت و رزق و روزى سال آینده‌ آنها فراوان خواهد بود. بعد از اینکه شام خورده شد.

مقدارى از پولک یا فلس‌هاى ماهى را که قبل از پختن ماهى از آن تراشیده‌اند در یک سینى مى‌ریزند و خوب مى‌شویند و تمیز مى‌کنند و به سر سفره مى‌آورند. سپس سفره را جمع مى‌کنند و این سینى را جاى سفره قرار مى‌دهند.

آن‌وقت پدر یا مادر یا بزرگ‌تر خانواده به یکى از بچه‌ها که از همه کوچک‌تر باشد اشاره مى‌کند تا مقدارى از پولک‌ها را بردارد. بعد مقدارى پولکى را که در دست بچه است مى‌شمارند اگر جفت درآمد خوب است و زمستان بارندگى فراوان خواهد شد.

به همین علت اگر به‌طور اتفاق براى یک نفر پیش آمد بدى رخ بدهد دیگران به او مى‌گویند: "فلانی! مگر خداى نکرده شب چله طاق آوردی؟." اگر طرف بگوید: "بله طاق آوردم" مى‌گویند: "خدا بزرگ است برو شکر کن" اما اگر بگوید: "نه، جفت آوردم." مى‌گویند: "انشاءالله که در همه سال جفت بیاری."

کرمانی‌ها و شب چله:


در کرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار مى مانند و مى پندارند که در این شب قارون به شکل هیزم شکنى که پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیکوکاران مستمند مى رود و به آنها هیزم مى دهد و این هیزم ها تبدیل به شمش هاى طلا مى‌شوند.

در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى‌نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى‌دادند به امید این که قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم کریسمس است و چنین مى نماید که یلداى ایرانى و کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...

مازندرانی‌ها و مقدمات شب یلدا:


دو روز مانده به شب چله، در نقاط مختلف مازندران مردم به تهیه‌ مقدمات این شب می‌پردازند و بعد از غروب آفتاب، آن شب را جمع شده و دور کرسی می‌نشینند و سالمندان حاضر در مجلس به تعریف از سردی زمستان و دوره‌های یخبندان گذشته، داستان‌ها و افسانه‌های می‌پردازند.

آنها بعد از صرف شام و چای، روی کرسی، سفره‌ای پهن می‌کنند که در آن سفره، خوراکی‌هایی از قبیل: پرتقال، نخود برشته، کشمش، بادام شیرین، نارنگی، سیب، لیموترش، خربزه و هندوانه که شاه میوه این مجلس است، به اضافه انواع تنقلات و شیرینی‌های محلی وجود دارد.

افراد خانواده‌ها به شوخی، بذله گویی و گفت و شنود و تفال به دیوان حافظ می‌پردازند. در پایان جشن، هر نفر با چشم‌های بسته تعدادی گردو برداشته و هنگام خواب زیر تشک خود گذاشته و صبح گردوها را می‌شکند اگر مغز آن سفید و خوب بود، نیت‌اش برآورده می‌شود.

همچنین در این شب برای دخترانی که نامزد دارند، از طرف داماد « خرجی »‌می‌فرستند. داماد در این خوانچه، تمام چیزهایی که برای شب چله لازم است به اضافه‌ی ماهی و مرغ قرار می‌دهد و بعد از غروب آفتاب به خانه‌ی همسر آینده خود می‌فرستد.

مردم مازندران معتقدند که اگر در این شب ننه سرما گریه کند، هوا بارانی و اگر پنبه‌های توی لحاف را بریزد بیرون برف و اگر گردنبند خود را پاره کند تگرگ می‌بارد.



مطلب ویژه شب یلدا

شهرها و روستاهای گیلان:

در گیلان و شهرها و روستاهای آن، شب چله را جشن می‌گیرند، و هرکس بنا به توانایی مالی خود میوه و آجیل تهیه می‌کند. میوه‌ها شامل: انار، لیمو، پرتقال و هندوانه است.

گیلانی‌ها، خوردن هندوانه را واجب و مفید می‌دانند. آنها هندوانه‌هایی که محصول بوستان خودشان بوده را برای شب چله در ساقه‌های برنج بافته شده نگه می‌دارند. افراد خانواده با چند خانواده که خویش و قوم هستند، در یک جا برگرد سفره‌ای جمع می‌شوند وبه گفتگو و ترانه خوانی و بزن و بکوب می‌پردازند.

کسانی که نامزد دارند برای همسر آینده‌ی خود «شب چله گر» می‌فرستند که اگر این کار را نکنند به علت ترک رسم، مورد سرزنش خانواده‌ی عروس قرار می‌گیرند.

شب چله و لرستانی‌ها:


مردم لرستان در شب چله، با گوسفند یا بوقلمونی که برای شب چله، پروار و چاق کرده‌اند غذا تهیه می‌کنند. افراد خانواده‌ها به همراه بزرگان خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند، به گرفتن فال و تعریف داستان و خاطره می‌پردازند.

آنها برای این شب مانند دیگر شهرهای ایران انواع تنقلات و میوه‌ها، خربزه و هندوانه تهیه می‌کنند.

در شب چله نیز نوجوانان و جوانان محله‌های مختلف در لرستان، به گروه‌های دو یا چهار نفری تقسیم شده و به پشت بام خانه‌ها می‌روند و از مسیر دودکش بخاری‌های خاموش خانه‌های قدیمی یا جلو پنجره‌ها، شال می‌فرستند و با خواندن ترانه‌های مخصوص این شب تقاضای آجیل و تنقلات می‌کنند و صاحب خانه نیز مقداری از مواد خوراکی آن شب را به پرشال می‌بندد و با تکان دادن شال اشاره می‌کند که بالا بکشند.

شیراز:


سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است.

حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

همدان:


همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند.

دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند.

همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.


خراسان:


در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

اردبیل:


در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

کردستان:


در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.

گلستان:


در استان گلستان، شب چله از بهترین شب های سال است و برای برگزاری آن از آغاز تابستان زمینه سازی می کنند و سرگرمی هیا شب چله را فراهم می سازند و برای شب چله به گونه خاصی هندوانه نگه می دارند زیرا خوردن هندوانه در شب چله واجب است.

مردم استان گلستان در شب چله، پس از خوردن شام به خانه یکدیگر می روند، پیرمردان و پیرزنان از گذشته ها تعریف می کنند، میزبان هم با چای و قلیان و تخمه هندوانه و کدو و... پذیرایی می کند. چندی بعد هندوانه ها را به میان می آورند و می خوردند.

رودبار الموت:


در رودبار الموت، شب چله گرامی داشته می شود. مردم این روستاها رسم دارند که شب چله ماهی پلو بخورند، ماهی را به شمار افراد خانواده بخش می کنند تا هر فردی سهم خودش را بخورد.

رسم این است که در شب چله باید هر کس در خانه خودش باشد. عقیده دارند اگر ماهی را پخش نکنند و ظرف هر نفر جدا نباشد، در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلی سخت خواهد گذشت.

ولی اگر سهم و ظرف هر فردی از افراد خانواده جدا باشد، زمستان خوبی در پیش خواهد داشت و رزق و روزی سال آینده شان فراوان خواهد بود.

دماوند:


مردم دماوند شب چله را بس گرامی دارند، در شب چله به خانه خویشان و بستگان روند و روز پیش از رفتن خبر می دهند که شب چله خواهند آمد.

صاحب خانه برای میهمانان پلو می پزد و سیب و گلابی هایی را که در تابستان زیر خاک کرده تا تازه بماند با پرتقال و انار و هندوانه می آورد. انار و هندوانه حتماً باید باشد زیرا عقیده دارند که اگر در شب چله انار و هندوانه نباشد تا سال دیگر در ناخوشی و ناراحتی خواهند بود.

پس از خوردن شام و چای و میوه، بچه ها به پای کوبی و خواندن ترانه های کودکانه می پردازند، پیرمردها اشعار و حکایاتی را که از گذشته به یاد دارند می خوانند و می گویند و جوانان هم به سرگرمی های ویژه خود می پردازند.

برخی دیگر از مردم دماوند رسم دارند که عصر شب چله به گرمابه روند و پاک و پاکیزه باشند تا در زمستان به آنان سخت نگذرد. پس از خوردن شام، بچه ها چشم می کشند تا مادرشان سیب و انار و هندوانه را که میوه شب اول چله است بیاورد، اگر آورد که چه بهتر از این، اما اگر نیاورد، همه با هم یکصدا شعر می خوانند.

برخی از مردم دماوند برای شب چله اهمیت زیادی قائلند، لذا پیش از فرا رسیدن این شب، میوه های گونه گون فراهم می سازند. همین که شب چله فرا رسید، پس از خوردن شام که حتماً پلو می باشد، میوه ها را که در سینی های بزرگی چیده اند به میان می آورند و از هر میوه ای اندکی می خورند.

زیرا بر این باورند که اگر آدمی در این شب، فقط میوه های سرد و خشک بخورد در تمام مدت سال گرم نمی شوند و اگر میوه‌های گرم بخورد تنش همیشه گرمی و حرارت خواهد داشت، از این رو هم از میوه های سرد و سردی دار می خورند و هم از میوه های گرم و گرمی دار، از جمله: سیب، گلابی، هویج، گردو، هندوانه، برگه زردآلو، قیسی، هسته قیسی بو داده، اگر اینها همه نبود، هویج و هندوانه حتماً باید بخورد تا از گرما و بیماری در امان باشد.

خمین:


مردم خمین شب چله را بسیار گرامی می دارند و بر این باورند که شب چله باید در خانه خودشان باشند.

مردم این دیار بر این باورند که باید هفت گونه خوردنی سر سفره چله باشد: هندوانه، خربزه، انار، سیب، به، انگور. علاوه بر اینها، ترشی پیاز و ترشی سیر هم باید باشد. خوراکی ها را پدر خانواده پخش می کند، سپس قصه گفتن و چیستان پرسیدن و شعر خواندن تا نیمه های شب ادامه دارد


::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
مهریه سنگین پشتوانه نیست


مهریه سنگین پشتوانه نیست
به خانوادهها و جوانانی كه به مهریه به عنوان پشتوانه نگاه میكنند و معتقد به ارقام سنگین هستند
باید گفت شما چیزی را برگزینید كه وقتی كسی میشنود، تعبیر بد از آن به ذهن راه ندهد. كسانی
كه مهریه بالا را به عنوان یك پشتوانه برمیگزینند و برخلاف عرف اجتماعی عمل میكنند، خواسته

یا ناخواسته بدعتهایی را میگذارند كه در درجة اول شرایط ازدواج دیگران را مشكل میكنند و در

درجة دوم به شخصیت و اعتبار خود بهای مادی میدهند. ما پیشنهاد میكنیم تا آنجا كه به عرف

اجتماعی نزدیك میشود، از میزان مهریه بكاهید و

حسن نیتتان را نشان بدهید. اگر همسرتان خوب است كه با مهریه معمول ومعقول هم میتواند

خوب بودن خودش را ثابت كند
.



::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریز

یاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستی 

خواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

خواهرم اینقدر طنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکن

 در امور خویش سرگردان مشو ..... نو عروس چشم نامردان مشو

منبع:http://efat.ir




::
:: مرتبط با: حجاب وبی حجابی ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
***شب یلدا مبارک***

  

ما منتظر صبح شب یلداییم . . .

 

دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .

 

***شب یلدا مبارک***



::
:: مرتبط با: فایل های تصویری ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
راههای كنترل خشم و غضب از نگاه امام باقر
راههای كنترل خشم و غضب از نگاه امام باقر
راههای كنترل خشم و غضب از نگاه امام باقر

نویسنده: عبدالکریم پاک نیا
خداوند متعال یكی از مهم ترین ویژگی های انسان های الهی و پارسا پیشه را كظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید:
«الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛ {آل عمران.134} مومنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و ازخطای مردم در می گذرند وخدا نیكوكاران را دوست دارد.» «كظم» در لغت به معنی بستن سر مشكی است كه از آب پر شده باشد و به طور كنایه در مورد كسانی كه از خشم و غضب پر می شوند ولی از اعمال آن خودداری می نمایند، به كار می رود.
«غیظ» به معنی شدت غضب وحالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است، كه بعد از مشاهده ناملایمات به انسان دست می دهد.
حالت خشم و غضب از خطرناك ترین حالات انسان است و اگر جلوی آن رها شود، در شكل یك نوع جنون و دیوانگی و ازدست دادن هر نوع كنترل اعصاب خودنمایی می كند و موجب می شود كه بسیاری ازجنایات و تصمیم های خطرناك از انسان صادر شود كه انسان یك عمر باید كفاره و تاوان آن را بپردازد. {1}
در مقاله ای كه از نظر خوانندگان عزیز می گذرد این آموزه قرآنی با توجه به سخنان امام باقر (علیه السّلام) مورد بررسی و تحقیق اجمالی قرار می گیرد.

خشم مثبت و منفی

غضب یكی از غرایز انسانی است و بهره های فراوانی برای انسان دارد و در دفاع از هویت و باورها و فرهنگ او نقش مهمی ایفا می كند.

سه گروه متفاوت

در واقع انسان ها را می توان در مورد این حالت نفسانی، به سه گروه تقسیم كرد:
دسته اول: انسان هایی كه در هنگام غضب افراط می كنند و از حد و مرز ایمان بیرون می روند. این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا كه پشیمانی هم سودی به حالشان نخواهد داشت.
دسته دوم: افرادی هستند كه اساساً خشمگین نمی شوند و اصلا قوه غضبیه خود را به كار نمی گیرند و در جاهایی كه حتی شرع و عقل هم برای آنان خشم را لازم دانسته است، به هیچ وجه حركتی ندارند. اینان نه تنها عملی ناپسند انجام می دهند، بلكه از افراد عصبانی بدترند و افرادی بی غیرت و بی هویت تلقی می شوند.
دسته سوم: كسانی كه براساس كمال وجودی خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمی شوند. اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسی كه دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط كامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ایمانشان قرار دارد.

خشم مقدس

قرآن كریم هرگز اصل خشم را تخطئه نمی كند و خشم های مقدس را می ستاید. اساساً خشم مقدس یكی از صفات الهی است كه نام های قهار و جبار حضرتش به آن اشاره دارد. خشمگین شدن اگر متعادل و در راه حق باشد، نه تنها ناپسند نیست، بلكه پسندیده و مورد رضای حق هم خواهد بود. در سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به نقل از امیر مومنان (علیه السلام) آمده است كه: آن حضرت برای امور دنیا هرگز عصبانی نمی شد؛ اما هرگاه برای حق غضبناك می شد، احدی را نمی شناخت و خشم پیامبر آرام نمی شد تا اینكه حق را یاری كند. {2}
علامه طباطبایی (ره) در این زمینه می فرماید:«هرگاه رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم ) خشمگین می شد- كه جز برای خدا غضب نمی كرد- چیزی تاب مقاومت در برابر غضب آن حضرت را نداشت.» (3)
آری یك انسان كامل فقط در راه حق و به خاطر پایمال شدن حقوق الهی و حقوق مردم خشمگین می شود و در این مورد هم از مرز ایمان و حدود الهی خارج نمی شود.

خشم پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم )

در این خصوص روایتی زیبا از سیره رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) نقل شده است كه حمزه بن عبدالمطلب، عموی بزرگوار و برادر رضاعی حضرت رسول بود؛ زیرا حمزه از ثویبه اسلمیه- دایه پیامبر قبل از حلیمه سعدیه- شیر خورده بود. حمزه از رسول خدا چهار سال بزرگتر بود.
او در جنگ احد 60 سال داشت كه به دست وحشی- غلام جبیر بن مطعم- به شهادت رسید. وحشی به تحریك و تطمیع هند- دختر عتبه بن ربیعه و مادر معاویه بن ابی سفیان- حضرت حمزه سیدالشهداء را مورد حمله غافلگیرانه قرار داد و به شهادت رساند. هند كه از آن بزرگوار به شدت ناراحت بود و از حضرت حمزه به علت كشته های جنگ بدر كینه شدیدی داشت، بعد از شهادت حمزه اعضای بدن آن حضرت را مثله كرد و حتی جگرش را بیرون آورده، از عمق كینه آن را در دهانش مكید.
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) وقتی به بالین پیكر قطعه قطعه عمویش آمد آن چنان ناراحت و خشمگین شد كه سخن از انتقام گفت. در آن هنگام،جبرئیل علیه السلام نازل شد و برای دلداری پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) این آیه شریفه را نازل كرد:«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین؛ (نحل.621)
هرگاه خواستید كسی را مجازات و عقوبت كنید، تنها به مقداری كه به شما تعدی شده كیفر دهید و اگر صبر كنید، این كار برای صبركنندگان بهتر است.» پیامبر نیز خشم خود را كنترل كرد و فرمود: «پس من صبر می كنم.»(4)


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
نیایش‏هایی از امام محمد باقر

نیایش‏هایی از امام محمد باقر

نیایش‏هایی از امام محمد باقر
نیایش‏هایی از امام محمد باقر

پاک و منزّه است خالق و پروردگار، پاک و منزه است نیرومند و توانا؛ پاک و منزّه است برانگیزاننده و ارث برنده؛ پاک و منزّه است آنکه تمامی اشیاء در برابرش خاضع است؛ پاک و منزّه است آنکه رعد به حمد او تسبیحش را گفته و فرشتگان از هراس تسبیح گوی اویند؛ پاک و منزّه است خدای بزرگ و او را می‏ستایم.
خدایا! از تو می‏خواهم به زره محکمت و به نیرو و عظمت و سلطنت که مرا از شیطان رانده شده و از شرّ هر ستمگر کینه توز پناه دهی؛ خدایا! از تو می‏خواهم به محبتم به تو و به دوستی‏ام نسبت به پیامبرت و به محبتم به خاندان پیامبرت که درود تو بر آنان باد، ای آنکه از پدر و مادر و تمامی مردم نیکوکارتری! تو بخشنده‏ای هستی که بخل نمی‏ورزد و بردباری که جهل در او راه ندارد و عزیزی هستی که ذلیل نمی‏گردد.
از امام صادق علیه‏السلام ـ نقل شده که فرمود:
هنگامی که حوادث مهمّی تحقق می‏یافت پدرم این دعا را می‏خواند: خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا بیامرز و مشمول رحمت قرار ده و عملم را پاک و بازگشتم را آسان و قلبم را مطمئن ساز و ترسم را ایمنی بخش و در تمامی عمرم به من سلامتی عطا کن و دینم را تثبیت گردان و خطاهایم را ببخش و چهره‏ام را درخشان گردان و در دینم مرا حفاظت فرما و روزیم را گسترده نما، چرا که من ناتوانم و از زشتیِ اعمالم به واسطه زیبایی‏هایی که نزد تو است، درگذر و مرا به نفسم مبتلا مگردان و مرا به فقدان دوست داغدار مساز.
خدایا! یاد عطاهایت مرا مأنوس خود ساخته و امید به نعمت دادنت به من نیرو می‏دهد و از هنگام تولد هرگز از نعمت‏هایت بی‏بهره نبوده‏ام و تو پروردگار و آقا و پناهگاه و حافظ و نگهبان و مهربان نسبت به من بوده و متکفّل روزیم گردیده‏ای و آنچه در مورد من تحقق می‏یابد، در قضا و قدر تو قرار دارد.
پس ای آقا و مولای من! در مقدّرات و امور حتمی‏ات سرعت رهایی و خلاصی از آنچه که در آنم و تندرستی و سلامتی را مقدّر نما، چرا که من برای دفع آنها کسی جز تو را نمی‏یابم و در آنها تنها بر تو اعتماد دارم.

* * *

به نام بخشنده مهربان، گواهی می‏دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه بوده و شریکی ندارد و گواهی می‏دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست؛ به خداوند و تمامی پیامبران او و آنچه بر تمامی پیامبران نازل کرده، ایمان آوردم و وعده الهی حق است و ملاقات او حق است، و خدا راست گفته و پیامبران پیام را ابلاغ کرده‏اند و سپاس خدای را سزاست که پروردگار جهانیان است.
خدایا! راه‏های شناخت خیر را به رویم باز کن و درهایش را گشوده گردان و به برکات رحمتت مرا بپوشان، بر من به حفاظت از زوال دینم منّت گذار، قلبم را از به حفظ آنچه جهالت آن را از من نمی‏پذیری مشغول‏دار و برای هر خیر و نیکی زبانم را رام گردان، و قلبم را از ریا پاک نما و آن را در اندامم قرار نده و عملم را خالص برای خود قرار ده.
خدایا! از شرّ جن و انس، فتنه‏ها و کیدها و محل‏های دیدن فاسقان و از اینکه در دینم بلغزم و آخرتم را فاسد گرداند و اینکه آنان در زندگی‏ام ضرری به من برسانند، یا مرا به بلایی دچار گردانند که قدرت تحملش را ندارم و صبر بر آن در توانم نیست به تو پناه می‏برم؛ خدایا! پس مرا به مشکلات آن دچار مگردان تا از یاد تو مانع گردد و از عبادتت مرا مشغول دارد، تو حافظ و نگهبان و حراست کننده از تمامی امور می‏باشی.
خدایا! تا آنگاه که زنده‏ام مرا در زندگی آسوده گردان، زندگی که بدان بر طاعتت نیرومند گردیده و به خشنودیت دست یابم و در روز قیامت به بهشت رهنمون گردم، و مرا از رزق و روزی که مرا به طغیان کشاند، بهره‏مند مکن و به فقری که مرا بدبخت سازد و بر من تنگ گیرد مبتلا مساز.
خدایا از جانب خود سکینه و وقار بر من نازل فرما و زره محکمت را بر من بپوشان، و به پوشش فراگیرت مرا حفظ فرما و لباس عافیت را بر من بپوشان و سخن و کردارم را تصدیق گردان، و در فرزندان و خاندان و اموالم برکت عطا کن.

نیایش‏های امام محمد باقر علیه‏السلام در ماه ذیحجه

هنگام داخل شدن در مسجد الحرام

از آن حضرت روایت شده که فرمود: هنگامی که داخل مسجد الحرام شده و مقابل حجرالاسود قرار گرفتی بگو:
گواهی می‏دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و گواهی می‏دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست؛ به خدا ایمان آورده و به طاغوت و بت‏ها و به بندگی شیطان و به بندگی هر کسی که غیر از خدا خوانده شود، کافر گردیم.

هنگام بوسیدن حجرالاسود

از آن حضرت روایت شده که فرمود: سپس نزدیک حجرالاسود شده و با دست راستت آن را لمس کن، آنگاه بگو: به نام خدا، و خدا برتر است؛ خدایا! امانتم را ادا کردم و میثاقم را عهده دار گردیدم تا در پیشگاه خود در قیامت به وفاداری‏ام گواهی دهی.

هنگامی که در مقابل ناودان کعبه قرار می‏گرفت

امام صادق از پدرش ـ که بر آنان درود باد ـ نقل می‏کند که آن حضرت هنگامی که در مقابل ناودان کعبه قرار می‏گرفت، عرض می‏کرد: خدایا! مرا از آتش رهایی بخش، و روزی حلالت را بر من گسترده ساز، و شرّ فاسقان جن و انس را از من دور نما، و به رحمتت مرا داخل بهشت گردان. *هنگام دست زدن به رکن یمانی
ابو مریم گوید: نزد امام باقرـ که بر او درود باد ـ بودم و طواف می‏کردم، آن حضرت هرگاه به رکن یمانی می‏رسید، آن را لمس می‏نمود و عرض می‏کرد:
خدایا! به من روی آور تا توبه نمایم و مرا حفاظت نما تا به گناه باز نگردم.

دعا در صفا و مروه

زراره گوید: از آن حضرت سؤال کردم: انسان در صفا و مروه چه باید بگوید؟ فرمود: باید سه بار بگوید:
معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد، پادشاهی و ستایش از آن اوست، زنده کرده و می‏میراند و او بر هر کار توانا است.

دعا برای هر که از جانب کسی دیگر حج می‏کند

از آن حضرت نقل شده که فرمود: هر کس به نیابت از غیر خود حج می‏کند، باید هنگام احرام بگوید:
خدایا! من از طرف فلانی حج به جا می‏آورم، از او بپذیر و مرا در به جای آوردن آن اجر و پاداش ده.

دعا در تکبیر در ایّام تشریق

خدا برتر است، خدا برتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا برتر است، خدا برتر است و حمد و سپاس او را سزاست و خدا برتر است بر آنکه ما را هدایت کرده، و خدا برتر است بر آنکه ما را از گوشت حیوانات بهره‏مند ساخته است.

منابع :

1. گنجینه :: فروردین و اردیبهشت 1385، شماره 58
2. گنجینه :: آذر و دی 1384، شماره 57

منبع:سایت حوزه نت


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
امام محمد باقر(ع)


::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
زندگی‌نامه امام موسی كاظم علیه السلام:

 

زندگی‌نامه امام موسی كاظم علیه السلام

زندگی‌نامه امام موسی كاظم علیه السلام:

 

نام:موسى‏ بن جعفر.

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

نكته:امام موسی كاظم علیه السلام در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

تاریخ ولادت امام موسی كاظم:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.

محل تولد امام موسی كاظم: ابواء (منطقه‏اى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

 

نام مادر امام موسی كاظم:حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

 

مدت امامت امام موسی كاظم: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.

 

تاریخ و علت شهادت امام موسی كاظم: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

 

محل دفن: مكانی به نام مقابر  قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است.

 

همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه.

 

فرزندان امام موسی كاظم: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یكى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت كه 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.

 



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391
خاطراتی از جلسات درس خارج آیت الله خامنه ای
از سال ۱۳۶۹ شمسی، درس خارج آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. جهاد، موسیقی، غیبت، قصاص و… از مباحثی است که تا کنون در درس خارج ایشان تدریس شده است. دکتر محسن اسماعیلی، رئیس دانشکده‌ی معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در نخستین دوره‌ی درس خارج فقه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور داشته است. متن زیر، خاطرات و نکته‌هایی است که این عضو حقوقدان شورای نگهبان از چند و چون این درس‌ها بیان کرده است:

از ابتدای شروع درس خارج فقه آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۹ -که با سالگرد شهادت امام صادق علیه‌السلام مصادف بود- توفیق حضور در این جلسات را داشته‌ام. آن روزها با توجه به این‌که مدت کوتاهی از رحلت امام خمینی رحمه‌الله گذشته بود، ایشان علی‌رغم همه‌ی مشغله‌ها، بدون وقفه این درس را شروع کردند. معمولاً فقها درس خارج فقه خودشان را از «کتاب‌الجهاد» شروع نمی‌کنند، اما ایشان این درس را از «کتاب‌الجهاد» شروع کردند. این موضوع کاملاً مرتبط با مسائل سیاسی، اجتماعی و نظامی است و بسیاری از مسائل مستحدثه را نیز شامل می‌شود.

ابتدا دو نکته را در جهت شناخت و معرفی هرچه بهتر چهره‌ی علمی و فقهی رهبر انقلاب اشاره کنم:

۱. معمولاً شخصیت علمی‌‌ کسانی که مسئولیت‌های سیاسی و اجرایی را می‌پذیرند، تحت تأثیر شخصیت اجتماعی و سیاسی ‌‌ایشان قرار می‌گیرد و سنگینی سایه‌ی سیاست و امور اداری بر تمام جوانب زندگی آنان احساس می‌شود. حتی امام خمینی رحمه‌الله که سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، چند دهه استاد برجسته و شناخته‌شده‌ی حوزه‌ها بودند و در سطوح خارج، مجتهدان و مراجع بسیاری را تربیت کردند، شخصیت علمی و عرفانی‌شان پس از انقلاب تحت تأثیر مقام سیاسی و اجتماعی‌شان قرار ‌گرفت. رهبر معظم انقلاب هم همین‌طور هستند. یعنی از بُعد علمی و کارهای حوزوی ایشان کمتر سخنی به میان آمده است.

۲. دانش رهبر انقلاب منحصر در علوم رسمی حوزه و به‌طور خاص فقه و اصول نبوده و نیست. ایشان علاوه‌بر دروس حوزوی مثل فقه و رجال که شناخته‌‌شده است، در دیگر علوم هم اطلاعات بسیار گسترده‌ای دارند. مثلاً در ادبیات و شعر، تاریخ اسلام، تاریخ غرب و تاریخ جهان و نه‌فقط به صورت «تاریخ نقلی»، بلکه به صورت «تاریخ تحلیلی» کار کرده‌اند.

جهاد ابتدایی جایز است

انتخاب موضوعات ایشان در درس‌های خارج، نشان‌دهنده‌ی دغدغه‌ی عمیقی است که ایشان نبست به شرعی و فقهی بودن کامل اداره‌ی امور کشور دارند. مثلاً بحث جهاد از آن بحث‌هایی نیست که خیلی تفصیل یافته باشد. متأسفانه فقهای شیعه هیچ‌گاه متصدی امور سیاسی-اجتماعی نبودند ولذا طبیعتاً به مواردی مثل جهاد که جنبه‌های سیاسی-اجتماعی دارد، کمتر توجه شده‌ است.

رهبر انقلاب توجه ویژه‌ای به این موضوع داشتند. مثلاً یکی از مباحث مربوط به ولایت فقیه که در کتاب‌الجهاد هم آن را بحث می‌کنند، این است که آیا «جهاد ابتدایی» در زمان غیبت هم ممکن است؟ یعنی آیا جهاد ابتدایی مشروط به حضور امام معصوم علیه‌السلام است یا نه؟ این‌که هر فقیه عادلی می‌تواند این کار را انجام دهد، مخالفینی دارد. حتی امام رحمه‌الله که به ولایت مطلقه قائل بودند و در «کتاب‌البیع» و «تحریر‌الوسیله» تصریح کرده‌اند که ولیّ‌فقیه از تمام اختیارات حکومتی امام معصوم علیه‌السلام برخوردار است (مگر مواردی که استثناء شده باشد و دلیلی بر استثناء آن وجود داشته باشد) در کتاب تحریر‌الوسیله می‌فرمایند که یکی از موارد استثناء، جهاد ابتدایی است و در این‌ تأمل وجود دارد که فقیه در زمان غیبت بتواند «جهاد ابتدایی» بکند. از طرفی فقیه برجسته‌ای مثل مرحوم صاحب‌جواهر با جواز «جهاد ابتدایی» در زمان غیبت مخالف بوده و یکی از استدلال‌های مهم‌ ایشان عدم امکان وقوع این مسئله است. یعنی اصلاً چنین چیزی واقع نخواهد شد که فقیهی در زمان غیبت لشگر یا سلاح و تجهیزاتی داشته باشد و امکان جنگ و فرماندهی برای او پدید بیاید! اما به یاد دارم که رهبر انقلاب در همین درس خارج، این احتمال را رد کردند و با دلایلی اثبات کردند که جهاد ابتدایی در زمان غیبت و توسط فقیه عادل و باکفایت ممکن است و این را نظر أقوی ‌دانستند.

درس‌هایی مبتنی بر تحقیقات قبلی

یکی از خصوصیات درس آیت‌الله خامنه‌ای این است که از قبل، رئوس اصلی درس‌ها را می‌نویسند و من یادم هست که «کتاب‌الجهاد» را که درس می‌دادند، نوشته‌های خودشان همراهشان بود. به‌طور خاص یادم هست که در مباحث جهاد به مناسبتی ایشان بحث از صابئین کردند که آیا صابئین جزء اهل کتاب هستند یا نیستند؟ این از مباحث مشکله‌ی فقهی است. ایشان به‌طور بسیار مفصلی این بحث را مطرح کردند و این نشان از تسلط بر مبانی فقهی و تاریخی و مطالعات عمیق گذشته‌ی ایشان دارد.

نکته‌ی دیگر آن‌که درس‌های ایشان از یک پیوستگی معنی‌دار منطقی برخوردار است و ترتیب بحث‌های ایشان ابتکاری بوده است.

ایشان به کیفیت جهاد که رسیدند (فقها مبحثی دارند راجع به بحث کیفیت جهاد ‌و این‌که چه کارهایی در جهاد جایز است و چه کارهایی حرام) به بحث «إلقاء سمّ» در بلاد مشرکین پرداختند که بحث معروفی هم هست. در همان سال ۱۳۶۹ ایشان نظر خودشان را در بحث سلاح‌های هسته‌ای اعلام کردند و القاء سم در بلاد مسلمین و استفاده از سلاح‌های مخرب و کشنده‌ی شیمیایی و هسته‌ای را به دلایل فقهی دارای اشکال دانستند و همان موقع ادلّه‌ی فقها را کاملاً بررسی کردند و به عنوان یک نظر فقهی جدی و نه یک شعار سیاسی و اجتماعی آن را ارائه دادند. ما الان بعد از بیست سال ملاحظه می‌کنیم که ایشان دوباره بر همان مواضع تأکید دارند و هر وقت بحثی در این باره پیش آمده، ایشان تأکید فرموده‌اند که از دیدگاه فقهی و شرعی با مسأله‌ی سلاح‌های هسته‌ای مشکل داریم. این از جهت ثبات در تصمیم‌گیری‌های ایشان هم مهم است.

تفریع فروع و ارتباط‌های بدیع

نکته‌ی دیگری که در این زمینه وجود دارد، حاکمیت «فقه حکومتی» بر درس‌های ایشان بود. در واقع به دلیل همان انزوای تاریخی‌ای که بر فقهای شیعه تحمیل شده بود، در بیشتر موارد یک روحیه‌ی‌ فردگرایی بر فقه ما حاکم بود. فقه ما فقه فردگرا بود، ولی ایشان به دلیل روحیاتی که داشتند، با یک نگاه حکومتی و به صورت سیستماتیک فقه را می‌دیدند و از این جهت می‌توانستند بین فروع مختلف فقهی ارتباط‌های جالب و بدیعی را برقرار کنند. این خصیصه یک آموزش و نظریه‌ی خوبی برای مطالعه‌ی فقهی است که چگونه می‌شود تفسیر فقه با فقه کرد و با برقراری ارتباط میان فروع مختلف فقهی به نظریات جدید فقه حکومتی دست یافت؟


پایبندی به فقه جواهری

پایبندی ایشان به فقه جواهری بسیار جدی است. ایشان در مباحثی که ارائه می‌کنند و اظهار نظرها کاملاً مقیدند که به همان روش قدما بحث کنند. در واقع ایشان به فقه سنتی پایبند هستند و به سنّت اجتهاد تقید دارند. بعضی‌ها نظریات جدیدی را مطرح می‌کنند، اما نظرات آن‌ها از روحیه‌ی فقهی لازم برخوردار نیست. ایشان کاملاً به رعایت اصول و مبانی سنت اجتهاد پایبندی از خودشان نشان داده و تلاش می‌کنند که تمام نظریاتی که دارند، تنها در چهارچوب فقه جواهری ارائه شود.

البته ایشان بارها هم طلاب جوان را سفارش و نصیحت‌ کرده‌اند به این‌که در ارائه‌ی نظریات جدید شجاعت بیشتری از خودشان به خرج دهند. می‌گفتند شما طلبه‌های جوان حتماً در چهارچوب ضوابط و اصول شناخته‌شده‌ی فقط جواهری کار کنید، اما اگر در این چهارچوب فکر و تحقیق کردید، از ارائه‌ی نظر جدید إبایی نداشته باشید. حتی به خاطر دارم آن موقعی که قرار بود مجله‌ای به صورت فارسی منتشر شود و تحقیقات فقهی طلاب جوان را به زبان فارسی و به زبان جدید ارائه کند، بسیاری از دوستانی که در این زمینه مسئولیت داشتند و به دنبال راه‌انداختن این جریان بودند، نوعی نگرانی داشتند از این‌که چه واکنش‌هایی را در حوزه خواهند دید. رهبر معظم انقلاب اما سفارش می‌کردند که نگرانی نداشته باشید و از ایجاد چنین کرسی‌های آزاداندیشانه‌ای حمایت کردند تا شکل گرفت. ایشان می‌فرمودند که حالا شما خیال نکنید که هر نظری که می‌دهید، باید منجر به صدور فتوا شود. شما یک مطلبی را می‌گویید و نفرات بعدی می‌آیند و آن را نقد و تحلیل و تکمیل می‌کنند تا إن‌شاءالله در آینده بتواند مبنای صدور فتوا قرار بگیرد. این ترویج آزاداندیشی و نوگویی در عین تقید به ضوابط و اصول سنت شناخته‌شده‌ی اجتهاد از خصوصیات درس ایشان بود و جرأت اظهار نظر جدید را به شاگردانشان القا می‌کردند.

مبانی اجتهادی در علم رجال

از ویژگی‌های دیگر درس خارج فقه رهبر معظم انقلاب که کمتر به آن توجه می‌شود، «مبانی رجالی» ایشان است. انصافاً اجتهاد در رجال کمتر صورت می‌گیرد، ولی من این را در دروس ایشان دیده‌ام. یعنی کاملاً محرز است که ایشان در علم رجال متبحر بوده و دارای مبانی خاص هستند. به عنوان نمونه در بحث پذیرش یا عدم پذیرش اصحاب اجماع، قاعده‌ی مشهور (أجمعت الإصابة على تصحیح ما یصحّ عنهم) یکی از مباحث دنباله‌دار علم رجال است، به این معنی که آیا حرف فلان‌شخص (لا یرسل و لا یسند الّا عن ثقة) را می‌پذیریم یا نه؟ و آیا توصیف او و روایت او کافی است یا نه؟ من مکرراً می‌دیدم که ایشان بر اساس مبانی کارشده‌ی علمی، اظهار نظر ثابتی راجع به اصحاب اجماع و برخی از کتب مورد بحث مثل جعفریات، اشعثیات و … داشتند و معلوم بود که کار عمیق و جدی در این حوزه‌ها کرده‌اند و اظهار نظرهای روشنی در این زمینه داشتند.

تحول‌گرایی به عنوان یک الگو

نکته‌ی مهمی که روی آن تأکید دارم، توجه ایشان به «تحول در امور حوزه» است. اشاره کردم که ایشان در روش فقاهت خودشان کاملاً پایبند به گذشتگان هستند و از سنت اجتهاد جواهری تخطی نمی‌کنند، اما این به معنی عدم توجه به لزوم برخی تغییرات در شیوه‌ی تدریس و شیوه‌ی تحصیل در حوزه نیست. ایشان، هم نسبت به ویرایش و پیرایش کتب درسی نظر داشتند و هم در روش تحصیل و تدریس بارها اعلام کردند. انصافاً این تحولاتی هم که در مدیریت حوزه‌ی علمیه در این سال‌ها اتفاق افتاده است، عمدتاً ناشی از تأکیدات، رهنمودها و پیگیری‌های ایشان است و همین که حوزه دارای یک سیستم مدیریت مشخص شد و مراحل درسی و مراتب علمی مشخص پیدا کرد، از برکات توجه خاص ایشان به این مسائل است.

واکنش در برابر سؤالات و اشکالات

نوع تدریس ایشان نیز جالب توجه است. بالأخره ممکن است که در میانه‌ی درس کسی سؤالی بپرسد که چه‌بسا بی‌ربط و نابجا باشد. این موضوع همیشه در درس‌های حوزوی اتفاق می‌افتد. اتفاقاً یکی از جذاب‌ترین بخش‌های درس نیز همین‌جا است که استاد چه واکنشی از خود نشان می‌دهد. اولاً ایشان با سعه‌ی صدر کامل با نظر مخالف برخورد می‌کردند و با آرامش ویژه‌ای به سؤال‌کننده توجه می‌کردند که خود این موضوع جرأت سؤال‌کردن و انتقادکردن در درس را به انسان می‌داد. البته در این گفت‌وشنودهای طلبگی از مطایبه‌ها و شوخی‌هایی که در میان علما مرسوم است، زیاد صورت می‌گرفت و این خودش درس را باطراوت، شنیدنی و جذاب می‌کرد. یادم هست که یکی از دوستان در درس حاضر می‌شد اما معمولاً مطالعه‌نکرده سؤالاتی مطرح می‌کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به سؤالات پاسخ می‌دادند. چند بار که سؤالات رد و بدل می‌شد، به عنوان مزاح می‌گفتند: «حالا شما اجازه بدهید من آنچه را که مطالعه کردم بگویم و شما چیزی را که مطالعه نکردید باشد برای جلسه‌ی بعد.» یا به خاطر دارم که در موردی به یک نفر گفتند: «حالا شما به حرف‌هایی که من زدم فکر کنید، شاید خدا به دلتان انداخت که حرف حق را بپذیرید.» یا مثلاً کسی اگر یک حرف خیلی عجیب و غریبی پای درس می‌گفت که تا به حال فقها نگفته بودند و با موازین فقهی خیلی سازگار نبود، ایشان می‌گفتند: «اجماع همه‌ی فقها با فرمایشی که آقای فلانی داشتند، شکسته شد» و این‌طور درس را شیرین و جذاب‌تر می‌کنند.

توجه به مسائل اخلاقی

از دیگر نکات مهم دیگر، توجه ایشان به مسائل اخلاقی و معنوی است. معمولاً‌ درس ایشان با یک حدیث اخلاقی و یک موعظه یا نصیحت رفتاری شروع می‌شود. توجه ایشان به این مسأله بسیار مهم است. همیشه آغاز درس را به بیان تذکرات بسیار مهم اخلاقی و حوزوی اختصاص می‌دهند. فکر می‌کنم جمع‌آوری آن‌ها می‌تواند یک منشور طلبگی و حوزوی باشد.

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)



::
:: مرتبط با: حرف حساب ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html