تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره - مطالب مرداد 1391
 
 


<-BlogDescription->

سخنرانی استاد رائفی پور- نیاز به امام زمان

مشخصات فایل صوتی:

 

موضوع:نیاز به امام زمان

فرمت: MP3 

حجم فایل : 915 کیلوبایت 

مدت زمان : 00:03:31 

سازنده : سبحان پیروی

منبع:www.masafportal.com

 

 

دانلود



::
:: مرتبط با:
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
سخنرانی استاد رائفی پور-جانباز ایثار

مشخصات فایل صوتی:

 

موضوع:جانباز ایثار

فرمت: MP3

حجم:672 کلوبایت

مدت زمان : 00:02:29 

 سازنده : سبحان پیروی 

منبع:www.masafportal.com

 

 

دانلود



::
:: مرتبط با:
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
سخنرانی استاد رائفی پور-برای امام زمانمان چه کردیم؟

مشخصات فایل صوتی:

 

موضوع:برای امام زمانمان چه کردیم؟

فرمت:MP3

حجم:3.10 مگابایت

مدت زمان : 00:13:12 

 سازنده : سبحان پیروی

منبع:www.masafportal.com

 

 

دانلود



::
:: مرتبط با:
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
سخنرانی استاد رائفی پور-نژاد
مشخصات فایل صوتی:

موضوع:تفاوت های نژادی و اتحاد ملی

فرمت: MP3

حجم:1.59 مگابایت

مدت زمان : 00:06:35 

سازنده : سبحان پیروی

منبع:www.masafportal.com




::
:: مرتبط با:
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
سخنرانی استاد رائفی پور

مشخصات فایل صوتی:

موضوع:فرهنگ غرب

فرمت: mp3

حجم: 1.59 مگابایت

سازنده : سبحان پیروی

منبع:www.masafportal.com




::
:: مرتبط با:
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
روز قدس
http://siasatema.com/images/docs/000005/n00005155-b.jpg

ستاد مرکزی انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای تاکید کرد: روز جهانی قدس همراه با امواج بیداری اسلامی نوید آزادسازی قدس شریف را می‌دهد. 
این تشکل، از عموم مردم مومن و روزه‌دار ایران اسلامی خواست تا با حضور گسترده، فعال، بصیرتمندانه و دشمن‌شکن خود در ویژه مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس خشم و انزجار و نفرت خود را از ددمنشی‌های رژیم غاصب صهیونیستی فریاد کنند و تاکید کرد: روز جهانی قدس همراه با امواج بیداری اسلامی نوید آزادسازی قدس شریف را می دهد.  در این اطلاعیه آمده است: ملت هوشیار و بیداردل ایران اسلامی با حضور معنوی و با بصیرت خود در راهپیمایی روز جهانی قدس، (جمعه 27 /05 /1391) مطابق با بیست و هشتم رمضان المبارک، همگام، هم‌صدا و همدل با سایر کشورها و بلاد اسلامی پرشورتر از هر سال و به تبعیت از رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری «مدظله‌العالی» ضمن تجدید میثاق با آرمان قدس شریف و آزادی قبله‌ی اول مسلمین جهان و اعلام حمایت همه جانبه از مقاومت اسلامی نسل شجاع و نستوه فلسطینی و انتفاضه‌ی مسجدالاقصی؛ عظمت، اقتدار و عزت ملت اسلامی را در مقابل نظام سلطه‌ و استکبار خون‌آشام جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار و صهیونیسم غاصب به اثبات می‌رسانند.  در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است : "روز جهانی قدس"؛ به ابتکار عمل حضرت امام خمینی«رحمة ا... علیه» به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان اطلاق شد که امروزه به آرمانی مشترک و صدایی واحد در جهان اسلام در مقابل کفر و ظلم و ستم نظام طاغوت بدل شده است.  در ادامه‌ی این اطلاعیه آمده است: اینک جهان اسلام و امت اسلامی در حالی به استقبال روز جهانی قدس می‌‌شتابند که از یک طرف فلسطینیان قهرمان و مظلوم هم‌چنان در حلقه‌ی سخت‌ترین محاصره اشغالگران دژخیم صهیونیستی، اسیر توطئه‌های شوم و نقشه‌های پلید دولت جعلی ترور و وحشت صهیونیسم بین‌الملل قرارگرفته‌اند و از طرف دیگر امواج خروشان بیداری اسلامی است که تمامی کاخ های فراعنۀ زمانه را در هم می‌شکند و روز جهانی قدس امسال همراه با امواج بیداری اسلامی نوید آزادسازی قدس شریف را می‌دهد.  در پایان این اطلاعیه آمده است: ستاد مرکزی انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی امسال نیز در سی و چهارمین سالگرد روز جهانی قدس و در شصت و چهارمین سال اشغال رسمی خاک سرزمین پاک پیامبران الهی از تمام ملت مؤمن و روزه‌دار ایران اسلامی و از کلیه آحاد، اصناف و اقشار مختلف مردم از هر طیف و قومیت و مذهب و سلیقه فرهنگی و گرایش سیاسی وفادار به انقلاب اسلامی و آرمان آزادی قدس شریف؛ می‌خواهد که هم‌گام، هم‌دل و هم‌صدا با آزادگان و مسلمان جهان علیه مستکبران و قدرت‌های خودکامه و سلطه‌گر شوریده و نابودی نظام کفر، طاغوت و سلطه و در رأس آن آمریکا و اسراییل غاصب را سر داده و انزجار و خشم و نفرت خود را از اقدامات ضد بشری و غیرقانونی صهیونیست‌ها فریاد زنند.


::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
ای قدس ما به یادت هستیم


::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391
چگونه راه سعادت را بیابیم؟

 چگونه راه سعادت را بیابیم؟
چگونه راه سعادت را بیابیم؟


 

نویسنده: دکتر علیرضا آزمندیان




 
* هر آنچه بیندیشیم خلق می كنیم و هر آنچه اراده كنیم به دست می آوریم.
* تو هرگز محكوم به این نوع زندگی نیستی. برخیز و اراده كن. تصمیم بگیر و یقین داشته باش كه زمین وسیع خدا پُر است از فرصت ها و تو می توانی فرصت ها را برای خود به ثروت ها تبدیل كنی.
* خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد، مگر خود سرنوشت شان را تغییر دهند.
* فاصله بین موفقیت ها و شكست ها، فاصله بین غفلت و هشیاری انسان ها است.
* در تكنولوژی فكر، كیفیت زندگی تو را نوع سؤالاتی تعیین می كند كه از خود می كنی.
* دنیای زیبای انسان های موفق در راستای هشیاری آنها شكل می گیرد.
* انسان هایی كه در دنیایی از خودهشیاری زندگی می كنند، هر لحظه توجه دارند كه چه می كنند.
* یك انسان هشیار و موفق، مرتب به ارزیابی زندگی خود می پردازد و همواره روی زیبایی های زندگی اش تمركز می كند.
* یكی از دلایل كامیابی یك انسان موفق این است كه به جای واژه اعتراض آمیز‌« چرا» از واژه نعمت آفرین « چگونه» استفاده می كند. مرتب در دنیایی از رضایت و شكر می گوید:« چگونه می توانم كیفیت زندگی ام را عالی تر كنم؟».
* واژه اعتراض ‌آمیز « چرا» درهای رحمت خدا را به روی انسان می بندد. این واژه به منزله كفر است كه نعمت را از كف بیرون می كند. واژه « چرا» می تواند نشأت گرفته از روحیه خراب انسان باشد، ضمن این كه روحیه را خراب تر هم می كند.
* واژه راه گشای «چگونه» تمام درهای رحمت خدای رحمان را به روی انسان باز می كند. این واژه به مثابه شكر است كه نعمت را افزون می كند. واژه « چگونه» نشأت گرفته از روحیه خوب انسان است كه بیان آن، روحیه او را بهتر می كند.
 
* انسان های موفق كسانی هستند كه در هر لحظه مراقب همه چیز هستند، از جمله مراقب واژه هایی كه به كار می برند.
* كار و تلاش حاصلش قطعاً‌ موفقیت است.
* برای انسان همه چیز در سایه تلاش به دست می آید.
* تمام دنیا و آخرت انسان را مجموعه لحظه لحظه های اندیشه او می سازد. هر لحظه اندیشه انسان، دستاوردی دارد.
* یك اندیشه مثبت و زیبا، یك بهشت را در زندگی می سازد.
* یك اندیشه منفی و یأس آور، جهنمی را در دنیای انسان خلق می كند.
* انسان ها آنچه را می اندیشند، خلق می كنند.
* دنیای انسان، دنیای خلق اندیشه های او است.
* آدمی هر پدیده ای را كه در دنیای واقعیات خلق می كند، ابتدا در كارگاه ذهن خود به صورت یك اندیشه تولید می كند.
* فرق بین انسان ها،‌ فرق در نظام تفكر آنها است.
* فقر نتیجه فكر فقیرانه یك انسان است.
* ثروت حاصل فكر ثروت جویانه یك انسان است.
* انسان ها همان هستند كه می اندیشند.
* شما در هر كاری اگر فكر كنید كه موفق می شوید یا فكر كنید كه شكست می خورید، در هر صورت درست فكر كرده اید. اگر فكر كنید كه موفق می شوید، این اندیشه مثبت، شما را به حركتی و به عملی وا می دارد كه آن حركت و عمل، شما را به موفقیت می رساند. اگر فكر كنید كه شكست خواهید خورد، در دنیایی از ناامیدی، یا كاری انجام نمی دهید یا نوع رفتار و عمل شما به گونه ای خواهد بود كه شما را به شكست می برد و این قانون اندیشه ها است.
* از آنجا كه شما زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه می اندیشید، كائنات یعنی همان كائناتی كه به فرمان خدای رحمان به تسخیر انسان درآمده است، آنها هم زیبا می نوازند و در نهایت سمفونی زندگی شما را زیبا خلق می كند. بنابراین كیفیت زندگی شما به كیفیت اندیشه های شما بستگی دارد.
منبع: نشریه كوچه ما، شماره 8.



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1391
از دستفروشی تا رئیس جمهور

از دستفروشی تا رئیس جمهور

از دستفروشی تا رئیس جمهور
از دستفروشی تا رئیس جمهور


 






 
-چه كسی باور می كند كه رئیس جمهور كشور روزگاری دست فروشی می كرده و اصلاً برایش مهم نبوده كه مردم درباره اش چه فكر می كنند. چون برای او مهم درست زندگی كردن بوده است حالا چه فرقی می كند كه دست فروشی باشی یا رئیس جمهور."حدود 14 سال داشتم كه قزوین را به قصد تهران ترك گفتم، در تهران، در ابتدا در بازار تهران آهن فروشان به شاگردی مشغول شدم و مدتی را هم به دستفروشی گذراندم. بعد از مدتی دستفروشی، رفتم به تیمچه"حاجب الدوله" چند جایی شاگردی كردم و مجدداً به دستفروشی پرداختم كه مصادف شد با دوران حكومت رزم آرا. روزی رزم آرا تصمیم گرفت كه دستفروشها سبزه میدان را جمع كند و این باعث شد كه بساط كاسبی ما را هم جمع كردند".
-بعضی ها سعی و تلاش زیادی می كنند تا به قدرت برسند. چه شب ها كه نمی خوابند چه روزها كه گرسنه آن روز را به شب می رسانند. اما وقتی كه به آن رسیدند فكر می كنند تازه اول خوشبختی و آسایش آنهاست. روزی شهید رجایی یكی از وزیرانش را بر كنار كرد. وقتی از او پرسیدند: چرا چنین كردید؟ گفت: این آقا هنوز جا خوش نكرده، می گوید: خانه سیصد متری ام برای خانواده و محافظینم كوچك است. یكی از خانه های مصادره شده طاغوتیان را به من واگذار كنید یا بفروشید، تا زن و بچه ام كم تر در عذاب باشند. من به او گفتم:«آقاجان! ما انقلاب نكردیم كه خانه های مردم را مصادره كنیم، بعداً خودمان در آن ها سكونت كنیم. ما آمده ایم مشكل مردم را حل كنیم. اگر قرار باشد مثل طاغوتیان در آن خانه ها زندگی كنیم، مشكلات مردم را فراموش خواهیم كرد».
-نماز ستون دین است و نشان مسلمانی و چه زیباست كه مسلمان این نشان نورانی را گرامی بدارد و چه زیباتر كه مدیران و مسئولان جامعه رفتار و كردارشان را به این گوهر زیبا بیارایند." یك بار در حین پرسش و پاسخ مسؤولان، با شنیدن اذان ظهر، خطاب به حضار و جمع گفت: اگر خبر داده باشند برای مدت بیست دقیقه ضرورت دارد ارتباط تلفنی با مركزی برقرار كنم، آیا اجازه هست كه همین جا صحبت را متوقف و ادامه آن را بعد از تلفن موكول كنیم؟
حاضران كه از پیشنهاد غیر منتظره شهید رجایی غافل گیر و شگفت زده شده بودند، گفتند: اختیار دارید. بله قربان! او گفت: هم اكنون دستگاه بی سیم الهی(اذان) خبر از انجام فریضه ظهر داده است. ما فعلاً وظیفه داریم با اقامه نماز، این ارتباط را برقرار كنیم. سپس بدون تكلیف، لحظه ای بعد در برابر نگاه ناباورانه حضار، با جمعی به نماز ایستاد و این تكلیف الهی را سر وقت انجام داد".
منبع: نشریه انتظار نوجوان، شماره 74



::
:: مرتبط با: شهدا ودفاع مقدس ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1391
داستان های کوتاه پیرامون امام علی (ع)
داستان های کوتاه پیرامون امام علی (ع)
داستان های کوتاه پیرامون امام علی (ع)


 





 
آرزوی یتیمی
مرد یکریز زیر چشمی به سفره رنگینی که بچه ها دورش نشسته بودند. نگاه می کرد. نه به این خاطر که گرسنه اش بود، بلکه حسی او را می آزرد. بیشتر حس حسرت خوردن بود و آرزویی که محال می نمود. پرنده خیال او را به دوران کودکی اش برده بود. او دوست داشت به جای یکی از بچه های بی سرپرست دور سفره باشد تا علی که حاکم کوفه بود، در دهان او نیز لقمه می گذاشت. در همین فکر بود که شنید بغل دستی اش، زیر لب با خودش می گوید: کاشی من هم یتیم بودم و مورد لطف و توجه امیرمؤمنان قرار می گرفتم(1)
تکریم مردم
مردی نزد علی (ع) آمد و عرض کرد: « من حاجتی دارم.» امام فرمود: « حاجتت را روی زمین بنویس؛ زیرا که من گرفتاری تو را آشکارا در چهره تو می بینم.» مرد روی زمین نوشت: « من فقیری نیازمندم.» امام به قنبر فرمود: « با دو جامعه ارزشمند او را بپوشان. » مرد فقیر هم، با چند بیت شعر از امیرالمؤمنین (ع) تشکر کرد. حضرت فرمود: « یکصد دینار نیز به او بدهید! » بعضی گفتند: « یا امیرالمؤمنین او را ثروتمند کردی ! علی (ع) فرمود: « من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که فرمود: مردم را در جایگاه خود قرار دهید و به شخصیت آنان احترام بگذارید.» آن گاه فرمود: « من از بعضی مردم درشگفتم. آنان بردگان را با پول می خرند، ولی آزادگان را با نیکی های خود نمی خرند.» (2)
بندگی خدا
روزی علی (ع) بر سر راهش به کوفه به شهر انبار رسید. این شهر در گذشته جزو سرزمین ایران بوده است. وقتی که خبر ورود علی (ع) به ایرانیان رسید، عده ای از کدخداها، دهدارها و بزرگان به استقبال خلیفه آمدند. آنان به گمان خودشان، علی (ع) را جانشین سلاطین ساسانی می دانستند. وقتی به آن حضرت رسیدند، در جلوی مرکب امام شروع به دویدن کردند. علی (ع) خطاب به آنان فرمود: « چرا این کار را می کنید؟»
آنها گفتند:« ما به بزرگان و امرای خود این گونه احترام می گذاریم.»
آن گاه امام فرمود: « نه. این کار را نکنید! این کار شما را پست و ذلیل می کند، شما را خوار می کند. چرا خودتان را در مقابل من که خلیفه شما هستم، خوار و ذلیل می کنید؟ من هم مانند یکی از شما هستم. تازه با این کارتان ممکن است یک وقت خدای ناکرده، غروری در من پیدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما بدانم».(3)
 
غلام و مولا
نویسنده: زینب علیزاده
خورشید هنوز وسط آسمان نرسیده بود، صدای همهمه در صحن حیاط لحظه به لحظه بیشتر می شد. خورشید نورش را مستقیم روی سر کسانی که آنجا بودند، می پاشید و بوی خاک آب خورده، همراه با بوی کاهگل را در هوا می پراکند. گروهی ایستاده و چند نفری که خسته شده بودند، کنار دیوار توی حیاط نشسته بودند و با هم پچ پچ می کردند:
- به نظر تو کدامشان راست می گویند؟
- نمی دانم. ظاهر هر دو طوری است که مشخص نمی شود کدام راست و کدام دروغ می گویند. هر دو با اعتماد به نفس کامل می گویند که غلام نیستند.
جوان هیکلی و چهارشانه با لباس بلند و تمیزی که تا روی پایش می رسید، کنار دیوار ایستاده بود. به ظاهر بی خیال به نظر می رسید، اما مدام پایش را تکان می داد و هرازگاهی گوشش را تیز می کرد تا حرف ها را بشنود. مردی که سنش کمی بیشتر از او، اما لاغرتر به نظر می رسید، با دستاری به سر و ریشی پر، با چهره ای درهم، دست ها را روی سینه گذاشته و کنار جوان هیکلی ایستاده بود. گاهی به مردمی که در حال پچ پچ بودند، نگاه می کرد. منتظر بود ببیند قاضی چطور بینشان قضاوت می کند. مطمئن بود ناراضی از این در بیرون نمی رود. قنبر، غلام لاغر سیاه چرده، به آن دو اشاره ای کرد. آن دو جلو رفتند و رو به روی امیرالمؤمنین، علی (ع) ایستادند. جوان چهارشانه، نگاهش که به امیرالمؤمنین افتاد، سرش را پایین انداخت و عرق دست هایش را با لباسش پاک کرد. قاضی از آنها خواست که یک بار دیگر ادعایشان را مطرح کنند. مرد لاغر اندام، رگ های گردنش متورم شده بود و با حرارت حرف می زد و وقت حرف زدن مدام دست هایش را تکان می داد. جوان هیکلی، گاه حرفش را قطع می کرد و می گفت که او دارد دروغ می گوید. همهمه میان مردمی که برای تماشا آمده بودند، بیشتر شد:
- جالب است هر دو ادعا می کنند آن یکی غلام است.
- نمی دانم امیرالمؤمنین چطور می خواهد غلام را از مولا مشخص کند.
- هیس! مثل اینکه دارد اتفاقی می افتد ببین علی (ع) چطور با قنبر آهسته حرف می زند. حتماً فهمیده کدامشان دروغ می گویند.
هیاهو اندکی فروکش کرد. قنبر به دو مرد اشاره کرد که رو به دیوار بایستند. امیرالمؤمنین با صدای بلند رو به قنبر گفت: « قنبر آماده باش!»
قنبر شمشیری را که دستش بود، از غلاف بیرون کشید و با صدایی محکم پاسخ داد: « آماده ام یا علی!»
جوان هیکلی به مرد لاغر اندام نگاه کرد. هر دو رنگ صورتشان لحظه به لحظه سفیدتر می شد.
امیرالمؤمنین گفت: « هر وقت گفتم، سر آن کسی که غلام است، از بدنش جدا کن!»
جوان هیکلی که نمی توانست درست نفس بکشد، با گوشه لباسش عرق را از روی صورت و گردنش پاک کرد. هر دو مرد باز به یکدیگر نگاه کردند و منتظر بودند ببینند کدام یک کوتاه می آید. قنبر شمشیرش را بالا برد. لبه تیز شمشیر که برای لحظه ای در نور خورشید برق زد، مثل نیزه ای به چشم هر دو مرد فرو شد. جوان هیکلی دلش فرو ریخت. قلبش با چنان شدتی می کوبید که بازتاب صدایش را در سرش می شنید. با چشمانی گرد شده به دست قنبر که بالای سرش به صورت آماده باش بود، نگاه کرد. همه ساکت شده بودند. امیرالمؤمنین گفت: « بزن»
جوان هیکلی به سرعت رویش را برگرداند و خودش را به زمین انداخت. (4)

پی‌نوشت‌ها:
 

1- بحار الانوار، ج 41، ص 29.
2- محمود ناصری، داستان های بحار الانوار، ج 5، ص 45؛ به نقل از : بحار الانوار، ج 41، ص 34.
3- مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، ص 24.
4- محمد رضا رمزی اوحدی، صد و ده داستان از زندگانی امام علی (ع) به نقل از : شریف رضی، خصایص الائمه، ص 86.
 

منبع: حسینی ایمنی، سید علی؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، تابستان 1391.


::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1391
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html