تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب شهریور 1391
 
 


<-BlogDescription->

نا گفته هایی از آلبرت اینشتین


نا گفته هایی از آلبرت اینشتین
نا گفته هایی از آلبرت اینشتین
 
Die erkla “rung – von: albert einstein آلبرت اینشتین در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان : " دی ار کلرونگ "
-1954 یعنی: " بیانیه " که در سال 1954 آن را در آمریکا و به زبان آلمانی نوشته است – اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیه می دهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند.

:: ادامه مطلب
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
ده دستور شوهر دارى به همه دخترهاى جهان
ده دستور شوهر دارى به همه دخترهاى جهان
این دستورات مادرى است كه به دختر خود هنگامى كه مى خواستید او را نزد شوهرش برند.
صاحب كتاب (ریاض الانس ) در كتاب خود مى نویسند:
دخترى را از عرب شوهر دادند چون خواستند او را نزد شوهر برند مادرش ‍ نزد او آمد و گفت :
بدان اى دخترك من ، اگر دخترى از شوهر بى نیاز بود هر آینه تو از همه زنان بى نیازتر بودى از شوهر، لكن زنان از براى مردان خلق شده اند چنانكه مردان از براى زنان مخلوق گشته اند، اى دخترك من همانا تو از آشیانه خود مفارقت كرده و بسوى آشیانه كسى مى روى كه نمى شناسى او را، و بسوى قرینى حركت مى كنى كه تا حال با او الفت نگرفته اى ، پس یادگیر از من ده خصلت (دستور) را كه باعث بلندى درجه و شرف تو گردد نزد شوهرت (او همیشه تو را دوست مى دارد):
اول : آنكه در خانه شوهرت به قناعت رفتار كنى كه قناعت سبب راحت دل است .
دوم : آنكه حرف شوهر خود را بشنو و امر او را اطاعت كن ، چه سمع و طاعت زن براى شوهر سبب خوشنودى پروردگار عزوجل است .
سوم : آنكه پیوسته در صدد باش كه موضعى را كه شوهر در تو نظر مى كند قبیح و زشت نباشد.
چهارم : آنكه خود را خوشبو كن خصوصا آن موضعى كه شوهر مى بوید كه مبادا بینى او بوى كریه و بد بشنود.
پنجم : آنكه تعهد كن از او در وقت طعام ، پس هنگامى كه گرسنه مى شود طعام را زود حاضر كن كه حرارت گرسنگى او را از جا بدر نكند.
ششم : آنكه هنگام خواب او ساكن باش و حركت صدا مكن كه ببریدن خواب سبب غضب او خواهد شد.
هفتم : آنكه خانه و مال او را حفظ كن .
هشتم : آنكه خشم و خویشان او را پیوسته مراعات كن كه این كار از محاسن تدبیر است .
نهم : آنكه راز او را(هرگز) فاش مكن .
دهم : آنكه نافرمانى مكن او را وگرنه سینه او از خشم و كینه تو پرخواهد شد.
و پس از همه این خصال وصیت مى كنم ترا هنگامى كه شوهرت دلش ‍ مقروح و سینه اش مجروح است تو از خود دور كن این صفت را، و نیز هنگامى كه خوشحال و خرم است از خود دور كن غم و غصه را كه باعث كدورت عیش و برطرف شدن خرمى او مى شود و پیوسته او را گرامى دار، و با او موافقت كن ، و اختیار كن خوشنودى او را، و میل او را بر میل خود (ترجیح ) ده و در سختى و تنگى روزگار صبر كن و بساز والله معك (خدا با توست ).
(بارك الله بر این مادر كه توصیه هاى خوبى به دخترش كرد.(103)


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
با چه كسى ازدواج كنیم ؟ زن خوب و شایسته وزن بد و ناشایست
با چه كسى ازدواج كنیم ؟ زن خوب و شایسته وزن بد و ناشایست
در مقدمه كتاب گفته شد كه مسئله ازدواج و انتخاب همسر از مهمترین مسائل حیاتى است و پیوند زناشوئى در زندگى انسانها نقطه عطفى است كه ممكن است صدها پیروزى و كامیابى و یا شكست و ناكامى در پى داشته باشد، لذا باید هر كسى در انتخاب همسر شایسته كوشش و دورنگرى لازم را بعمل آورد كه تا ضامن خوشبختى و سعادت آینده اش گردد.
بزرگان دین ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین با بیانات زیبا و شیوا توجه پیروانشان را به این امر حیاتى معطوف داشته در ضمن روایات متعددى نقش همسر خوب شایسته و بد ناشایست را در زندگى انسانها خاطرنشان ساخته و راهنمائیهاى لازم را در این باره متذكر شده اند:
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((یكى از تقدیرهاى الهى براى مرد مسلمان كه حال او را اصلاح مى كند این است كه زنى قسمت او كند كه هر وقت شوهر او را ببیند شاد و خرسند گردد و در غیاب او بر آبرویش را نگهدارد و در حضورش فرمان او را ببرد)).(82)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((چهار چیز نشان خوشبختى مرد است :
1- زنش پارسا و پرهیزكار باشد. 2- فرزندانش نیكوكار باشند. 3- معاشرانش صالح باشند. 4- روزى خویش را در شهر خویش بدست آورد)).(83)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((چهار چیز است كه هر كس از آن بهره دارد از نیكى دو جهان بهره ور است : 1- زبانى كه یاد خدا كند. 2- قلبى كه سپاس پروردگار گذارد. 3- تنى كه بر بلا صبور باشد. 4- زنى كه به ناموس و مال وى خیانت نكند)).(84)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((مى خواهى تو را از بهترین گنجینه مرد خبر دهم ؟ زن پارسا و صالحه وقتى شوهرش به او نگرد شاد و مسرور مى شود، همین كه به او فرمان مى دهد اطاعت مى كند و هنگام غیبت و نبودن شوهر (ناموس ) و امانت او را خوب محافظت مى كند)).(85)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
مى خواهید شما را از زنانى كه اهل بهشتند خبر دهم ؟ زن مهربان و وفادارى كه فرزند زیاد به دنیا آورد، و با شوهرش (اگر ناراحتى پیش آمد) زود آشتى كند، و همین كه بدى كرد به شوهرش گوید: این دست من در دست توست (یعنى من در اختیار توام ) چشم بر هم نمى گذارم تا از من راضى شوى .(86)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
زن پارسا و صالحه اى كه دیدار او شوهرش را خوشحال كند مایه خوشبختى ، مرد و زن بد و زشت خویى كه دیدارش شوهر او را غمگین سازد مایه بدبختى مرد است .(87)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
بهترین زن آن است كه وقتى شوهرش او را ببیند خوشحال شود و وقتى فرمان دهد اطاعت بر دو تن خویش و مال شوهرش را در غیاب او حفظ و محافظت كند.(88)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
دنیا متاعى است و بهترین متاع آن زن پارسا و پرهیزكار است .(89)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
دیدن زن خوبرو و سبزه بینایى (چشم ) را زیاد مى كند.(90)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
بهترین زنان شما زن بچه آور و مهربان است كه شریك و مطیع شوهر باشد اگر از خدا بترسد، و بدترین زنان شما آرایش كنان و متكبرانند و آنان منافقانند و از آنها جز به اندازه كلاغى كه خط سفید به گردن دارد به بهشت نمى روند.(91)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((پنج چیز از مصائب دنیاست كه یكى از آنها زن بد و بداخلاق است )).(92)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((زن را براى چهار چیز مى گیرند: مال - شرف - جمال - دین ، تو زن دین دار بجوى و بگیر)).(93)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((براى نطفه هاى خود محل مناسب انتخاب كنید و از اشخاص همشاءن خود زن بگیرید و به آنها زن بدهید)).(94)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((براى نطفه هاى خود جاى مناسب انتخاب كنید، زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند بدنیا مى آورند)).(95)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((زن بمنزله (طوق ) قلاده اى است كه در گردن خود مى افكنى ، پس دقت كن كه چگونه قلاده براى خود انتخاب مى كنى و آن حضرت فرمود: زن خوب و صالحه و بد غیرصالحه هیچیك قیمت ندارند، به این معنى كه زن خوب و صالحه را با طلا و نقره بخواهى قیمت كنى قابل مقایسه نیست و او از همه جواهرات جهان با ارزش تر است ، ولى زن بد و غیر صالحه بمشتى خاك هم نمى ارزد، كه مشتى خاك هزاران بار بهتر از زن بد و ناشایست است )).(96)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: همسرم از دنیا رفته كه زنى همدم و همساز بود (خدایش رحمت كند) اینك به فكر همسر دیگرى هستم (چگونه زنى انتخاب كنم ؟) امام صادق علیه السلام فرمود: خوب دقت و توجه كن ببین خود را در دام كه مى افكنى ؟ و چه كسى را شریك مال و آگاه بر دین و محرم اسرار خود مى كنى ؟
اگر از این كار ناگزیرى دوشیزه اى پیدا كن كه نیك رفتار و خوشخوى باشد، سپس آن حضرت فرمود:
زنان چنان هستند كه این شاعر وصف كرده :(97)
الا ان النساء خلقن شتى
فمنهن الغنیمة والغرام
و منهن الهلال اذا تجلى
لصاحبه و منهن الضلام
فمن یظفر بصالحتهن یظفر
فمن یعثر فلیس له انتقام
یعنى :
خداوند زنان را گوناگون آفریده است
بعضى غنیمت ارزنده و دلربایند
بعضى ها چون ماه یكشبه جلوه مى كنند
در برابر شوهر، بعضى چون شب تاریكند
هركس زنى شایسته بچنگ آرد پیروز گردد
هر كس بخطا رود گرفتار شود و چاره ندارد
به مصداق شعر:
زن بد در سراى مرد نیكو
هم در این عالمست دوزخ او
زینها از قرین بد زینهار
و قنا ربنا عذاب النار
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((بهترین زنان شما زنى است كه بچه آور، و مهربان ، پاكدامن و صالحه باشد و نزد فامیلش عزیز و محترم و در مقابل شوهرش متواضع و فروتن باشد، و براى شوهر خود زینت كند و نسبت به دیگران موفر و بى اعتناء باشد، و حرف شوهرش را بشنود و مطیع امر او باشد و به فرمان او گردن نهد و در خلوت در اختیار وى باشد)).(98)
از امیرالمؤ منین علیه السلام :
على علیه السلام فرمود: بهترین زنان شما پنج قسمند!
گفتند: یا امیرالمؤ منین آنها را بیان كنید؟
فرمود: 1- سهل گیر، 2- نرمخو، 3- رام ، 4- زنى كه چون شوهرش ‍ خشمگین شد نیارامد تا رضایت او را فراهم كند، 5- زنى كه در غیاب شوهرش حیثیت او را نگهدارد، این زن اگر چنین كند از كاركنان و عمال الهى است ، از لطف خدا ناامید نگردد.
سپس آن حضرت اضافه كرد و فرمود: این زنان برخى پر بركتند و بعضى پربچه اند یكى در دامان یكى در شكم دارند و بعضى نسبت به شوهر بداخلاقند، بعضى همانند غلهاى پر شپشند (در اصطلاح عوام گویند چون شپشى بجانم افتاده ) كه خداوند بگردن هر (بخت برگشته اى ) كه بخواهد مى افكند.(99)
از امام محمد باقر علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
مردى به حضور پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آمد و در كار ازدواج با آن حضرت مشورت كرد، حضرت فرمود: آرى زن بگیر ولى زن با ایمان خداشناس ، خدایت خیر دهد! زن شایسته مانند غراب (اعصم ) كمیاب و یا (نایاب ) است .
آن مرد پرسید: غراب اعصم چیست ؟
فرمود: كلاغى كه یك پایش سفید باشد.(100)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((بهترین زنان شما زنى است كه هرگاه خشمگین شود و یا شوهر خود را بخشم و غضب آورد، به شوهر گوید دست من در دست توست یعنى (من تحت فرمان توام ) تا از من راضى نشوى خواب را به چشمانم راه نمى دهم )).(101)
از ازدواج با اینگونه زنها حذر كنید
در حدیث معتبر از رسول گرامى اسلام محمد بن عبدالله صلى الله علیه وآله وسلم نقل شده است كه آن حضرت از زید بن ثابت پرسید: آیا ازدواج كرده و زن اختیار نموده اى ؟
زید بن ثابت جواب داد: نه ، هنوز یا رسول الله .
حضرت فرمود: اى زید زن بگیر تا پاكدامن بمانى ، ولى با پنج (نوع ) زن ازدواج نكن .
زید گفت : آنها كدام زنان هستند یا رسول الله !؟!
فرمود: عبارتند از (شهبرة )، (لهبرة )، (نهبرة )، (هیدرة )، و (لفوت ).
زید عرض كرد: یا رسول الله ، اینها كه فرمودید، من نمى دانم یعنى چه ؟!
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: مگر شما عرب نیستید؟!؟
(شهبرة ) به زنى مى گویند كه كبود رنگ و آبى چشم و بدزبان و بى حیا و هر چه به دهنش آید بگوید.
(لهبرة ) به زنى مى گویند بلند قامت و لاغر اندام (كم عقل ) باشد.
(نهبرة ) به زنى مى گویند كه كوتاه قد و بد قیافه و زشت (سخن ) باشد.
(هیدرة ) به زنى مى گویند كه پیر سالخورده و حیله گر و مكاره باشد.
(لفوت ) به زنى مى گویند كه از قبل فرزند یا فرزندانى داشته باشد.
باز هم از نبى گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است كه به زید بن ثابت فرمود: اى زید زن بگیر كه ازدواج كردن و زن گرفتن مایه بركت و مزید عفت است ، ولى از ازدواج با دوازده (نوع ) زن پرهیز كن .
زید گفت : آنها را براى من معرفى كن یا رسول الله ؟!
حضرت فرمود:
(هنفصة ): زنى كه سلیطه باشد.
(عنفصة ): زنى كه پر حرف و بدبو باشد.
(شهبرة ): زنى كه كبود رنگ و آبى چشم و بدزبان باشد.
(سقلقیة ): زنى كه از (عقب ) از دبرش حیض ببیند.
(مذبوبة ): زنى كه كم عقل و یا دیوانه بوده باشد.
(مذمومة ): زنى كه ذم شده و نكوهیده باشد.
(حنانة ): زنى كه مرتب از شوهر سابقش یاد كند.
(منانة ): زنى كه با مال و ثروت خود بر شوهرش منت گذارد.
(رفثاء): زنى كه بد سخن و فحاش و بدگو باشد.
(هیدرة ): زنى كه پیر فرتوت و حیله گر باشد.
(ذوقناء): زنى كه به عمل جنسى و آمیزش بى رغبت باشد.
(لفوت ): زنى كه از شوهر قبلى خود فرزند داشته باشد.
باز هم در حدیثى از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است فرمود: آیا خبر ندهم شما را به بدترین زنها، و آن زنى است كه در نزد كسان خود خوار و ذلیل و نسبت به شوهر عزیز باشد و عقیم و كینه دار باشد و از كار زشت و قبیح كناره نجوید و در غیاب شوهرش زینت كند و در حضور شوهر زینتش را از او بپوشاند و حرف او را نشنود و فرمان او را اطاعت نكند و در خلوت از شوهرش تمكین ننماید عذر شوهرش را نپذیرفته و اگر خلافى از او صادر شد آن را نقل مجالس كند.
و همچنین آن حضرت فرموده :
بدترین زنان شما زن نازا، كثیف ، لجباز، و نافرمانى است كه در چشم فامیلش حقیر و در نظر خود عزیز باشد و نسبت به شوهر خود سركش و نافرمان و با دیگران رام و تسلیم و خوش صحبت باشد.
باز از آن حضرت نقل شده است فرمود: از ازدواج با زنان كودن و (بى حیا) بپرهیزید كه همنشینى آنها بلاء و فرزندشان تباه است .
(یعنى : او با كارهاى خود فرزند را تباه مى كند).
و مكروه است اختیار كردن زن (عقیم ) و (احمق ) و (دیوانه ) و (زن پیر) را كه امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((سه چیز انسان را تباه مى كند و بدن او را خراب كرده و گاهى باعث قتل او مى شود:
(1). با شكم سیر به حمام رفتن ، (2). با شكم پر آمیزش كردن . (3). با زن پیر ازدواج نمودن )).
حكماى عرب نیز گفته اند كه از پنج زن باید حذر كرد:
(حنانة )، (منانة )، (انانة )، (كیة القفا)، و (خضراء الدمن ).
اما حنانة : زنى است كه او را فرزندانى از شوهر قبل بوده باشد و پیوسته از مال شوهر بر آنها مهربانى كند.
اما منانة : زنى است ثروتمند كه با مال خود به شوهرش منت گذارد.
اما انانة : زنى است كه پیش از این شوهرى داشته و او از شوهر فعلیش بهتر بوده و اكنون پیوسته از این شوهر به شكایت وانین باشد.
اما كیة القفا: زنى است كه غیر عفیفه باشد كه شوهر او را از هر محفلى كه غایب شود، مردمان به ذكر او داغى بر قفاى آن مرد نهند.
اما خضراءالدمن : زنى است زیبا از اصلى بد، كه او را تشبیه كرده اند به سبزه مزبله .(102)


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
كدام زن قسمت كدام مرد مى شود؟!؟
كدام زن قسمت كدام مرد مى شود؟!؟
آیا كدام زن قسمت كدام مرد و كدام مرد قسمت كدام زن مى شود؟ در این مورد یك قائده مخصوصى را بخوانندگان محترم كتاب ارائه مى دهیم :
هر مرد و زنى كه مى خواهند باهم ازدواج كنند، بهتر است این قائده مخصوص را در نظر داشته باشند، اسم هر دو را بحساب (ابجد) شماره بندى كنند و سپس شماره ها را با هم جمع نمایند و بعد پنج - پنج آن شماره ها را طرح كنند و بیندازند اگر مابقى یك (1) یا سه (3) یا پنج (5) بماند، بدانید كه آن ازدواج سر مى گیرد و هر دو تا آخر عمر با هم با خوشى زندگى خواهند كرد، ولى اگر شماره هاى باقى مانده دو (2) و یا چهار (4) باشد، آن ازدواج سر نمى گیرد و اگر هم بگیرد میمنت و سرورى در آن نیست .
(این حساب ابجد كبیر است ):
ا:(1)- ب :(2)- ج :(3)- د:(4)- ه‍:(5)- و:(6)- ز:(7)- ح :(8)- ط:(9)- ى :(10)- ك :(20)- ل :(30)- م :(40)- ن :(50)- س :(60)- ع :(70)- ف :(80)- ص :(90)- ق :(100)- ر:(200)- ش :(300)- ت :(400)- ث :(500)- خ :(600)- ذ:(700)- ض :(800)- ظ:(900)- غ :(1000).
این حساب ابجد كبیر بود كه برایتان نوشتیم ولى در پایان مى نویسیم هر كارى دست خداست و هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. و یقینا بدانید هر كارى براى خدا انجام گیرد ضرر و زیانى در آن نمى باشد و ما این قائده را از كتاب ریاض الانس نوشتیم .
زن خوب و بد در اشعار سعدى
سعدى گوید:
زن خوب فرمانبر پارسا
كند مرد درویش را پادشا
برو پنج نوبت بزن بر درت
چو یارى موافق بود در برت
همه روز اگر غم خورى غم مدار
چو شب غمگسارت بود بر كنار
كرا خانه آباد و همخوابه دوست
خدا را برحمت نظر سوى اوست
چو مستور باشد زن خوبروى
بدیدار او در بهشتست شوى
كسى برگرفت از جهان كام دل
كه یكدل بود یا وى آرام دل
اگر پارسا باشد و خوش سخن
نگه در نكوئى و زشتى مكن
زن خوشمنش دلنشین تر كه خوب
كه آمیزگارى بپوشد عیوب
ببرد از پریچهره زشتخوى
نه حلوا خورد سركه اندوده روى
دلارام باشد زن نیكخواه
ولیكن زن بد، خدایا پناه
چو طوطى كلاغش بود همنفس
غنیمت شمارد خلاص از قفس ‍
سر اندر جهان نه به آوارگى
وگرنه بنه دل به بیچارگى
تهى پاى رفتن به از كفش تنگ
بلاى سفر به كه در خانه جنگ
بزندان قاضى گرفتار به
كه در خانه دیدن به ابرو گره
سفر عید باشد برآن كدخداى
كه بانوى زشتش بود در سراى
در خرمى بر سرائى ببند
كه بانگ زن از وى برآید بلند
چو زن راه بازار گیرد بزن
وگرنه تو در خانه بنشین چو زن
اگر زن ندارد سوى مرد گوش
سراویل كحلش در مرد پوش ‍
زنى را كه جهل است و ناراستى
بلا بر سر خود نه زن خواستى
چو در كیسه جو امانت شكست
از انبار گندم فرو شوى دست
برآن بنده حق نیكوئى خواستست
كه با او دل و دست زن را سستست
چو در روى بیگانه خندید زن
دگر مرد گو لاف مردى مزن
زن شوخ چون دست در قلیه كرد
بر او گو بنه پنجه بر روى مرد
ز بیگانگان چشم زن كور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد
چو بینى كه زن پاى برجاى نیست
ثبات از خردمندى و راءى نیست
گریز از كفش در دهان نهنگ
كه مردن به از زندگانى بتنگ
بپوشانش از چشم بیگانه روى
وگر نشنود چه زن آنكه چه شوى
زن خوب خوش طبع رنجست و یار
رها كن زن زشت ناسازگار
چه نغز آمد این یك سخن زان دو تن
كه بودند سرگشته از دست زن
یكى گفت : كس را زن بد مباد
دگر گفت : زن در جهاد خود مباد
زن نو كن ایدوست هر نو بهار
كه تقویم پارى نیاید بكار
كسى را كه بینى گرفتار زن
مكن (سعدیا) طعنه بروى مزن
تو هم جور بینى و بارش كشى
اگر یك سحر در كنارش كشى
زن خوب و بد در اشعار شعراى دیگر
مكتبى گوید:
زن پرهیزكار زاینده
مرد را دولتیست پاینده
اوحدى گوید:
زن پرهیزكار طاعت دوست
با تو چون مغز باشد اندر پوست
فردوسى گوید:
اگر پارسا باشد نیك زن
یكى گنج باشد برآكنده زن
بویژه كه باشد ببالا بلند
فرو هشته تا پاى مشكین كمند
مكتبى گوید:
زن كه مستور و نیكخو باشد
نیست عیب ار نه خوبرو باشد
اسدى گوید:
زنان را از هر خوبى دسترس
فزونتر همان پارسائیست و بس ‍
فردوسى گوید:
آن خوب رخ رامش افزاى بس
كه زن باشد از درد فریادرس ‍
بگیتى بجز پارسائى مجوى
زن بدكنش خوارى آرد بروى
ویس و رامین :
زنان را همین بس بود یك هنر
نشینند زایند شیران نر!
سعدى گوید:
زن بد در سراى مرد نیكو
هم در این عالم است دوزخ او
زینهار از قرین بد زینهار
وقنا ربنا عذاب النار
اوحدى گوید:
زن مستور شمع خانه بود
زن شوخ آفت زمانه بود
پارسا مرد را برافرازد
زن ز ناپارسا براندازد
اوحدى گوید:
زن چو بیرون رود بزن سختش
خودنمائى كند بكن رختش ‍
ور كند سركشى هلاكش كن
آب رخ مى برد بخاكش كن
زن چو خامى كند بجوشانش
رخ نپوشد كفن بپوشانش
زن چو دارى مرو پى زن غیر
چو روى در زنت نماند خیر
هرچه كارى همان در و بتوان
در زیان كارگى چه سود توان
اوحدى گوید:
زن بد را قلم بدست مده
دست خود را قلم كنى آن به
زانكه شوهر شود سیه جامه
تا كه خاتون شود سیه خامه
چرخ زن را خداى كرده بحل
قلم و لوح گو به مرد بهل
كاغذ او كفن دواتش گور
بس بود گر كند بدانش زور
او كه بى نامه ، نامه تاند كرد
نامه خوانى كند چه داند كرد
دور دار از قلم لجاجت او
تو قلم مى زنى چه حاجت او
او كه (الحمد) را نكرده درست
ویس و رامین چراش باید جست
بهتر است زن و شوهرها این چنین باشند
اشعار ظریف و دلنشین اثر طبع شاعر ادیب حاج شیخ میرزا حبیب الله خراسانى (ره )
شكسته زلف بتى مست در سراى من است
كه روى دلكش او باغ دلگشاى من است
فرشته خوى و پرى روى و آدمى رفتار
بجاى من مگر او رحمت خداى من است
من غلامش و خود را كنیز من خواند
چه نادر است كه هم شاه و هم گداى من است
بهر چه خوانمش از جان اسیر حكم من است
بهر چه گویمش از دل مطیع راءى من است
میان جان و دل من همیشه جاى وى است
كنار زلف و بر او هماره جاى من است
چنان موافق طبع است و دلنشین خیال
كه آفریده مگر گوئى از براى من است
مگر كه آب و گلش در هواى من بسرشت
خدا من ، كه هوایش همه هواى من است
چنان رضاى من از جان و دل بجوید كش
هوا هواى من است و رضا رضاى من است
به هیچ روى نگنجد میان ما سخنى
كه اقتضاى وجودش باقتضاى من است
همیشه ورد زبانم همه دعاى وى است
هماره ورد زبانش همه دعاى من است
بهر چه امر كند من به مدعاى ویم
بهر چه حكم كند او به مدعاى من است
بهر دو عالم من در خور سزاى ویم
بهر دو گیتى او در خور سزاى من است
چه گویدم كه فداى تواءم فداى ویم
چه گویمش كه فداى تواءم فداى من است
حقیقت دو جهان در جمال او نگرم
كه در مشاهده جام جهان نماى من است
ببین بلطف و تواضع كه گرچه تاج سراست
هم از فروتنى و عجز خاكپاى من است
سزد كه دیده نبیند بماسواى ویم
كه چشم دوخته از هر كه ماسواى من است
سزد كه قبله خود خوانمش بوقت نماز
كه زمزم و حجر و مشعر و مناى من است
حریف حجره و گرمابه و ندیم حضور
جلیس بزمگه و خادم سراى من است
بچین و كاشغر و تبت و ختا نروم
كه چین و كاشغر و تبت و ختاى من است
امكان دارد این اشعار (عرفانى ) باشد مقصود از (شكسته زلف بت ) كسى دیگر باشد نه (زن ) ما نمى دانیم : (معنى الشعر فى بطن الشاعر).
(اشعار جالبى در شكایت از زن )
شب عید است و گرفتار زن خویشتنم
داد از دست زنم
اوست جفت من و من جفت ملال و محنم
داد از دست زنم
هم كرپ ژرژه ز من خواهد و هم چادر وال
مد و فرم امسال
خود نه شلوار به پایم نه لباسى به تنم
داد از دست زنم
پاى من ماند چو خر در گل و دل گشته پریش
او به فكر قر خویش ‍
گویدم عطر بخر تا كه به زلفم بزنم
داد از دست زنم
مهرى باقر هیزم شكن امروز زنش
رخت نو كرده تنش
من نه كمتر ز زن باقر هیزم شكنم
داد از دست زنم
گفته بودم كه نگیرم زن تا گردم پیر
پدرم گفت بگیر
گفتم این لقمه بزرگ است براى دهنم
داد از دست زنم
خواست جوراب فرنگى كه برایش بخرم
نبود سیم و زرم
وطنى گر بخرم طرد كند از وطنم
داد از دست زنم
گشت از خانه ما شیون و فریاد بلند
داد و بیداد بلند
مشت زد بر دهنم آخ دهنم آخ دهنم
داد از دست زنم
این قطع شعر را از كتاب (ریاض الاءنس ) بعنوان تنوع مطلب نقل كردیم كه زنها متوجه خواسته هاى خود بشوند و برآنچه كه از قدرت شوهرانشان خارج است آنان را به تكلف نیندازند و زندگى شیرین تر از عسل خود را تلخ ‌تر از زهر نكنند. (مؤ لف )


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
زنهایمان را تا چه اندازه دوست داشته باشیم ؟
زنهایمان را تا چه اندازه دوست داشته باشیم ؟
مى دانیم كه یكى از سرمایه هاى فطرى و ذخائر طبیعى انسان (محبت ) و دوست داشتن همدیگر است كه خداوند آن را در وجود انسانها قرار داده است و هر انسانى مى خواهد دوست بدارد و او را هم دوست داشته باشند، این است كه مى گویند: اساس زندگى انسانها بر پایه محبت بنا نهاده شده و هر كس محبتش بیشتر باشد زندگى او شیرین تر و لذتبخش تر مى شود.
این است كه بعضى از بزرگان ما محبت را دین ، و دین را همان محبت معرفى كرده اند و فرموده اند:
الدین هو الحب و الحب هو الدین .
یعنى : دین همان محبت است و محبت همان دین است .
یا اینكه فرموده اند: هل الدین الا الحب .
یعنى : دین جز محبت چیز دیگرى است ؟!؟
ادیبان و شاعران هم محبت را معجون و خمیره هر خوبى دانسته و اشعارى در این باره سروده اند:
(شعر شعراء درباره محبت )
ادیبى گوید:
از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
از محبت دردها صافى شود
وز محبت دردها شافى شود
از محبت خارها گل مى شود
وز محبت سركه ها مل مى شود
از محبت سجن گلشن مى شود
بى محبت روضه گلخن مى شود
از محبت نار نورى مى شود
وز محبت دیو حورى مى شود
از محبت حزن شادى مى شود
وز محبت غول هادى مى شود
از محبت نیش نوش مى شود
وز محبت شیر موشى مى شود
از محبت سقم صحت مى شود
وز محبت قهر رحمت مى شود
از محبت مرده زنده مى شود
وز محبت شاه بنده مى شود
محبت در دل پاك
شعر از بهارستان بنیسى :
محبت چیست گویم نیك دانى
به حرفم گوش كن با مهربانى
محبت میوه قلب سلیم است
اگر از لفظ بدست آرى معانى
بدست آوردن معنى ز الفاظ
تدبر خواهد و هم كاردانى
بود علم محبت علم ذاتى
كه باید ضبط گردد در نهانى
نهانت را نگهدار ز هر عیب
به هر وقت به هر دور و زمانى
بكن وصلت به روح معنویت
ز جانت بگذر، یابى تو جانى
روانت را بكن پاك از پلیدى
ز بدها دور باش تا مى توانى
اگر گشتى چنان مهر و محبت
بدل آید كنى روشن روانى
همین اشعار را هر وقت خوانى
بخوان حمدى بیاد ((داستانى ))
پس محبت خمیره هر خوبى است ، بوسیله آن تلخیها شیرین و مسها زرین مى شود، و دردها بوسیله آن شفا پیدا مى كند و نارى ، نورى مى شود و دیو حورى ، پس چه بهتر كه این سرمایه فطرى و ودیعه خدادادى را بیشتر از هر چیز و هر كس در خانواده خود به فعلیت در آوریم و بیشتر از همه به همسر خود محبت ورزیم و به این وسیله به زندگى خود صفا بخشیده و پایه هاى زندگى خود را با خشت هاى محبت بچینیم كه خداى مهربان این مهر و مودت و الفت را به دل همسرها نسبت به یكدیگر قرار داده چنانكه در سوره (روم ) آیه 21 مى فرماید:
((یكى از آیات و نشانه هاى بزرگ خداى تبارك و تعالى این است كه همسران شما را از جنس خود شما آفرید تا با آنها انس گرفته و در كنار هم با آرامش و خوبى زندگى كنید و براى یك زندگى مشترك خداوند مهر و محبت نسبت به همدیگر در دلهاى شما قرار داد.))
یا اینكه در سوره (آل عمران ) آیه 14 چنین مى فرماید:
((محبت شهوات از قبیل دوستى زنان و فرزندان و... در نظر شما مردمان آراسته و زینت داده شد.))
و روایات زیادى هم در این مضمون از ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین در این باره وارد شده است :
از رسول خدا صلى الله علیه و آله ، آن حضرت فرمود:
((من از دنیاى شما جز زن و عطر خوشبو چیزى دوست ندارم ، یا اینكه فرمود: نرسید بر من از دنیاى شما جز زن و عطر)).(72)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((من از دنیاى شما جز زن و عطر چیز دیگرى دوست ندارم و روشنى چشمم نماز است )).(73)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((لذت من در دنیا زنانست و روشنى چشمم نماز است و ریحانتین من حسن و حسین علیهماالسلام )).(74)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، آن حضرت فرمود:
((هر كس زنش را دوست دارد و این دوستى را بر او اعلام نماید و بگوید: من تو را دوست دارم ، این گفته او هرگز از قلب زنش بیرون نمى رود، (در نتیجه این كار سبب مى شود كه زنش هم او را دوست داشته و زندگى خوبى داشته باشند)).(75)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((دوست داشتن زنان از اخلاق پیامبران است )).(76)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((هر چه محبت همسر در قلب بنده زیاد باشد فضیلت و ایمانش زیادتر مى شود)).(77)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((خیر زیادى (در دوستى ) زنهاست )).(78)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((هر كس محبتش بر ما زیاد باشد، زن و حلوا را هم زیاد دوست مى دارد)).(79)
از امام صادق علیه السلام ، آن حضرت فرمود:
((لذتى براى مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذت زنها نیست سپس آیه زین للناس را خواند)).(80)
به كلامى از امام صادق علیه السلام ، (خوب توجه كنید):
از امام علیه السلام سئوال شد چه چیز لذت دارد؟
فرمود: فلان و و و
سئوال شد دیگر چه ؟
فرمود: دوست داشتن و مباضعه زنان .(81)
(توضیحى كه عمل بر آن لازم است )
توضیح : توضیحى كه در این باره به خوانندگان داده مى شود، این است كه (محبت ) كردن هم مثل چیزهاى دیگر معیار و اندازه معینى دارد كه اگر افراط و تفریط در آن شود نه تنها نتیجه خوبى گرفته نمى شود بلكه خود همان محبت كردن عامل خطرناكى است كه انسان را تهدید به خطر مى كند و اثرات سوئى در زندگى انسان مى گذارد، روایاتى كه در محبت كردن نسبت به زن نقل گردید، گویاى این است كه باید به اندازه معین مهر و محبت در مابین زن و شوهر باشد تا زندگانیشان از صفا و صمیمیت برخوردار شده و رشته مقدس زندگى از هم نگسلد.
نه اینكه مرد چنان شیفته و دلباخته زن باشد كه دربست در اختیار او قرار گیرد، بنده وار تسلیم فرمانش باشد، اختیار خود و فرزندانش را بدست او بسپارد این نه تنها محبت كردن و مهر ورزیدن نیست بلكه یكنوع خودباختگى در مقابل زن و امور زمام را بدست او دادن است و آن هم از طرف شرع مقدس اسلام نكوهیده و اكیدا از این كار ممنوع شده است .


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
در تعجیل شوهر دادن دختران
در تعجیل شوهر دادن دختران
از امام رضا علیه السلام :
امام رضا علیه السلام فرمود: جبرئیل نازل شد به رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم گفت : یا محمد صلى الله علیه و آله و سلم خدایت هر آینه به تو سلام مى رساند و مى فرماید:
(دختران ) دوشیزگان از زنان به منزله میوه هستند بالاى درخت ، زمانى كه میوه بالاى درخت رسید چاره اى جز چیدن ندارد (باید آن را چید) و الا آفتاب آن را فاسد مى كند و باد (خزان ) رنگ آن را تغییر مى دهد و از بین مى رود، به تحقیق دوشیزگان شما وقتى كه درك كردند آنچه را كه زنان درك مى كنند (یعنى وقتى كه به سن بلوغ رسیده و حائض شدند) چاره اى ندارند جز شوهر كردن ، و الا از فتنه و آشوب در امان نمى مانند.
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از شنیدن این كلام از پیك وحى (جبرئیل ) حركت كرده و به سوى مسجد آمد و جمع كرد مردم را و بر بالاى منبر رفت و اعلام كرد بر مردم آنچه را كه جبرئیل به دستور خداى تبارك و تعالى به آن حضرت رسانیده بود.(61)
((این روایت طولانى است ما به اندازه احتیاج نقل كردیم )).
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
در روایت دیگر آمده است كه خداى تبارك و تعالى هیچ چیزى را كه مردم به آن احتیاج دارند ترك نكرده و هر چیز لازم را به رسول گرامیش محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم تعلیم فرموده است و هر چیزى را هم در امور مردم به پیغمبرش تعلیم فرموده ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آن را بر مردم بیان فرموده اند.
روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم بالاى منبر نشسته پس از اینكه حمد و ثناى خداى عزوجل را بجاى آوردند رو به مردم كرده و فرمودند:
((اى مردم ، جبرئیل از سوى خداى تبارك و تعالى پیش من آمد و گفت : بدانید كه دختران و دوشیزگان شما به منزله میوه در درختها هستند، زمانى كه آن میوه ها رسیدند و سر موقع چیده نشدند آنان با نور خورشید و وزش ‍ باد فاسد كرده و از بین مى برد، و همچنین است دختران شما زمانى كه در مى یابد چیزى كه زنان در مى یابند یعنى حالت (حیض ) در خود مى بیند، دوائى و چاره اى جز شوهر كردن ندارند و الا از فساد و فتنه در امان نمى مانند چون آنها (بشر) و داراى غریزه جنسى هستند)).
بعد از این فرمایشات نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم ، مردى از میان مردم برخاست و گفت :
یا رسول الله دخترانمان را به چه كسى تزویج كنیم ؟
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: به كفوهایشان .
آن مرد گفت : كفوهایشان چه كسانى هستند؟
حضرت فرمود: بعضى از مؤ منان كفوهاى بعضى دیگر هستند و این جمله را تكرار فرمود.(62)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((از سعادت مرد آن است كه دخترش در خانه او (در خانه پدر) حالت حیض (قاعدگى ) نبیند)).(63)
از امام صادق علیه السلام :
((از سعادت مرد آن است كه دخترش در خانه او حیض ‍ نبیند)).(64)
پس از گفتار فوق معلوم گردید كه از سعادت مرد آن است كه دخترش را هر چه زودتر بعد از بلوغ به كفوش شوهر دهد، در اسلام هر مرد مؤ من كفو زن مؤ منه و هر زن مؤ منه كفو مرد مؤ من است وقتى كه هر دو از فسق عارى باشند كفو همدیگرند.
میانجیگرى در ازدواج مستحب است
وساطت و میانجیگرى در امر ازدواج و تهیه مقدمات آن ، و تحصیل رضایت طرفین در اسلام مستحب است ، از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((هر كس در تزویج كردن زن و مرد مؤ منى بكوشد تا خدا آنها را با یكدیگر جمع كند، خداوند (در بهشت ) هزار حورى نصیبش مى گرداند، و هر قدمى براى این كار بردارد و یا هر كلمه اى بعنوان وساطت به زبان آورد خداى عزوجل ثواب یكسال عبادت را به او مى دهد.(65)
از امام صادق علیه السلام :
((هر كس ازدواج دهد عزبى را (یعنى وسایل مرد بى زن و یا زن بى شوهر را فراهم آورد تا آنها ازدواج نمایند، روز قیامت خداوند نظر (رحمت ) بسوى او مى اندازد))(66)
از امیرالمؤ منین علیه السلام :
بهترین وساطت و میانجى گرى در اسلام در امر ازدواج است )).(67)
از امام صادق علیه السلام :
امام صادق علیه السلام به نجاشى (حاكم اهواز) نوشت هر كس به برادر مؤ من خود زنى دهد كه مونس تنهائى ، و یاور زندگى و مایه آسایش وى باشد، خداوند حورى بهشتى نصیب او فرماید، و او را با كسانى كه دوست دارد ماءنوس مى گرداند و آنان را نیز با وى انس دهد.(68)
از امام صادق علیه السلام : ((چهار كس است كه در قیامت مورد نظر و توجه خداى عزوجل قرار مى گیرد، یكى ، آنكه وقتى طرف معامله از معامله اش ‍ پشیمان شد خواست برگرداند، قبول كند، دوم كسى كه غمى از دل غمگینى برگیرد و او را تسلى خاطر بخشد، سوم كسى كه بنده اى را (در راه خدا) آزاد كند، و چهارم آنكه مرد بى زن را زن دهد یعنى وسایل ازدواج آن را فراهم آورد و یا میانجى گرى كند)).(69)
از امام موسى كاظم علیه السلام :
((سه كس روز قیامت در سایه عرش الهى كه جز آن سایه اى نیست سایه مى گیرند كسى كه برادر مسلمانش را زن دهد و كسى كه خادمى براى او تهیه كند، و كسى كه اسرار (سر) برادر مسلمانش را فاش نكند)).(70)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم : ((هر كس تزویج كند بین دو مؤ من را یعنى زن و مرد مؤ منى را بازدواج یكدیگر بیاورد، خداى عزوجل هزار حورالعین را بازدواج او در مى آورد كه هر یكى از آنها در قصرى كه از در و یاقوت ساخته شده باشد، همگى در اختیار او قرار مى گیرد و هر قدمى كه در این راه بردارد و یا هر كلمه اى كه بعنوان میانجیگرى بر زبان آورد خداوند ثواب عبادت شبها و روزه روزه دارها را باو مى دهد.
و هر كس عملى انجام دهد كه بین زن و شوهر تفرقه افتد، غضب و لعنت خداوند در دنیا و آخرت نصیب او گردد و بر خدا حق است كه هزار سنگ آتشین بر سر او فرود آورد (این كار را خداوند در قیامت انجام خواهد داد).
و هر كس در تفرقه و جدائى بین زن و شوهر اقدام نماید، هر چند كه عمل او به ثمر نرسد و آن دو از هم جدا نشوند، باز هم او در دنیا و آخرت به غضب و لعنت الهى دچار مى شود و دیدار و توجه پروردگار براى همیشه بر او حرام مى گردد)).(71)
لعنت خدا بر كسى كه میان زن و شوهرها تفرقه اندازد. (آمین ).



::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
شعرا نیز زنان را هم ترغیب بشوهر كردن نموده اند
شعرا نیز زنان را هم ترغیب بشوهر كردن نموده اند
اسدى گوید:
چو نیمه است تنها زن ارچه نكوست
دگر نیمه اش سایه شوى اوست
زنان را بود شوى كردن هنر
بر شوى زن به كه نزد پدر
بود سیب خوشبوى بر شاخ خویش
ولیكن بجامه دهد بوى بیش ‍
زن ار چند با چیز با آبروى
نگیرد دلش خرمى جز به شوى
فردوسى گوید:
جوان كى شكیبد ز جفت جوان
به ویژه كه باشد ز تخم كیان
كه مرد از براى زنان است و زن
فزونتر ز مردش بود خواستن
ویس و رامین :
زنان را نیست چیزى بهتر از شوى
هم اكنون باز گرد و ویس را گوى
خداى ما سرشت ما چنین كرد
كه زن را نیست كامى خوشتر از مرد
بنیسى گوید:
زنان را بگویم كه زیبنده چیست
زن خوب را بهتر از شوى نیست
به آن زن كه خوش خواهد و زندگى
بگویم بر او این سخن را به ویست
تو خواهى اگر زیست بهتر كنى !
برو شوى كن تا كه بهتر بزیست
فرودسى گوید:
زنى گر جهان شد به فرمان اوى
بر او بر نباشد گرامى شوى
ویس و رامین :
زنان نازك دلند و سست راءیند
بهر خو چون بر آریشان برآیند
زنان گفتار مردان راست دارند
بگفت خوش تن ایشان را سپارند
زن ارچه زیرك و هشیار باشد
زبون مرد خوش گفتار باشد
بلاى زن در آن باشد كه گوئى
تو چون خور روشنى چون مه نكوئى
ز عشقت من نژند و بى قرارم
ز درد دل همیشه زار و وارم
بزارى روز و شب فریاد خوانم
چو دیوانه به دشت و كوه دوانم
اگر رحمت نیارى من بمیرم
در آن گیتى تو را دامن بگیرم
ز من مستان ، ز بى مهرى روانم
كه چون تو مردمم چون تو جوانم
زن ارچه خسرو است از شهریارى
و یا چون زاهدان پرهیزكارى
بر آن گفتار شیرین رام گردد
نیندیشد كز آن بدنام گردد
بنیسى گوید:
چه زیبا هست زنها هرچه زودتر

به (كفو) خود كنند زود شوهر
ز زهرا(س ) یاد گیرند زندگى را
على (ع ) را بر خودش بگرفت همسر


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
زن و شوهر لباس همدیگرند!
زن و شوهر لباس همدیگرند!
خداوند تبارك و تعالى در (قرآن ) زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان معرفى كرده و مى فرماید:
هن لباس لكم و انتم لباس لهن ...
آنان (زنان ) لباس شما هستند و شما (مردان ) لباس آنان هستید، هر دو زینت همدیگر و باعث محجوب ماندن یكدیگر!
مى دانید كه لباس به معنى : جامعه - پوشاك - تن پوش را گویند و در ظاهر زینت و زیبائى انسان بوسیله لباس ظاهرى است خداى تعالى هم با این تشبیه زیبا و ساده خواسته مردمان را به امر ازدواج متوجه سازد و زن و مرد یا به تعبیر دیگر (زن و شوهر) را به منزله لباس همدیگر معرفى فرموده است كه در حقیقت اگر ما دقت كنیم مى بینیم چنانكه لباس براى پوشش و آرامش ‍ و حفظ و زیبائى بدن محسوب مى شود همانطور همسران هم مانند لباس ‍ عیوب همدیگر را پوشانده و آرامش همدیگر را حفظ مى نمایند و به اضافه آن مایه زینت و زیبائى همدیگر نیز هستند.
همچنان لباس چنانكه آدمى را از سرما و گرما نگه مى دارد و از مرضهاى زیاد مصون مى دارد و زن و شوهر هم نسبت به همدیگر چنان هستند. آنان با اشباع غریزه شهوت كه خود مایه عفت است به این معنى وقتى آدمى زوج و زوجه داشته باشد مى تواند عفت خود را حفظ كند و در جامعه و خارج از منزل بسوى فتنه و فساد نرود:
زن و مرد هر دو لباس دگرند
چون لباسند و به عفت نگرند
همچو تن پوش بوند، سوى گناه
نروند، چهره هم مى نگرند
در تفسیر (منهج الصادقین ) در ذیل این آیه شریفه آمده است كه روزى زنى بنام (خولاء) به خانه تشریف نداشتند، او پیش (عایشه ) نشست و درد دل خود را شروع كرد و گفت : از آن روزى كه من شوهر كرده ام هر شب خود را مثل شب اول زینت كرده و عطر مى زنم و به بستر شوهرم مى روم ولى او از من روى بر مى گرداند ولى من از براى رضاى خدا از او روى بر نمى گردانم و بر بى توجهى او تحمل مى كنم ، آمدم از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بپرسم آیا از این جهت من در پیشگاه خداوند اجر و مزدى دارم ؟!
عایشه گفت : صبر كن رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بیاید، آنقدر نگذشت كه آن حضرت تشریف آورد، خولاء قصه خود را به آن حضرت معروض داشت ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر آن زن فرمود: آیا منقاد و فرمانبردار او هستى ؟
خولاء جواب داد: بلى یا رسول الله ، آیا مرا مزدى باشد؟!
حضرت فرمود:
هر آن زن كه در خانه شوهر بنوعى سلوك كند كه موجب صلاح شوهر باشد حقتعالى آن را چندین حسنه مى نویسد و سیئه محو مى كند و درجات او را بالا مى برد، و هر آن زن كه از شوهر خود حامله باشد او را مزد زیادى خواهد داد، مزد او مثل كسى خواهد بود كه تمامى عمر (قائم اللیل و صائم النهار) باشد و هر یك بار كه كودك را شیر دهد چنان باشد كه بنده اى را آزاد كرده است ، چون كودكش را از شیر باز گیرد منادى از آسمان ندا مى زند كه گناهان گذشته تو آمرزیده شد.
عایشه هم كه در آنجا حاضر بود، گفت : یا رسول الله ، زنان را كه این همه ثواب است مردان را چیست ؟
حضرت تبسمى كرد و فرمود:
هر مردى كه براى مراوده دست زن خود را بگیرد، حقتعالى او را حسنه كرامت فرماید و اگر دست در گردنش كند ده حسنه بر او مى نویسد، اگر او را ببوسد بیست حسنه بر وى ضبط شود، اگر با وى نزدیكى كند چندان ثوابش ‍ دهند كه از همه دنیا بیشتر بود و چون غسل كند به هر موئى كه آب از وى مى گذرد سیئه محو مى شود و درجه بالا مى رود و ثوابى كه براى غسل او مى دهند بهتر است از همه دنیا و هر چه در آن است ، و حقتعالى بواسطه او با ملائكه مباهات مى كند و بر آنان مى فرماید: شما را گواه گرفتم بر اینكه آمرزیدم او(آن مرد) را (این هم ثواب مرد).
البته من مى خواهم در اینجا متذكر بشوم كه در اینجا و یا در جاهاى دیگر روایات براى ضبط (حسنه ) و محو (سیئه ) وارد گردیده بعضى از عوام كم همت ، سؤ استفاده هائى كرده و فكر مى كنند كه مثلا بكار آمیزش زیاد و یا شهوترانى مفرط خداوند این همه ثواب و پاداش مى دهد.
ولى آنان باید كاملا دقت كنند و بدانند كه این نوع مزد و پاداش ضبط حسنه و یا محو سیئه و یا رفع درجات براى آن است كه كسى به فرمان خدا به قصد پیروى از فرمان خدا عمل كرده باشد آن همه اجر و ثواب دارد، نه به قصد هوسرانى و یا شهوترانى مفرط، پس هر كارى را باید به قصد پیروى از فرمان خدا كه سعادت در آن است انجام داد، نه به قصد لذت جسمانى و یا از روى هوى و هوس به دستور شیطان .
كنى هر كار از بهر خدا كن
كه تاگیرى ز او مزد گرانى
ز بهر خود كنى گر جمله كار
ز شیطان باشد و خود هم همانى
در اسلام تبطل و رهبانیت نیست
دین مقدس اسلام پیروان خود را ترغیب و تشویق بر ازدواج نموده است و آنان را از (تبطل ) و(رهبانیت ) بر حذر كرده و نهى نموده است به چند روایت در این مورد خوب توجه كنید.
از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه آن حضرت فرمود:
((از اخلاق پیغمبران است دوست داشتن زنان و گمان ندارم كسى را كه در ایمان او چیزى زیاد شود مگر آنكه محبت زنان در او زیاده مى شود، و هر كه محبت زنان او را زیاده شود فضیلت ایمانش بیشتر مى شود)).(41)
امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
((خوشم نمى آید كه دنیا و آنچه در دنیاست داشته باشم و یك شب بى زن بخوابم ، سپس فرمود: دو ركعت نماز كه خدا بكند بهتر است از عزبى كه شبها تمام نماز بخواند و روزها روزه باشد و فرمود: بدترین شما عزبهایند)).(42)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت شده كه آن حضرت فرمود:
((هر كس ازدواج كند نصف دینش را باز یافته و احراز كرده است و درباره نیم دیگر باید تقوى داشته باشد تا به كمك خداى تبارك و تعالى آن را هم حفظ نماید))(43)
باز از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم است كه فرمود:
((هر كس در ابتداى سنین جوانى ازدواج نماید، شیطان فریاد بر مى آورد: واى بر من - اى واى بر من كه این جوان با ازدواج كردنش دو سوم دینش را از شر من حفظ كرد، پس باید بنده در نگهدارى یك سوم دیگر بكوشد و جانب خدا را رعایت كند)).(44)
باز در حدیثى آمده است :
زنى خدمت رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم آمد و شكایت كرد كه شوهرم پیش من نمى آید.
حضرت فرمود: خود را خوشبو كن تا به نزدیك تو آید.
آن زن گفت : هیچ بوى خوشى را نگذاشتم مگر آنكه خود را با آن خوشبو كردم باز هم از من دورى مى كند!
حضرت فرمود: اگر مى دانست چه ثواب دارد در آمدن به نزد تو، از تو دورى نمى كرد.
فرمود:كه چون متوجه جانب تو مى شود دو ملك او را احاطه مى كنند و ثواب آن دارد كه شمشیر كشیده در راه خدا جهاد مى كند و دیگر ثوابهائى هم حضرت براى نزدیكى او شمرد...))(45)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم : (46)
((بهترین امت من در درجه اول كسانى هستند كه ازدواج كرده و زوج اختیار كرده باشند، و مردان و زنان بى همسر در رتبه آخر قرار دارند)).(47)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((بدترین مردگان شما عزبها هستند كه همسر اختیار نكردند)).(48)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((رذیل ترین مردگان شما افرادى هستند كه ازدواج نكرده باشند)). (49)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((بدترین شما عزب هاى شما هستند و رذیل ترین مردگان تان هم كسانى هستند كه همسر اختیار نكرده اند)). (50)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
((بدترین شما عزبهاى شما هستند و بدانید كه دو ركعت نماز شخص متاءهل از هفتاد ركعت غیر متاءهل بهتر است )).(51)
عزب : به كسى مى گویند كه ازدواج نكرده باشد و یا تنها باشد، اكثرا به مردى گفته مى شود كه زن نگرفته باشد.
پرهیز از رهبانیت در شعر (مولانا رومى ):
از ترهب نهى فرمود آن رسول
بدعتى چون برگرفتى اى فضول
هین مكن خود را خص رهبان مشو
زانكه عفت هست شهوت را گرو
پس كلوا از بهر آدم شهوت است
بعد از آن لا تسرفوا زان عفت است
پرهیز از رهبانیت در شعر مؤ لف كتاب حاضر (داستانى بنیسى )
(بنیسى ) گویدت اى مرد عاقل
نكن عمر گرانت را تو عاطل
ندارى گر تو زن بیچاره هستى
بر و زن گیر از روى تمایل
ترهب نیست در اسلام و قرآن
نه در سنت بود آنكار باطل
تمام راهبان را تو ز من گو
برون آئید زین كار تغافل
نكردند رهبران دین چنین كار
شما نادان ها هستید جاهل
نه تنها فضل نیست زن نبردن
برآید زین كار صدها رذائل
خوشا آنانكه در هنگام قدرت
گرفتند زن شدند جزء افاضل
بفضل شان همان بس بعد از خود
نهادند در جهان نسل و تناسل
جهان سرتاسرش بى زن بود هیچ
كه از زن زاده گردد جمله حاصل
بتو گویدت (داستانى ) پیر
جوانى برو زن بگیر زن بگیر
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به مردى كه اسمش (عكاف ) بود فرمود:
آیا تو زن دارى ؟
او در جواب گفت : نه یا رسول الله .
حضرت فرمود: آیا كنیز دارى ؟
در جواب گفت : نه یا رسول الله .
حضرت فرمود: آیا این كار براى تو (موسر) است (یعنى مى توانى زنى بگیرى و یا كنیزى بخرى ؟!)
جواب داد: بلى ، یعنى مى توانم این كار را بكنم .
حضرت فرمود: پس زن بگیر والا از گنهكاران خواهى شد.
در روایت دیگر هست كه فرمود: زن بگیر والا از برادران شیاطین محسوب مى شوى .
و در روایت دیگرى آمده است كه حضرت فرمود: برو زن بگیر والا از رهبانان نصارى به حساب مى آئى .(52)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم :
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نهى كرد مسلمانان را از ترك دنیا (رهبانیت ) و فرمود: رهبانیت در اسلام نیست ، زن بگیرید كه من به فزونى عدد شما بر ملتها و امتهاى دیگر مباهات مى كنم .(53)
از امام صادق علیه السلام :
به حضرت صادق علیه السلام عرض كردند: مردى چنان غرق ترس خدا گشته كه از زن و غذاهاى گوارا بكلى چشم پوشیده (حال او چگونه است ؟)
حضرت در جواب فرمود: اما راجع به زن كه شما خود از روش پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم باخبرید، و درباره غذا، رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم هم گوشت تناول مى كرد و هم عسل تناول مى فرمود، و خدا نیز فرموده : در زندگى آن طبقه از شما كه به خدا و روز جزا امیدوارند كه فراوان یاد خدا كنند و پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم را سرمشق زندگى خود قرار دهند.(54)
از امام صادق علیه السلام :
حضرت صادق علیه السلام مى فرماید: روزى زنى به حضور پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم رسید و از آن حضرت سئوال كرد (حق شوهر بر زن چیست ؟) حضرت بیان فرمود.
سپس زن پرسید: (حق زن بر شوهر چیست ؟)
حضرت فرمود: لباسى به او بدهد كه برهنه نماند، و غذائى به او برساند كه گرسنه نباشد، و موقع خطا از خطاى او بگذرد.
زن گفت : (به خدا سوگند من هرگز شوهر نمى كنم ) این جمله را گفت و حركت كرد.
حضرت دستور بازگشت داد و به او فرمود: خداى عزوجل مى فرماید: عفت ورزیدن براى زنان از هر چیز دیگر بهتر است (یعنى باید شوهر كنند تا عفتشان محفوظ بماند).(55)
از امام صادق علیه السلام :
((دو ركعت نماز آنانى كه ازدواج كرده و متاءهل هستند بهتر است از هفتاد ركعت نماز كسى كه ازدواج نكرده و مجرد است )).(56)
از امام صادق علیه السلام :
((دو ركعت نماز كسى كه ازدواج كرده است بهتر است از اعمال كسى كه شبها نماز مى خواند و روزها روزه مى گیرد ولى (عزب ) است ازدواج نمى كند)).(57)
از امام صادق علیه السلام : زنى بحضور امام صادق علیه السلام آمد و گفت : صلحك الله ، من زنى هستم كه ترك دنیا كرده ام .
حضرت فرمود: منظورت از ترك دنیا چیست ؟
عرض كرد: شوهر اختیار نكرده ام .
حضرت فرمود: چرا؟
گفت : براى اینكه اجر و ثوابم بیشتر باشد.
حضرت فرمود: منصرف شو از این فكر كه اگر تنها زیستن فضیلتى داشت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر این كار از تو سزاوارتر بود كه هیچكس ‍ نمى تواند در زیادى فضیلت به او تقدم جوید، (برو شوهر كن ).(58)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم : در ضمن حدیثى آمده است كه روزى سه زن پیش رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمدند (و از شوهرانشان گله كردند)، یكى گفت : یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم شوهر من گوشت نمى خورد، دیگرى گفت : شوهر من بوى خوش نمى بوید، سومى گفت : اى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم شوهر من با زنان نزدیكى نمى كند.
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از شنیدن سخنان آن سه زن از منزل بیرون آمد در حالى كه از ناراحتى رداى خود را بر زمین مى كشید به مسجد آمده و در بالاى منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود كه چرا جماعتى از اصحاب من گوشت نمى خورند و بوى خوش نمى بویند و نزدیك زنان نمى روند، من گوشت مى خورم ، بوى خوش مى بویم و به نزد زنان مى روم ، و هر كه سنت مرا نخواهد از من نیست .(59)
در حدیث دیگر از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است ، فرمود: اى مردم ، من از دنیاى شما اختیار كرده ام زنان و بوى خوش را و روشنى دیده من در نماز است .(60)
پس از گفتار فوق معلوم گردید كه هر مسلمانى باید به سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم عمل كرده و در امر ازدواج كوشا باشد، یعین اگر زن بى شوهر است شوهر نماید و اگر مرد بى زن است ازدواج كرده و زن اختیار نماید تا به سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم عمل كرده باشد.


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
چرا باید همه ازدواج كنیم ؟
چرا باید همه ازدواج كنیم ؟
ازدواج و همسر گرفتن یك مسئله مهم و ضرورى در زندگى انسانهاست كه هر انسانى چه مرد باشد و چه زن فطرتا و طبیعتا لازم است ازدواج كرده و براى خود همسرى اختیار كند تا در كنار او آسایش جسمى و آرامش روانى خود را حفظ كرده و بسوى تعالى و كمال انسانى حركت كند و به آنجا برسد كه باید برسد!
همسران خوب و شایسته در كنار هم احساس خوشبختى كرده و به یارى همدیگر یك زندگى پر از نشاط را پى ریزى كرده و پایه هاى سعادت را در زندگى خود یكى پس از دیگرى بناء مى كنند و با دلگرمى و دلخوشى به زندگى خود ادامه داده و براى بقاء و سعادت جامعه فرزندانى خوب و مهذب به جامعه تحویل مى دهند.
ما باید بدانیم كه یكى از الطاف بزرگ الهى این است كه همسران ما را از جنس خود ما آفریده و محبت همدیگر را در دلهاى یكدیگر قرار داده تا در كنار هم احساس آرامش و خوشبختى نمائیم .
اینجا یك سئوال بدون جواب را مطرح كرده و جواب آن را خود شما باید بدهید.
سئوال :
((اگر خداوند همسران ما را از جنسى خودمان نمى آفرید، چه مشكلات و سختى ها در زندگى ما بوجود مى آمد؟))
این است كه قرآن مجید این مسئله را یكى از نشانه هاى بزرگ خداوند به شمار مى آورد و مى فرماید:
((یكى از آیات و نشانه هاى بزرگ خداوند تبارك و تعالى این است كه از جنس و نوع خود شما برایتان جفت آفرید تا با او انس گرفته و در كنار هم با آرامش خاطر زندگى كنید و براى یك زندگى مشترك لذتبخش و شیرین خداوند مودت و محبت در دلهاى شما نسبت به همدیگر قرار داده است )).(4)
با توجه به آیه فوق لطف خداوندى را به خوبى درك مى كنیم كه خداوند به اضافه اینكه جفت انسان را از جنس خود او آفریده و براى بهتر زندگى كردن آنها مهر و محبت یكدیگر را نیز در دل یكدیگر انداخته است .
در آیه دیگر پس از دستور عقد و ازدواج به انسانها در مقابل عمل ازدواجشان بى نیاز و مستغنى نمودن آنها را هم به عهده خود گرفته و مى فرماید:
((شما ازدواج كنید، و زنان و مردان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و كنیزان صالح خود را به ازدواج یكدیگر در آورید و از فقر و تنگدستى نترسید كه خداوند ازدواج كنندگان را با لطف و فضلش غنى و بى نیاز مى گرداند، خداوند به هر چیز وسعت دهد و بر همه چیز عالم و داناست )).(5)
چه زیباست خدا و چه زیباست كلام خدا، چقدر مهربان است و چه اندازه محبت آفرین است ، اگر ما تعقل كرده و فهم و شعور داشته باشیم !
در این باره آیات زیادى در قرآن مجید هست و ما در نظر گرفتن حجم كتاب از نقل آنها صرفنظر نموده به همین دو آیه اكتفاء مى كنیم ، منطوق و مفهوم آیات فوق و آیات دیگرى كه در این مورد هست جواب سئوال اینكه (چرا باید ازدواج كنیم ؟) را به خوبى خوب روشن مى كند:
(پنج جواب خوب ):
1- ما ازدواج مى كنیم كه به دستور خدا عمل كرده باشیم ، خدائى كه با لطف عمیمش ما را آفریده و همسر ما را از جنس خودمان خلق كرده و مهر و محبت یكدیگر را در دل همدیگر قرار داده و در مقابل این عمل ما، غنى و بى نیاز گردانیدن ما را متقبل شده است .
2- ما ازدواج مى كنیم كه به سنت رسول گرامى اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم عمل كرده باشیم ، و وظیفه پیرو مسلمان بودن خود را اداء كنیم .
3- ما ازدواج مى كنیم كه نظم جهان به حركت خود ادامه داده و ما بسوى تعالى و كمال حركت كرده باشیم .
4- ما ازدواج مى كنیم كه غریزه جنسى خود را از راه حلال و مشروع اشباع كرده و خطا و گناه نكرده باشیم .
5- ما ازدواج مى كنیم تا فرزندان و نوادگانى از خود بیادگار گذارده و آنان را به جامعه تحویل داده باشیم .
و دهها جواب در این باره مى توان ارائه داد.


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
مسئله ازداوج و انتخاب همسر
مسئله ازداوج و انتخاب همسر
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله از دواج و انتخاب همسر براى پسران و دختران جوان (مردان و زنان ) از مهمترین مسائل حیاتى است .
پیوند زناشوئى در زندگى انسانها نقطه عطفى است كه ممكن است صدها پیروزى و كامیابى و یا شكست و ناكامى در پى داشته باشد.
این است كه با اطمینان خاطر مى توان گفت : یك ازدواج خوب و شایسته مى تواند مایه آسایش جسم و آرامش روان گردد و اساس سعادت و بهروزى پسران و دختران (مردان و زنان ) را بنیان نهد و موجبات خوشبختى و شادكامى آنان را تا پایان زندگى فراهم آورد.
همچنین یك ازدواج بد و نامتناسب ممكن است براى زن و شوهر منشاء بزرگترین نگرانى و ناراحتى ها گردد و پى آمد بدبختى و تیره روزى آنان را پایه گذارى كند و آنان را در سراسر عمر و زندگیشان به خاك سیاه نشانده و مایه سختترین شكنجه هاى روحى و جسمى آنان گردد...
این است كه علماى اخلاق و جامعه شناسان و دانشمندان و متفكران و ادیبان جهان این مسئله را از اهم مسائل زندگى بشمار آورده و درباره اهمیت آن مطالب زیادى گفته اند كه چكیده گفته هایشان این است كه ...
((مسئله ازدواج و زناشوئى در ردیف نظم ها و امورى قرار دارد كه آفریدگار جهان اساس آن را بنا نهاده است و هیچ امرى در زندگى انسان ها نمى تواند به اندازه ازدواج ، بهروزى و خوشبختى و یا تیره روزى و بدبختى ببار آورد، پس براى هیچ چیز در زندگى نباید بیشتر از مسئله ازدواج اهمیت قائل شد و هر كسى باید در زندگى به این مسئله بزرگ اهمیت داده و روح و قلب خود را براى تنظیم آن آماده سازد)).(1)
همه جامعه شناسان و دانشمندان و متفكران و علماى اخلاق پس از مطالعات فراوان و بررسى هاى پیگیر خود در این زمینه معتقد و معترف بر آن شده اند كه دین مقدس اسلام كه نشاءت گرفته از وحى الهى است و دین سعادت آفرین و خوشبختى زاست از تمام ادیان دیگر بهتر و بیشتر به این مسئله مهم توجه كرده و با در نظر گرفتن تمام غرائز انسانها دستوراتى صریح و روشن درباره ازدواج و انتخاب همسر براى پیروان خود داده است كه هر كس آنها را دانسته و آگاهانه به این مسئله مهم حیاتى اقدام نماید، مسلما در تاءمین سعادت و خوشبختى خود كوشیده و اساس نیكبختى و شادكامى خود را در زندگیش پى ریزى كرده است .
هر كسى توجه به دستورات دین مقدس اسلام نكرده باشد خود زیر بناى بدبختى و تیره روزى خود را پایه گذارى كرده است و در پى آمدهاى ناگوار، خود را باید ملامت و سرزنش نماید و بس .
خدا همه چیز را جفت آفریده است
یكى از اسرار عجیب خلقت (نر و ماده ) بودن موجودات است كه خداى تبارك و تعالى با مشیت حكیمانه خود هر موجودى را براى توالد و تناسل و ابقاء آن جفت یعنى نر و ماده آفریده است كه این خود نمایانگر علم و قدرت و حكمت خداوندى است ، اگر در موجودات این حقیقت وجود نداشت هیچ وقت یك چیز، دو چیز نمى شد یا یك كس دو كس نمى شد و اختلال و آشفتگى در طبیعت بوجود مى آمد و در نتیجه همه چیز از بین مى رفت ، ولى خداوند با قدرت حكیمانه اش براى تولید و تكثیر این قانون همیشگى طبیعت را بنا نهاد و براى هر چیزى جفتى خلق كرد و آنها را نر و ماده آفرید و به این وسیله همه چیز را بسوى كمال حركت داد.
انسانهاى پیشین با فكر ساده خویش گمان مى كردند كه فقط در انسان و حیوان مسئله زوجیت و جفتگیرى حكمفرماست ولى با اجلال نزول قرآن و در اءثر پیشرفت علم (زیست شناسى ) متوجه شدند كه در عالم گیاهان نیز این موضوع حكمفرماست و اگر نباتات به وسیله حشرات و بادها تلقیح نگردند، هرگز میوه اى از آنها بدست نخواهد آمد، بعضى از دانشمندان درباره (جمادات ) هم این نظریه را دارند.
قرآن كریم این مسئله را بطور وضوح بیان كرده و مى فرماید:
و من كل شیئى خلقنا زوجین لعلكم تذكرون (2).
((یعنى ما همه چیز را جفت و زوج خلق كردیم امید است شما از این خلقت ما ذكر و پند گیرید)).
پس از مضمون این آیه بخوبى روشن است كه قانون نر و ماده گى در تمام موجودات بدون استثناء جارى است .
امروز انسانها با پیشرفت علم طبیعت پس از فرو رفتن در درون اشیاء و شكافتن ذرات و پى بردن به وجود (اتم ) دانستند كه اتم ها نیز از (الكترون ) و (پروتون ) تشكیل یافته اند كه الكترونها (بار) منفى و پروتونها (بار) مثبت اتم را بوجود مى آورند و آن دو نیز نسبت بهم نر و ماده اند.
در آیه دیگر قرآن درباره نر و ماده بودن نباتات این چنین مى خوانیم :
سبحان الذى خلق الاءزواج كلها مما تنبت الاءرض و من انفسهم و مما لا یعلمون (3).
((یعنى پاك و منزه است خدائى كه از روئیدنیهاى زمین و از شما مردمان جفت ها قرار داد و از چیزهائى كه نمى دانید نیز جفت ها خلق كرده است )).
از این آیات و آیات دیگر بخوبى بر مى آید كه خداوند همه چیز را جفت و زوج (نر و ماده ) خلق كرده تا بوسیله آن دو تولید و تكثیر انجام گیرد و نظام طبیعت آنچنان كه خدا مى خواهد به حركت خود بسوى كمال پیش ‍ برود.
ادیبان در این باره گویند:
بدانكه (خدا) لوح آفرید و قلم
بزد بر همه بودینها رقم
جهان را فزایش ز جفت آفرید
كه افزونى از یك نیاید پدید
یكى نیست جز داور كردگار
كه او را نه انباز و نه جفت و یار
هر آنچه آفریدست جفت آفرید
گشاده ز راز نهفت آفرید
(فردوسى )
خدا خواست كه گیتى بیاید پدید
همه چیز را جفت جفت آفرید
فقط خود ندار نه انباز و یار
بود فرد بى یار آن كردگار
(داستانى بنیسى )
حق ز هر جنسى چو زوجین آفرید
پس نتایج شد ز جمعیت پدید
(مولوى )
به گیتى خداوند از آن شد پدید
كه هر چیز را جفت و پاك آفرید
یگانه گهر گر چه والا بود
نكوتر چو جفتیش همتا بود
(اسدى )
چون روى سخن ما در این كتاب مربوط به انسانهاست كه خداوند آنها را هم مثل سایر موجودات عالم (زوج ) جفت (نر و ماده ) آفریده تا بوسیله این دو توالد و تناسل انجام گیرد و نسل بشر تا زمانى كه خدا بخواهد منقطع نگشته و در روى زمین بسوى كمال پیش برود، خداوند براى ازدواج و جفتگیرى انسانها راههاى حلال و مشروعى مقرر فرموده تا هرج و مرج پیش نیامده و نظم اجتماعى بهم نخورد و اولیاى گرامى اسلام نیز راهنمائى هاى لازم را در این مورد براى پیروان خود بیان فرموده اند و توجه آنها را به این مسئله معطوف داشته اند.
ما بعد از تاءلیف كتاب پرمحتواى خود كه درباره وظایف زن از دیدگاه اسلام و سعادت او در زیر لواى توحید بنام (زن و زندگى ) به رشته تحریر در آوردیم ، تصمیم گرفتیم كتاب حاضر را كه یك تابلوى راهنمائى براى كسانى است كه مى خواهند به دستور خدا و سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم عمل نموده براى آسایش جسمى آرامش روانى خود و حفظ نظام اجتماع ازدواج كرده و همسر اختیار كنند از آیات قرآن و روایات ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و از گفتار صادقانه علماى اخلاق و جامعه شناسان و دانشمندان و ادیبان جهان ترسیم نموده و در اختیار علاقمندان قرار دهیم .
امید است كه این كار ما قابل قبول بزرگان و مورد پسند علاقه مندان قرار گرفته و مشتاقان را به سعادت و خوشبختى در سایه گفتار بزرگان و عمل به آنان تسریع بخشد، انشاء الله .
اسدالله داستانى بنیسى
قم صندوق پستى 333


::
:: مرتبط با: ازدواج ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html