تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب آبان 1391
 
 


<-BlogDescription->

متن

فدای صداقت اون بیسوادی که وقتی ازش  پرسیدند عشق چند حرفه؟ گفت چهار حرف!

                             همه بهش خندیدند ،اما زیر لب زمزمه میکرد:                                                               


حسین



::
:: مرتبط با: اس ام اس ,
نویسنده : مهدی مقدم
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391
شعر


از ما عجیب نیست که دعایی نمی رسد


از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد


ما تحبس الدعا شده ی نان شبهه ایم


آنجا که شبهه است عطایی نمی رسد



::
:: مرتبط با: اس ام اس ,
نویسنده : مهدی مقدم
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391
منش حسین (ع)، منشور آزادگی

منش حسین (ع)، منشور آزادگی
منش حسین (ع)، منشور آزادگی
نویسنده: علی سروش
 
نمونه های دیگر از جلوه ها و رخدادهای زیبا و شگفت انگیز و عبرت آموز در کربلا و عاشورای حسینی جریان آزادگی و حریت امام حسین(ع) در مقابله با حرین ریاحی و لشکریان او اتفاق افتاد. حر نیز که یکی از فرماندهان لشکر کفر بود با هزار تن از سپاهیان خود بنا به دستوری که از ابن زیاد به او رسیده بود موظف بود حلقه محاصره را بر حسین (ع) تنگ تر کند.
حسین بن علی و یارانش در راه کوفه در محلی به نام زوحسم با حر و لشکریانش روبه رو می شوند و علی رغم رفتار سرسختانه و بی رحمانه حر، امام به یاران خود دستور می دهد تا سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب کنند. این رفتار به آنان و همگان درس حریت و احترام به حیات انسان ها را می دهد. در این محل امام با حر لحظاتی را به گفت و گو می نشیند و مطالبی به او می گوید. حر که جنگجوی دلیری بود و آزادگی و حریت در دلش موج می زد هرگز قصد کشتن حسین بن علی را نداشت و روز عاشورا وقتی متوجه شد ابن سعد واقعا قصد کشتن امام حسین(ع) را دارد ناگهان برای پیمودن فاصله بین حق و باطل، نور و ظلمت، بهشت و جهنم از روی ایمان و یقین تصمیمی عاقلانه گرفت و انتخابی بزرگ کرد تا خود را از صف شیطان و یزید به حسین (ع) برساند. او به بهانه آب دادن به اسبش از سپاه کفر فاصله گرفت و در پاسخ به (مهاجران اوس) که گفته بود تو را که شجاع ترین مرد کوفه بوده ای تا به حال در چنین وضعیتی ندیده بودم، این چه حالی است که در تو می بینم؟ می گوید: به خدا قسم من خودم را در داخل بهشت و دوزخ می بینم و باید یکی را انتخاب کنم. و الله چیزی را به جای بهشت برنخواهم گزید هر چند که تکه تکه ام کنند و در آتشم بسوزانند.
او آمد تا به خیمه امام نزدیک شد و به نشانه ترک جنگ سپرش را وارونه کرد و نشان داد که برای طلب امان آمده است. چون نزدیک امام رسید سلام کرد و گفت: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا، من همانم که از مراجعت تو جلوگیری کردم و دست از تو برداشتم و در این جا زندانی ات کردم. سوگند به خدای یکتا هرگز گمان نمی کردم اینها پیشنهاد تو را نپذیرند و فکر نمی کردم که کار را به جنگ و کشتن تو بکشانند، توبه کرده و به نزد شما آمده ام. از تو می خواهم با من همدردی کنی و در پیش تو بمیرم. آیا توبه ام پذیرفته می شود؟ امام فرمود: از اسب پیاده شو! او از امام اجازه گرفت که از اسب پیاده نشود و سوار بر اسبش به سپاه یزید حمله کند. حر در ادامه چنین گفت که ای پسر رسول خدا چون من اولین کسی بودم که جلوی راه تو را سد کردم اجازه دهید تا اولین مبارزی باشم که با دشمن بجنگم و کشته شوم و در قیامت اولین کسی باشم که با جدت رسول خدا مصافحه کنم. امام فرمود: هر چه مصلحت می دانی انجام بده. او سراسیمه به میدان رفت رجز خواند و با کوفیان سخن گفت: پس از آن به دشمن حمله کرد و تعدادی را از پای در آورد تا این که به شدت مجروح شد و بر روی زمین افتاد او را به پیشگاه امام آوردند و حضرت با دست مبارک خود گرد و خاک میدان را از روی صورتش پاک کرد و فرمود: ای حر! ای آزادمرد! همان گونه که مادرت تو را حر نامیده است در این جهان نام تو حر بود و در آن جهان از آتش دوزخ رها و آزاد خواهی بود.
او پس از آن که این بشارت را شنید جان به جان آفرید تسلیم کرد و این چنین با افتخار به شهادت رسید. یکی دیگر از صحنه های عبرت آموز که در عین حال دردناک ترین حادثه بوده و عالی ترین پیام را با خود به همراه دارد این است که در روز عاشورا هنگامی که سپاه یزید سرور شهیدان را از چهار طرف محاصره کردند حضرت آنان را امر به سکوت کرد تا با سخنان خود حجت را بر آنها تمام کند ولی چون لشگر گمراه یزید به سخنان گهربارش گوش نمی دادند و هلهله می کردند. امام حسین چنین فرمودند: می دانید چرا به سخنان من گوش نمی کنید چون شکم های شما از حرام پر شده و دل های شما از فهم سخنان من عاجز است. چون بر دل های شما مهر باطل زده شده است. وقتی لشکر آرام شد خطبه مفصلی خواند که فرازهایی از آن را می خوانیم: اکنون به یاری دشمنانتان و علیه دوستانتان به پا خاسته اید در صورتی که دشمنان در میان شما عدالتی نکرده و آرزوی شما را بر نیاورده اند مگر اینکه از حرام دنیا مقداری برخوردارتان کرده اند و به این زندگی نکوهیده دنیا چشم طمع دوخته اید بدون اینکه از ما کاری ناستوده سر زده باشد یا رایی به خطا داده باشیم. پس چگونه دستخوش عذاب و عقاب نباشید. وای بر شما اکنون که ما را نمی خواهید، از ما دست بردارید و اگر یاری نمی کنید دشمنی هم نورزید.
... شما به فرزندان ابوسفیان و پیروان آنان اعتماد می کنید و از یاری ما دست بر می دارید... سینه های شما را پرده های قساوت تنگ و تاریک کرده، درخت وجود شما بدترین میوه را به بار آورده، باغبان از آن محروم و بیگانگان بهره مند می گردند، لعنت خدا بر پیمان شکنان که پیمان خویش را پس از تایید می شکنند و حال آن که شما خدا را بر پیمان های خود ضامن کرده بودید، به خدا سگوند که شما همان پیمان شکنان هستید. آگاه باشید که این "فرومایه فرزند فرومایه" مرا در بین کشته شدن و ذلت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلت برویم... وای بر شما برای چه با من کارزار می کنید و قصد کشتن مرا دارید؟ آیا حق شما را برده ام یا سنتی را تغییر داده، بدعتی در دین گذاشته یا شریعت پیامبر خدا را دگرگون کرده از دین خارج شده ام؟ عده ای بی شرمانه چنین گفتند: پدر تو علی بن ابیطالب در بدر و حنین پدران ما را کشته و ما برای انتقام و آن دشمنی که با پدرت داریم با تو می جنگیم.
امام حسین(ع) از شنیدن این کلمات سخت متاثر شد و بر نادانی و گمراهی این فریب خوردگان شیطان و آل ابوسفیان گریست. آری هیچ یک از سخنان دلسوزانه و مهربان حضرت به دل سیاه آنها اثر نکرد و چشمان گناهکار آنان هیچ چیز به جز زرق و برق سکه های اهدایی یزید و عوامل دست اندر کار او را ندیدند و طنین هیچ صدایی به جز صدای شیطان و زمزمه های خناسان گوش هایشان را نوازش می داد. امام حسین(ع) بر حال و بدبختی این دون صفتان گریه کرد و آنان دیدند و نفهمیدند. حتی هنگامی که سرور آزادگان پی درپی به آنان حمله کرد... دشمن زبون ناگهان تصمیم گرفت برای وارد ساختن ضربه روحی به آن حضرت و از کار انداختن توان بازوان نیرومند و علی گونه او که همچون پدر شجاعش در میدان شمشیر می زد، حمله به سوی خیمه ها را آغاز کند، که امام حسین(ع) با صدای بلند فریاد زد وای بر شما ای پیروان آل ابوسفیان اگر دین ندارید و از روز جزا نمی هراسید لااقل در زندگی آزادمرد باشید و اگر خود را عرب می پندارید به نیاکان خود بیندیشید و شرف انسانی خود را حفظ کنید. شمر که در نزدیکی امام بود پرسید یا حسین چه می گویی؟ و حضرت فرمود: من با شما جنگ دارم، شما با من جنگ دارید این زن و بچه گناهی ندارند. تا من زنده هستم به اهل بیت من تعرض نکنید و از تجاوز این یاغیان جلوگیری کنید. شمر پلید گفت: ای فرزند فاطمه این حق را به تو می دهم. سپس سپاهیان را صدا کرد و گفت دست از حرم وی بردارید و به حسین (ع) حمله کنید. حمله به خیمه ها متوقف شد اما پس از شهادت آن حضرت بی رحمانه به خیمه ها حمله کردند. حسین (ع) از گودال قتلگاه خویش در روز عاشورا و در هنگام حمله ناجوانمردانه دشمن به خیمه ها به همه انسان ها در هر کجای عالم که هستند و در هر زمان که زندگی می کنند و هر اعتقاد و اندیشه ای که دارند این پیام و منشور آزادگی و جوانمردی را اعلان می کند: اگر پایبند به قوانین الهی و دستورات آسمانی نیستید، لااقل باید حدود انسانی و قوانین انسانیت را رعایت کنید. امام حسین (ع) در روز عاشورا در آن سرزمین گرم و سوزان کربلا و با وجود بستن آب بر روی او، یارانش، زنان و کودکان حتی ندادن آب به کودک شیرخواره اش و علی رغم سختی هایی که در پی حملات پی در پی دشمن به او می رسید و غم و اندوهی که از شهات هر یک از یارانش بر دل پاک او می نشست، حتی در بحرانی ترین صحنه های جنگ نابرابر، عدالت اجتماعی و حقوق اسلامی را از یاد نبرد و نسبت به همه اجرا کرد. به گواهی تاریخ نه تنها وقتی فرزند برومندش علی اکبر که شبیه ترین کس به جدش رسول خدا بود قبل از شهادتش وقتی پدر را صدا می کند خود را سراسیمه به او می رساند و سرش را به دامن می گیرد و یا در بالای سر عباس برادر باوفایش حاضر می شود و با او در لحظات پایانی عمر شریفش گفت و گو می کند و دلش آرام می گیرد، هر یک از یاران و اصحابش که پس از پیکار قهرمانانه به زمین می افتادند از جمله غلام سیاهش خود را در آن لحظات آخر عمر بر بالینشان می رساند و سر در آغوش و دامن حسین جان پاک خودرا به جان آفرین تسلیم می کردند و امام این گونه در حق همه اصحاب و یاران عزیز خود با محبت و عدالت رفتار می کرد.
امام حسین(ع) در گودی قتلگاه قبل از آن که شمر سر مبارکش را از تن جدا کند و او را که هنوز تشنه کام بود به شهادت برساند، با خدا مناجات می کرد. در مناجات او درس های توکل، توحید، صبر و خویشتنداری در برابر مصائب و گفتاری های زندگی است. سر مبارکش بر روی خاک گرم و سوزان کربلا بود و با خدا چنین می گفت: خدایا در مقابل قضا و قدر تو شکیبا هستم، ای پروردگاری که به جز تو خدایی نیست، ای فریادرس دادخواهان که مرا جز تو پروردگار و معبودی نیست، بر حکم و تقدیر تو شکیبا هستم، ای فریادرس آن که فریادرسی ندارد، ای همیشه زنده ای که پایان ندارد، ای زنده کننده مردگان، ای خدایی که هر کسی را با اعمالش می سنجی، در میان من و این مردم حکم کن که تو بهترین حکم کنندگانی.
سید بن طاووس در لهوف می گوید آخرین کلماتی که از دو لب مبارک حسین به علی آن گاه که صورت روی خاک گذاشته بود و با خدا مناجات می کرد این بود: بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله و از آن روز و آن لحظه شهادت تا به امروز چشمان شیعیان دلسوخته و شیفتگان او اشکبار است و زیارت عاشورای او را می خوانند و بر او و خاندان او سالم و درود می فرستند و می گویند: یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه. یعنی حسین جان من صلح هستم با هر کس که با تو صلح است و نبرد می کنم با هر کس که با تو بجنگد تا روز قیامت.
منابع:
-قیام جاودانه، دکتر سید جعفر شهیدی
- تاریخ امام حسین، علامه محمد تقی جعفری
- آخرین گفتارها، محمد راجی قمی
- معانی الاخبار
- بحار کمپانی
- بحار الانوار
- لهوف
- مقتل خوارزمی
- چهره ها در حماسه کربلا، محمد باقر امینی
منبع: موفقیت شماره 181



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391
حسین نوری که هرگز خاموش نخواهد شد


حسین نوری که هرگز ماخوش نخواهد شد
حسین نوری که هرگز خاموش نخواهد شد
نویسنده: علی سروش

 
حضرت امام حسین(ع)در سال 61هجری قیام کرد و نهضت عاشورایی او برای احقاق حق و عدالت بود عاشورای حسینی برای نمایان کردن انوار توحید و خداپرستی از پس پرده های ظلمانی کفر و جهل و تزویری بود که حکومت ظالمانه معاویه و فرزند نابخرد او یزید برچهره اسلام راستین و ناب و برسنت پاک رسول خدا(ص)کشیده بودند.
قیام الهی و خونین حسین بن علی(ع)برای بیرون آوردن خورشید تابناک حقیقت و امامت از پشت ابرهای سیاه باطلی بود که معاویه و پس از او یزید با خدعه و نیرنگ خلافت مسلمین را غصب کرده بودند و با حکومت ظالمانه خود نمی گذاشتند که نور حقیقت و ولایت بردل و جان و افکار مردم و مسلمانان بتابد. تاریخ گواهی می دهد که یزید همواره می کوشید تا مردم عراق در مستی و در عالم بی خبری باشند و به حقایق هستی و آفرینش لحظه ای نیندیشند و سرگرم خوشگذرانی های نامشروع باشند. امتی باشند غفلت زده که نه تنها ازامام زمان خویش پیروی نکنند بلکه در مقابل او نیز بایستند و بجنگند حسین(ع)در چنین زمانه ای قیام کرد او با الهام از قرآن کریم و سنت جد بزرگوارش رسول خدا(ص)نه تنها دست بیعت با یزید نداد بلکه با سخنان کوبنده و شعارهای خود و گفتارهای پندآموز و مهربانانه اش در شهر مدینه و مکه و در راه کوفه برستمگران نهیب زد و برای برپا کردن قسط و عدل تا آخرین نفس و قطره خون خود جانانه ایستاد و عاشورایی را پدید آورد که تا قیام قیامت آثارانسان سازی، عدالت خواهی و آزادگی و برکات معنوی آن پایدار است و نور حسین(ع)هرگز خاموش نخواهد شد و پرچم نهضت او همیشه در اهتزاز و برافراشته خواهد ماند.
قصه غمبار و مظلومانه عاشورای حسینی قصه شرافت مندی است. قصه سازش ناپذیری هر آزاده ای است در مقابل ستمگران. قصه شکوفایی عقل و نورانیت عشق به خداوند است قصه وصال معشوق در خون است قصه عبادت عاشقانه و عبودیت خالصانه است. حسین(ع)برمردمانی نهیب زد که امام زمان خویش را رها کرده و شیطان را برخود مسلط کردند مردمی که ارواح سرگردانشان در بیابان خوفناک شیطان پرسه می زدند و در دل هایشان تخم شک و تردید به خداوند و پرستش او کاشته می شد و هزاران افسوس که محصول تلخ چنین کشت و کاری جز ریختن خون بهترین انسان ها و امام زمان خویش، حسین بن علی(ع)نبود. حسین(ع)قیام کرد تا زشتی ها و پلیدی های دوران خویش را از جامعه مسلمانان بزداید، حاکمیت جور و ستم را برچیند و یزید هوسران و حقیر را رسوا کند. در تاریخ آمده است یزید بن معاویه برای گرفتن بیعت و سازش از حسین بن علی(ع)مروان بن حکم را مأمور کرد. این نماینده سیاسی یزید در کوچه های مدینه در مقابل امام حسین می ایستد و اصرار می ورزد که باید با یزید بن معاویه بیعت و سازش کنی زیرا این کار به نفع دین و دنیای توست و حسین(ع)در حالی که برآشفته شده بود در پاسخ او چنین می فرماید:و علی الاسلام السلام، ادقد بلیت الامه براع مثل یرید. یعنی و در زمانی که امت به همچون یزیدی گرفتار شوند فاتحه اسلام را باید خواند!حسین(ع)برای اینکه اسلام و عدالت و کرامت انسان زنده بماند نه تنها با یزید سازش نکرد بلکه آشکارا او و عوامل مزدورش را از انجام محرمات الهی و ترویج و گسترش فساد و زشتی ها نهی کرد. یزید که به عنوان خلیفه مسلمین برمسند حکومت اسلامی نشسته بود و علنا شرابخواری و قماربازی می کرد دایماً به فکر تسلیم کردن حسین بن علی و خاموش کردن صدای توفنده و برنده و معترض او بود و چون تمامی نقشه های او برای سازش نقش برآب شد تصمیم به جنگ و کشتن حسین بن علی گرفت و به سرزمین نینوا لشکرکشی کرد و کاروان حسین(ع)را که خاندان معظم و یاران باوفایش بودند و از مکه به سوی کوفه می رفتند در محاصره لشکریان خود در آورد تا این که با ارعاب و زور از او بیعت بگیرد لحظه لحظه کارگزاران و فرماندهان ظالم و پلید یزید حلقه محاصره را دراین سرزمین گرم و سوزان برحسین و فرزندان والامقام و عزیز او تنگ تر کردند و حتی در بین النهرین یعنی سرزمینی که میان دو رود به نام دجله و فرات است آب را به روی همه از جمله زنان و کودکان بستند و آنان را درآن گرمای طاقت فرسا تشنه کام نگه داشتند و در روز عاشورا لشکر باطل یزید در حالی که سیراب بودند با لشکریان حق امام حسین و یارانش که همه تشنه کام بودند جنگیدند. اما هیچ یک ازاین اقدامات ظالمانه نه تنها اراده و تصمیم حسین(ع)و یاران او را در ادامه راه سست نکرد بلکه عزم حسین(ع)و یاران او را جزم کرد تا با گام های استوارتری در راه حق و به سوی اهداف الهی خویش پیش بروند. فرماندهان و لشکریان ستم پیشه و پلید دستگاه اموی هم برای رسیدن به مقاصد شوم و شیطانی از هیچ ظلم و کشتاری رویگردان نبودند تا این که فاجعه جانسوزی را پدید آوردند، سلسله وقایع و غمگین ترین صحنه های تاریخ را سپاهیان یزید با زشت ترین کردارهای خود به وجود آوردند به گواه تاریخ و مقتل نویسان در مقابل مکارترین و پلیدترین مردم و لشکریان زشت خوی یزید که شیطان برآنها چیره شده و یاد خدا را از دل آنان بیرون برده بود. پاک ترین و بهترین انسان ها و شخصیت های الهی که در رأس آنها حسین بن علی (ع)سرور آزادگان و صحنه های زیبا و عبرت آموز آفریدند و جلوه هایی را ازایثار، عدالت، صبر، استقامت و پایداری و وفاداری به عهد و پیمان و رعایت حقوق انسان و همچنین کرامت انسان حتی در بحرانی ترین شرایط جنگی توسط امام حسین و یارانش به نمایش گذاشته شده است و سخنان و پیام های ژرف و عارفانه ای را داشته اند که همواره تاریخ به همه نسل ها پیام خوب زیستن و خوب مردن را می رساند و این پیام عاشورایی در زوایای تاریخ ماندگار و جاوید خواهد ماند. در شب عاشورا امام حسین یاران و اصحاب خود را در یکی از خیمه ها جمع کرده و پس از حمد و سپاس پروردگار خویش و دعا در حق آنان چنین می فرمایند:آگاه باشید که ما فردا با این مردم در موقعیتی سخت قرار خواهیم داشت و من اینک به شما اجازه می دهم از اینجا بروید من عهد و پیمان خود را از شما برداشتم در این تاریکی شب از این وادی هولناک بیرون رفته و به شهرهای خود برگردید هر یک از شما دست یک نفر از اهل بیت مرا بگیرد و با خود ببرد، زیرا این مردم فقط مرا می خواهند و اگربه من دست یابند دیگر با احدی کاری ندارند فرزندان، بستگان و یاران او هر یک پاسخی دادند که خود کتابی مفصل است و بسیار ستودنی چنان چه امام حسین (ع)پس از آن که اخلاص و عشق پاک آنان را به خدا و شهادت و نیز محبت و وفاداری آنان را دید و شنید که حسین جان اگر ما بارها کشته و بار زنده شویم هرگز دست از تو نخواهیم کشید و تو را تنها نخواهیم گذاشت. آنها را دعای خیرکرد و فرمود:فردا من و همه شما کشته خواهیم شد به جز فرزندم علی زین العابدین که خداوند نسل مرا ازوی باقی خواهد گذاشت. پس از آن پرده ها را از جلوی دیدگان آنها برداشت و هر کدام مقام خود را در بهشت برین دیدند و نعمت هایی که خداوند برایشان فراهم ساخته بود مشاهده نمودند. همان گونه که وقتی ساحران فرعون هنگامی که به موسی(ع)ایمان آوردند و فرعون قصد کشتن آنان را کرد. حضرت موسی منازل ساحران مؤمن را در بهشت به آنان نشان داد.
دشمن در روز عاشورا کار را برحسین(ع)و یارانش سخت کرده بود و صورت مبارک امام لحظه لحظه نورانی تر می شد با آرامش رو به یارانش کرد و فرمود:ای بزرگ زادگان!صبر و شکیبایی پیشه خود کنید و از مرگ نهراسید. زیرا مرگ به منزله پلی است که شما را از بدی ها و ناملایمات این جهان فانی به بهشت جاویدان و نعمت های ابدی می رساند. پس کدام یک از شما نگرانید که زندان پررنج به قصری با ناز و نعمت انتقال یابد، لیکن بدانید حالت مرگ و سختی بیرون رفتن از این جهان برای دشمنان ما چنان است که شخصی را از قصری با شکوه به زندان پررنج و شکنجه منتقل کنند.
همانا از جد بزرگوارم رسول خدا(ص)شنیدم که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است و مرگ پل مؤمنان است به سوی بهشت و پل کافران است به سوی جهنم و آتش دوزخ، اری نه دروغ می گویم و نه دروغ شنیده ام.
حسین(ع)که به فرموده نبی اکرم چراغ راه هدایت و کشتی نجات است در شب و حتی روز عاشورا برای ارشاد دشمنان خود و دعوت به سوی خداوند سعی و تلاش فراوانی کرد و برای منصرف کردن دشمنان از ریختن خون مبارک خود و فرزندان و اصحابش با خطبه ها و مذاکرات حضوری با سران کفر دریغ نکرد در مقتل آمده است در شب عاشورا حضرت به عمر بن سعد پیام داد که می خواهد با وی ملاقات کند زمانی که در دو صف مقابل هم قرار گرفتند امام حسین فرمود:وای برتو ای پسر سعد از آن خدای که بازگشت تو به سوی اوست نمی ترسی که با من مقابله می کنی و حال آن که می دانی من پسر رسول خدایم با من باش و فرمان مرا گوش کن و خدا را از خود شاد کن. ابن سعد گفت: من چگونه این کار را انجام دهم با وجود اینکه می دانم ابن زیاد خانه مرا از بیخ و بن می کند حسین (ع)در پاسخ او چنین گفت:باکی نیست من خانه نیکوتر از آن برای تو بنا می کنم. گفت از آن می ترسم که ملک و مال مرا بگیرد. امام فرمود:نترس من بیشتر از اموال تو در حجاز به تو خواهم داد. ابن سعد گفت :مرا اهل و عیالی است برعیال خویش می ترسم. گفتار و بهانه های او برحسین (ع)ناگوارآمد. بنابراین از او روی برگردانید و برخاست و فرمود:خدا تو را در رختخواب بکشد و تو را در روز قیامت نیامرزد. امیدوارم که از گندم عراق نخوری مگر اندکی و ابن سعد با بی شرمی از روی استهزا چنین گفت: اگر گندم نشد به جو قناعت می کنم. عمرسعد چنان شیفته رسیدن به حکومت ری بود آن هم با ریختن خون امام زمان خویش و فرزندان و یاران آن حضرت که سخنان سعادت بخش و هدایتگر امام حسین(ع)براو تاثیرنگذاشت. بدون شک بر قلب و دل او مهر باطل زده شد. مع الوصف امام حسین(ع)برای اتمام حجت بار دیگر در روز عاشورا در مواجهه با عمر سعد به او فرمود :تو گمان می کنی با کشتن من و به وسیله ریختن خونمان به استانداری ری و گرمان خواهی رسید به خدا سوگند این ریاست به تو گوارا نخواهد شد و این پیمانی است پیش بینی شده، اینک آنچه از دستت می آید انجام بده. که پس از من نه در دنیا نه در آخرت روی خوش و راحتی نخواهی دید و چندان دور نیست آن روز که سربریده تو را در همین شهر کوفه بالای نی برند و کودکان شهر تو را سنگسار کنند. این بار نیز عمر سعد با شنیدن سخنان امام حسین(ع)ازآن حضرت روی برگرداند و خود را به صف سپاهیان کفر رسانید. او با همدستان پلیدش، امام حسین(ع)و عزیزان گرانقدرش را روز عاشورا به شهادت رساندند. اما دیری نپایید، همان گونه که امام فرموده بودند. ابن سعد نه تنها به آرزوی خویش (حکومت ری)نرسید و این مقام را تصاحب نکرد بلکه به مرض روحی و عصبی مبتلا گشت و سرانجام نیز به دست هم رزمان انقلابی مختار به قتل رسید.
منبع: نشریه موفقیت، شماره 180



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی می‌فرمایند: شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود، البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد.

خبرگزاری فارس: نظر رهبر انقلاب درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری‌ها

به گزارش خبرنگار «تکیه خبر» خبرگزاری فارس، حال و هوای این ایام، عاشقان اباعبدالله(ع) را بی‌تاب کرده و در لبیک به ندای «هل من ناصر ینصرنی» به سوگ و ماتم می‌نشینند و استمرار عزاداری و حرکت دسته‌های سوگواری حسینی در طول تاریخ موجب زنده داشت پیام «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» شده است.

آنچه امروز به عنوان برخی آسیب‌های شکل عزاداری‌ها مطرح می‌شود، استفاده از موسیقی‌های حرام در عزاداری‌ها هست، برخی مداحان ترانه‌های نامانوس دیروز و امروز را گوش می‌دهند و با تغییراتی در اشعارشان آن‌ها را می‌خوانند.

آهنگ همان آهنگ است و فقط محتوا را عوض می‌کنند، این قطعاً حرام است، باید توجه داشت که نمی‌توان به بهانه انجام مستحبی مرتکب حرام شد.

و یا در بعضی عزاداری‌ها دیده می‌شود، به جای آنکه نوحه خوانی شود، تنها آهنگ می‌نوازند و زنجیر می‌زنند، این موارد بی‌تردید تحریف عزاداری است، مراجع عظام تقلید نیز به این امر اهتمام داشتند و قاطبه آن‌ها به عدم جواز استفاده از آلات موسیقی در عزاداری حکم دادند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

*استفتائات درباره استفاده از آلات موسیقی در عزاداری

سوال: استفاده از آلات موسیقى (مانند ارگ) و یا استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى ائمه معصومین(ع) چه حکمى‏ دارد؟

جواب: استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان(ع) نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود، البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. (مقام معظم رهبری)

سؤال: استفاده از طبل و سنج و شیپور و همچنین زنجیرهایى که داراى تیغ هستند، در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حکمى دارد؟

جواب: اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى شود، جایز نیست ولى استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. (مقام معظم رهبری)

سؤال: استفاده از آلات موسیقى مانند اُرگ (از آلات موسیقى و شبیه پیانو است) و سنج و غیر آنها در مراسم عزادارى چه حکمى دارد؟

جواب: استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود. (مقام معظم رهبری)

سؤال: با توجه به اینکه در اعراب مرسوم بوده جهت اعلان خبر مهمی به مردم از طبل و سنج و نی استفاده مى‌کردند، در زمان ما استفاده از این ابزار جهت امر عزاداری چه حکمی دارد؟

جواب: استعمال آلات مذکوره جایز نیست و شرکت در این گونه عزاداری‌ها هم اگر همراهی با آن‌ها و ترویج آن‌ها باشد، اشکال دارد. (آیت‌الله صافی گلپایگانی)

سؤال: استفاده از آلات موسیقی مثل طبل، صنج، نی، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداری چه حکمی دارد؟

جواب: جایز نیست. (آیت‌الله صافی گلپایگانی)

سؤال: آیا در مراسم شام غریبان اباعبدالله(ع) چنانچه هم‌زمان با مداحی (نی) نواخته شود اشکال شرعی دارد یا خیر؟

جواب: هرگاه آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد باشد جائز نیست. (آیت‌الله مکارم شیرازی)



::
:: مرتبط با: احکام ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
سفارش شهید همت برای عزاداری عاشورا+تصویر نامه

سفارش شهید همت برای عزاداری عاشورا+تصویر نامه

سفارش شهید همت برای عزاداری عاشورا+تصویر نامه

خبرگزاری فارس: بسیار دلم می‌خواست بتوانم عاشورا را شهرضا باشم و عجیب علاقه به سینه‌ زدن و عزاداری در این روز بزرگ را داشتم ولی به علت اینکه در اینجا کسی نبود و در ضمن کار بسیار زیاد بود، لذا نتوانستم بیایم؛ به آقا بگویید به جای من هم سینه بزند.

خبرگزاری فارس: سفارش شهید همت برای عزاداری عاشورا+تصویر نامه

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، سردار خیبر «شهید محمدابراهیم همت» فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) متولد 12 فروردین 1334 در شهرضا است؛ وی از مهر 59 تا دی ماه 60  فرماندهی سپاه پاسداران پاوه را بر عهده داشت و عملیات‌های پیروزمندانه‌ای در زمینه پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث انجام داد؛ سرانجام 17 اسفند 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید.

شهید همت که در آبان ماه 1359 در سنگر جهاد و مقاومت غرب کشور حضور داشت، طی نامه‌ای برای خانواده‌اش نوشت:

سلام بر عاشورا  میعادگاه عاشقان راه خدا

سلام بر حسین و یاران حسین

سلام بر زینب الگوی همیشه جاوید زنان مسلمان

سلام بر پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم باد که همیشه برای من زحمت کشیده‌اند؛ باری بسیار دلم می‌خواست بتوانم عاشورا را شهرضا باشم و عجیب علاقه به سینه‌ زدن و عزاداری در این روز بزرگ را داشتم ولی به علت اینکه در اینجا کسی نبود و در ضمن کار بسیار زیاد بود، لذا نتوانستم بیایم به آقا بگویید به جای من هم سینه بزند.

من صحیح و سالمم و ان‌شاءالله در فرصتی دیگر که توانستم مرخصی بگیرم، به شهرضا سری می‌زنم؛ سلام مرا به همه فامیل و آشنایان برسانید خصوصاً به حبیب‌الله و همسرش، آقا منصور و همسرش و ننه جان عزیز.

همه شما را به خدا می‌سپارم شاد و سربلند باشید.

حقیر و مخلص شما محمدابراهیم همت.

26 آبان

::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
موانع گریه بر اهل بیت (علیهم السلام)

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آ له و سلم «لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ قَسْوُ الْقَلْبِ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِی»؛«زیاد صحبت نکنید، مگر هنگام یاد خدا، چرا که زیاد سخن گفتن، در دل انسان قساوت ایجاد می‌کند و دورترین مردم از خدا کسی است که قلب او قساوت داشته باشد».


عزاداری

 

برای رسیدن به توفیق اشک بر اهل‌بیت، علاوه بر ایجاد زمینه‌ها، گاهی موانعی وجود دارد که باید برطرف شود. در اینجا به برخی اشاره می‌کنیم:

1- عوارض جسمانی

گاهی گریه نکردن، ریشه در امور جسمانی دارد که لازم است با رجوع به متخصص، این مانع برطرف شود.

 

2- جهل

یکی از عواملی که مانع از گریستن می‌شود، عدم آگاهی از حکمت، فلسفه و آثار اشک بر اهل‌بیت؛ به ویژه امام حسین علیه‌السلام است، برخی نه تنها از حکمت‌ها و آثار آن آگاهی ندارند و این عمل را ضروری نمی‌دانند؛ بلکه غیر معقول و خرافی نیز می‌دانند؛ که برخی از شبهات مخالفین نیز به این موضوع دامن می‌زند، از این رو لازم است در این راستا، مطالعه و از اهل علم سؤال کنیم تا جهل زدایی صورت پذیرد و از این فیض بزرگ محروم نمانیم.

 

3- قساوت قلب

یکی از موانع مهم گریه بر امام حسین علیه‌السلام قساوت قلب است، بر اساس تصویری که اهل‌بیت علیهم‌السلام از انسان ارائه می‌دهند، قلب و دل انسان، صفحه نگارشی گسترده است که چشم و زبان و گوش، قلم‌های یادداشت آن می‌باشند؛ یعنی آدمی هر کاری که می‌کند، هر آنچه را می‌بیند یا می‌شنود یا می‌گوید، در واقع در همان لحظه مشغول یادداشت آن بر قلب خود است؛ لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید : «القَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَر» [1]؛ پس قساوت دل، یا نورانیت دل حاصل یادداشت‌هایی است که قلم چشم، زبان و گوش بر آن نگاشته‌اند.

سزاوار است عزادار امام حسین(علیه السلام)، در همه عمر به ویژه ایام عزای حسینی، گناهان خود را ترک کند تا موانع بهره بردن از سفره نورانی امام حسین علیه‌السلام برطرف شود، خصوصاً گناهانی که با چشم انجام می‌شود. چشمی که آلوده به نگاه حرام است، اگر لطف اهل‌بیت علیهم‌السلام نباشد، توفیق گریه بر حسین علیه‌السلام را از دست می‌دهد

برای توضیح این مطلب، به بیان برخی از عوامل قساوت قلب می‌پردازیم:

الف. گناه

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید«مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوب» ؛[2] «چشم‌ها خشک نمی‌شوند، مگر به سبب قساوتی که دل‌ها پیدا می‌کنند و دل‌ها قساوت پیدا نمی‌کنند، مگر به سبب گناهانی که انجام می‌شود»، لذا سزاوار است عزادار امام حسین(علیه السلام)، در همه عمر به ویژه ایام عزای حسینی، گناهان خود را ترک کند تا موانع بهره بردن از سفره نورانی امام حسین علیه‌السلام برطرف شود، خصوصاً گناهانی که با چشم انجام می‌شود. چشمی که آلوده به نگاه حرام است، اگر لطف اهل‌بیت علیهم‌السلام نباشد، توفیق گریه بر حسین علیه‌السلام را از دست می‌دهد.

 

پرخوری

ب. پرخوری

رسول اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم می‌فرماید «دل‌های خود را با زیاد خوردن غذا و نوشیدنی‌ها نمی‌رانید؛ چرا که قلب آدمی نیز مانند زمین کشاورزی است، اگر زیاد آب بخورد، خواهد مرد».[3]

 

ج. خنده زیاد

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای خندیدن زیاد، آثار سوء فراوانی ذکر کرده‌اند؛ از جمله اینکه موجب مردن دل انسان، محو شدن ایمان، از بین رفتن هیبت و وقار مؤمن، حقیر شدن روز قیامت و ... می‌شود.[4]

امام علی علیه‌السلام «من کثر ضحکه مات قلبه»؛[5] «کسی که خندیدنش زیاد شود، قلبش می‌میرد».

 

د. پرگویی

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آ له و سلم «لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ قَسْوُ الْقَلْبِ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِی»؛[6] «زیاد صحبت نکنید، مگر هنگام یاد خدا، چرا که زیاد سخن گفتن، در دل انسان قساوت ایجاد می‌کند و دورترین مردم از خدا کسی است که قلب او قساوت داشته باشد».

 

ه. گوش دادن به موسیقی حرام

حضرت محمد صلی الله علیه و آ له و سلم «سه چیز است که باعث قساوت قلب می‌شود؛ گوش دادن به موسیقی حرام، صید کردن حیوانات، رفت و آمد نزد سلطان و صاحبان قدرت».[7]

 

و. بحث و جدل و دشمنی

امیرالمؤمنین علیه‌السلام ما را از بحث و جدل‌های بی‌نتیجه و دشمنی بر حذر می‌دارد و می‌فرماید «این‌ها باعث مریض شدن قلوب برادران و روییدن نفاق میان آن‌ها می‌شود».[8]

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مردی که از قساوت قلب خود نزد حضرت شکایت کرده بود، فرمود: «هرگاه خواستی قلبت نرم شود؛ پس به فقرا طعام بده و بر سر بچه یتیم دست بکش

عوامل حیات و نورانیت دل

1- ذکر و یاد الهی

امام باقر علیه‌السلام «با زیاد ذکر گفتن در خلوت، اسباب نرمی دلت را فراهم کن».[9]

 

2-تلاوت قرآن

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آ له و سلم «پاک کننده دل‌ها، ذکر خدا و تلاوت قرآن است».[10]

 

3- استغفار

امام صادق علیه‌السلام «قلوب هم مانند مس، زنگار می‌گیرند؛ پس با استغفار کردن، زنگار دل‌ها را برطرف کنید» .[11]

 

4- هم‌نشینی اولیا، علما و یادگرفتن حکمت

امام علی علیه‌السلام «لِقَاءُ أَهْلِ الْمَعْرُوفِ وَ عِمَارَةُ الْقُلُوبِ مُسْتَفَادُ الحِکْمَةِ» ؛[12] «ملاقات با اهل معرفت، آباد کننده دل‌ها و جایگاه بدست آوردن حکمت است».

رسول خدا صلی الله علیه و آ له و سلم «خداوند متعال می‌فرماید: مذاکره علمی میان بندگان من، از مواردی است که دل را زنده می‌کند؛ زمانی که این مذاکره به شناخت او منتهی می‌شود».[13]

 

5-هم‌نشینی با فقرا و دست کشیدن بر سر ایتام

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مردی که از قساوت قلب خود نزد حضرت شکایت کرده بود، فرمود: «هرگاه خواستی قلبت نرم شود؛ پس به فقرا طعام بده و بر سر بچه یتیم دست بکش».[14]

 

پی نوشت ها :

[1] . نهج‌البلاغه، حکمت 409.

[2] . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 16، ص 45.

[3] . بحارالانوار، ج 63، ص 331.

[4] . میزان الحکمه، ج 6، باب الضحک.

[5] . غررالحکم، آمدی، ح 7947.

[6] . وسائل الشیعه، ج 12، ص 194.

[7] . من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 4، ص 365.

[8] . کافی، ج 2، ص 300، ح 1.

[9] . تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ص 285.

[10] . تنبیه الخواطر، ورام ابن ابی فراس، ج 2، ص 122.

[11] . عدة الداعی، ابن فهد حلی، ص 249.

[12] . مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 12، ص 354.

[13] . کافی، ج 1، ص 40.

[14] . مشکاة الانوار، علی بن حسن طبرسی، نجف، ص 167.

 



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
نگاهى به تحریفات عاشورا

نگاهى به تحریفات عاشورا

مراسم سوگوارى حضرت سیدالشهدا(ع) از دیرباز نقشى اساسى و غیر قابل انكار به فرهنگ جامعه شیعى داشته و مؤلفه‌هاى بزرگى از هویت مذهبى شیعیان ایران و جهان را شكل داده است.
متأسفانه در طول سالهاى اخیر ـ و شاید به دلیل بی‌توجهى و كم‌كارى هنرمندان و شاعران طراز اول شیعه ـ شاهد برخى از انحرافات و عدول از اهداف راستین این نهضت بزرگ، به‌ویژه در امر مداحى و سینه‌زنى بوده‌ایم. مقاله حاضر به صورت اجمالى به نقد و بررسى برخى از این موارد پرداخته است.
امام علی(ع) در یكى از سخنان خود خطاب به كمیل می‌فرماید: «هیچ حركتى نیست كه انجام دهى مگر آنكه براى آن محتاج به معرفت و شناخت هستى (تحفه العقول ص 17) این امر دلیل روشنى دارد، رسول اكرم(ص) در این باره چنین فرموده است: «كسى كه كار انجام می‌دهد و در آن آگاهى و شناخت لازم را ندارد، آنچه را كه خراب می‌كند، بیش از آن چیزى است كه اصلاح می‌نماید.» این دستور دینى كه غالباً در زندگى روزمره و در امور جزیى به كار گرفته می‌شود، گاه در مسائل بسیار مهم به دست فراموشى سپرده می‌شود از نمونه‌هاى برجسته آن كه در اینجا مورد بررسى قرار می‌گیرد، عزادارى براى امام حسین(ع) است. برگزاركنندگان مراسم عزادارى براى سیدالشهدا(ع) بایستى شناخت و معرفت كامل نسبت به این امام همام و نهضت عاشورایى آن حضرت داشته باشند اما فقدان این شناخت موجب شده تا بسیارى از مجالس سوگوارى امروزى هر چه كه پرشورتر می‌شود، از هدف خود دورتر شود همچنان كه امام صادق(ع) فرموده «كسى كه عملى را بدون بصیرت و آگاهى انجام دهد، مانند رهروى است كه راه را اشتباه پیموده است. لذا هر چه تندتر رود، از مقصود دورتر می‌شود. (اصول كافی، ج 1، ص 54) اثبات این ادعا چندان دشوار نیست. اشعار و نوحه‌هایى كه امروزه در مجالس عزادارى امام حسین(ع) خوانده می‌شود، دلیل روشنى بر صدق دعوى ماست. در ابتدا ویژگیهاى مشترك این اشعار را به اختصار بیان نموده و سپس به بررسى آنها می‌پردازیم.
چشمان یار
همه چیز از چشمان یار آغاز شود. برجسته‌ترین ویژگى رهبر نهضت عاشورا و علمدارش از نظر شاعران و مداحان امروزى چشمان سیاه، ابروان كمان و قامت رعنایشان است، به طورى كه كمتر نوحه یا شعرى را می‌بینید كه بر این ویژگیها تأكید نكرده باشد:
سیاهه چشات جزیره دله
هر كى از نسل توه چه خوشگله
از نگاه تو محبت می‌باره
مردى از مردونگیت كم می‌آره
اسیر شده به تار موى تو دل خرابم
شبا تو دامن خیال صحن تو می‌خوابم
***
همه هستیمو مدیون چشاتم می‌دونی
از همون روز ازل مست نگاتم می‌دونی
***
كار چشماش دلبریه
قد و بالاى قشنگش عجب محشریه
***
اونى كه چشماش قشنگه
یك تنه با صد تا لشگر
مثل مرتضى می‌جنگه
اونا كه یوسفو دیدند
همه دستا رو بریدند
اگه عباسو می‌دیدند
سراشون همه بریدند
***
با اینكه من خوب می‌دونم آدمى بی‌اصل و نسبم
بده اجازه‌اى خدا عشقمو نقاشى كنم
خوب می‌شه قلب عاشقم یك طرح خوشگل می‌زنم
نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می‌زنم
به روى صفحه می‌كشم پیشونى بلند‌شو
ابروهاى كمونی‌شو صورت آسمونی‌شو
تا كه به چشماش می‌رسم كشیدنش چه مشكله
آخه چشاى یار من سیاهه خیلى خوشگله
حدیث كربلا یا حدیث نفس
نكته مهم دیگر این اشعار نفسانیت غالب بر آن است. ظاهراً شاعران و مداحان امروزى آن‌چنان غرق تماشاى چشم و سیماى یار شده‌اند كه فراموش كرده‌اند براى امام حسین(ع) و حماسه كربلا شعر می‌سرایند و نوحه می‌خوانند. شما بایستى در مجلس عزادارى براى سیدالشهدا(ع) به درد دلهاى یك عاشق دل‌خسته گوش كنید، براى او سینه بزنید و اشك بریزید. روشن نیست كه ما باید بر مصائب حسین(ع) بگرییم یا حسین(ع) بر مصائب ما؟
دوستش دارم چی‌كار كنم
چی‌كار با عشق یار كنم
گفته می‌خوام با یك نگاه
عقلتو تار و مار كنم
صید دو چشمونش شدم
كى می‌تونم فرار كنم
دوستت دارم چی‌كار كنم
خودت بگو چی‌كار كنم
كربلا رو از تو می‌خوام
خودت بگو چی‌كار كنم
چون به یه چشم به هم زدن
قربون چشم یار كنم
دوسش دارم چیكار كنم
چی‌كار با عشق یار كنم
خدا حسینو دوست دارم
خودت بگو چی‌كار كنم
***
ایهاالناس، ایهاالناس
شده‌ام شیداى عباس
دل خاطرخواه من شد
عاقبت رسواى عباس
می‌برد دل از هر دو عالم
نرگس شهلاى عباس
***
بعضى وقتا كه دلم حال و هواتو می‌كنه
تو دلم زمزمه كرب و بلاتو می‌كنه
به دلم می‌گم برو سنگ صبور سینه‌باش
كه گذرنامه‌تو مولا خودش امضا می‌كنه
دلامون هوایى كرب و بلا چی‌كار كنیم
غم ما جدایى كرب و بلا چی‌كار كنیم
***
آخر یه روز حاجتمو ازت می‌گیرم
می‌آم تو بین‌الحرمین برات می‌میرم
مجنونم و خوب می‌دونن لیلى پرستم
میون همه دلبرا پاى تو هستم
***
ز هجر كربلات آقا دیگه دارم دق می‌كننم
اگه بذارى من بیام دلمو عاشق می‌كنم
نبینم كربلا تو من می‌میرم
حالا كه دست روزگار به صورتم سیلى زده
جواب زشتى منو آقا تو با بدى نده
از هجر كربلاى تو موهام داره سفید می‌شه
دلم داره از اومدن خسته و ناامید می‌شه
***



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
مجازات زنان متخلف

در كتاب شریف عوالم العلوم مجلد حضرت فاطمه الزهرا (ع) به نقل از كتاب عیون اخبار الرضا (ع) روایتی طولانی نقل فرموده كه رسول گرامی اسلام (ص) مجازات آن دسته از زنان امت‌اش را كه به علت تخلف از قوانین دین دچار عذاب شده و آن حضرت ایشان را در معراج در حال عذاب دیده بود برای نورچشمان خود حضرت زهرا (س) تشریح می‌فرماید. حضرت فاطمه (س) به پدر عرض می‌كنند: ای محبوب من و ای نورچشمانم! به من بفرمائید این زنان چه كاری كرده بودند و چگونه زندگی می‌كردند كه خداوند آنان را به این  عذابها دچار فرموده است؟

رسول اكرم (ص): دخترم! آن زن كه از موهایش آویزان شده بود، زنی بود كه موهایش را از نامحرم نمی‌پوشاند. و آن زن كه از زبانش آویخته شده بود، زنی بود كه همسرش را اذیت می‌كرد و آن زن کهاز سینه هایش آویخته شده بود، زنی بود كه حق همسرش در اعمال زنانشویی را رعایت نكرده و امتناع می‌ورزید،

و آن زن که از پاهایش آویزان شده بود زنی بود كه بدون هماهنگی و اذن همسرش از خانه خارج می‌شد؛

و آن زن كه گوشت بدن خود را می‌خورد، زنی بود كه بدنش برای مردم زینت می‌داد؛

و آن زن كه دستهایش را به پاهایش بسته و مارها و عقربها را به جانش آویخته بودند، زنی بود كه نه وضوی درستی می‌گرفت و نه لباس پاكیزه‌ای می‌پوشید و از جنابت و حیض غسل نمی‌كرد و نظافت نداشت و در نمازش هم كوتاهی می‌كرد و آن را سبك می‌شمرد.

و آن زن كه كور و كر و لال شده بود، زنی بود كه اعمال نا مشروع داشت و فرزند نامشروع را به گردن همسرش می‌انداخت، و آن زن كه گوشتهایش با قیچی چیده می‌شد زنی بود كه خود را به مردان عرضه می‌كرد؛

و زنی كه صورت و بدنش آتش گرفته و معده و روده خود را می‌خورد، زنی بود كه مردان و زنان را بطور نامشروع به هم می‌رساند؛

و آن زن كه سرش سر خوك و بدنش بدن الاغ شده بود زنی بود كه دروغگو بود و نمامی می‌كرد (نمام: كسی كه با نقد سخن شخصی به دیگری بین آن دو را بهم می‌ریزد و به سخن چین معروف است.)؛

و آن زن كه بصورت سگ بود و آتش از پایین و داخل و از دهانش خارج می‌شد، زنی بود كه آوازه خوانی می‌كرد و به دیگران حسادت می‌ورزید. پس حضرت رسول (ص) فرمود: «وای بر زنی كه همسرش را به غضب آورد و خوشا به حال زنی كه همسرش از او راضی باشد

::
:: مرتبط با: قرآن واحادیث ,
نویسنده : مهدی مقدم
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
راز ضریح شش گوشه امام حسین(ع)
راز ضریح شش گوشه
اما چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.

در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»

در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.

بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن  نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html