تبلیغات
هیئت اباصالح المهدی(عج ) شهرستان خرمدره
 
 


<-BlogDescription->

قیمت نهایی سفر در ایام اربعین تعیین شد
سازمان حج و زیارت روز چهارشنبه با صدور اطلاعیه‌ای از متقاضیان سفر به عتبات عالیات در ایام اربعین حسینی که نام‌نویسی خود را در سامانه سماح انجام داده‌اند خواست تا از روز شنبه ثبت‌نام خود را نهایی کنند.

در متن اطلاعیه منتشر شده سازمان حج و زیارت آمده است: به اطلاع علاقه‌مندان شرکت در مراسم پیاده روی اربعین حسینی(ع) می‌رساند که با مراجعه به سامانه سماح به آدرس (https://samah.haj.ir) نسبت به ثبت‌نام خود و همراهان‌شان اقدام کنند.

ضمناً افرادی که از تاریخ 16 مرداد ماه سال جاری در سامانه سماح ثبت‌نام کرده‌اند از روز شنبه مورخ  27 شهریور ماه به مدت 72 ساعت مهلت دارند، نسبت به پرداخت هزینه‌های مربوطه و نهایی کردن ثبت‌نام خود اقدام کنند.

شایان ذکر است متقاضیان زیارت اربعین که در سماح ثبت نام کرده‌اند، لازم است برای تکمیل و نهایی کردن روند ثبت نام خود، با  ورود به سامانه، در صفحه اول با وارد کردن کد ملی و کد رهگیری به صفحه پرداخت هزینه‌ها رفته و نسبت به واریز وجوه از طریق یکی از درگاههای بانکی اقدام نمایند.

ضمناً هزینه‌های عزیمت به عتبات عالیات در ایام اربعین شامل موارد زیر است:
1-هزینه ارزی اخذ روادید بابت هر نفر 40 دلار که معادل ریالی آن روزانه به نرخ آزاد بانک مرکزی با کارمزد مربوطه بر روی سامانه محاسبه می‌شود.

2-هزینه بیمه و خدمات درمانی بابت هر نفر 259.000 ریال

3-حق الزحمه کارگزاری 100.000 ریال

این نکته حائز اهمیت است که قبل از پرداخت هزینه‌ها، امکان ویرایش اطلاعات،  حذف، اضافه اعضای گروه و نیز ثبت درخواست ویزا وجود دارد.

سازمان حج و زیارت در بخشی دیگر از این اطلاعیه با برشمردن نکات دیگر برای متقاضیان سفر در ایام اربعین حسینی آورده است:

1)با توجه به اینکه علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سامانه سماح ، شخصاً نسبت به ثبت نام و تشکیل گروه اقدام کنند، چنانچه ثبت نام توسط دفاتر خدمات زیارتی تحت پوشش سازمان حج و زیارت انجام شود به ازاء هر نفر مبلغ 20.000 ریال به هزینه‌های فوق افزوده می‌شود.

2) دریافت هرگونه وجهی به صورت دستی توسط دفاتر زیارتی ممنوع است.

3)سرگروه محترم می‌بایست پس از واریز هزینه‌های مربوطه، مدارک خود و اعضای گروه شامل اصل گذرنامه معتبر و دو قطعه عکس  3x2 یا 4x3 را به دفتر زیارتی که به‌هنگام ثبت‌نام در سامانه سماح انتخاب کرده، تحویل نماید.

4) در صورت انصراف هریک از اعضا از عزیمت به عتبات عالیات در ایام اربعین، لازم است سرگروه به دفتر زیارتی انتخابی مراجعه و انصراف آن فرد را اعلام کند.

بدیهی است در صورت انصراف، در هر مرحله با توجه به اقدامات صورت گرفته، خسارت مربوطه کسر و مبلغ باقیمانده به عضو منصرف عودت داده خواهد شد.
منبع: تسنیم


::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395
سه توصیه حکیمانه از امام علی علیه‌السلام
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند: 
 آن کس که نهان خود را اصلاح کند خداوند آشکار او را نیکو گرداند.
و آن کس که به کار دینش پردازد، خداوند کارهاى دنیاى او را  درست می‌کند.
و آن که میان خود و خدا را اصلاح سازد خدا میان او و مردمان را نیکو دارد.

متن حدیث: 

من اصلح سریرته اصلح الله علانیته،و من عمل لدینه کفاه الله امر دنیاه و من احسن فیما بینه و بین الله کفاه الله ما بینه و بین الناس.


 

«قصار، 159 - کافی، ج8 ص30»



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395
عکس/ واکنش یک شهید به افزایش حقوقش

شهید حبیب‌الله مهمانچی نسبت به افزایش حقوقش واکنش نشان داده بود.
به گزارش مشرق، واکنش شهید حبیب الله مهمانچی به فیش حقوقی اش در نامه به وزیر را مشاهده می‌کنید.

شهید حبیب الله مهمانچی یکی از شهدای انفجار هفتم تیر است.

عکس/ واکنش یک شهید به افزایش حقوقش

::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395
عاقبت روزگار

 

ای سلمان! در آن وقت زمامداران ظالم، وزیرانی فاسق، کارشناسان ستمگر و امنایی خائن بر مردم حکومت کنند.

ابن عباس نقل می کند:

ما با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آخرین حجی که در سال آخر عمر خود به جای آورد (حجة الوداع) بودیم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حلقه در خانه کعبه را گرفت و رو به ما کرد و فرمود:

آیا حاضرید شما را از علامت های آخرالزمان باخبر سازم؟

سلمان که در آن روز از همه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزدیک بود، عرض کرد:

آری، یا رسول الله!

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

از علامت های آخرالزمان ضایع کردن نماز، پیروی از شهوات، تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست و در آن وقت قلب مؤمن در درونش آب می شود مثل آب نمک در آب! از این همه زشتیها که می بیند و قدرت بر جلوگیری آن را ندارد.

سلمان پرسید: آیا چنین چیزی واقع خواهد شد؟

حضرت فرمود: آری، سوگند به خداوند! ای سلمان! در آن وقت زمامداران ظالم، وزیرانی فاسق، کارشناسان ستمگر و امنایی خائن بر مردم حکومت کنند.

سلمان پرسید: آیا چنین امری واقع خواهد شد؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

آری، سوگند به خدا! ای سلمان! در آن وقت زشتی ها زیبا و زیبایی ها زشت می شود. امانت به خیانتکار سپرده می شود و امانتدار خیانت می کند، دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب!

سلمان پرسید:

آیا این امر واقع خواهد شد؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

آری، سوگند به خداوند! در آن وقت حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، کودکان بر منبر می نشینند، دروغ خوشایند و زرنگی، زکات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب می شود!

اولاد در حق پدر و مادر جفا می کنند و به دوستانشان نیکی می نمایند و ستاره دنباله دار طلوع می کند!

سلمان پرسید:

آیا چنین چیزی واقع خواهد شد، یا رسول الله؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

آری، ای سلمان! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریک می شوند، باران رحمت کم، جوانمردان بخیل، تهی دستان حقیر می شوند، بازارها به هم نزدیک می گردد و همه از خدا شکایت می کنند. یکی می گوید سودی نبردم و دیگری می گوید چیزی نفروختم.

سلمان پرسید: این امر واقع خواهد شد؟

حضرت فرمود:

آری، در آن وقت گروهی به حکومت می رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را می کشند و اگر سکوت کنند اموالشان را غارت، حقشان را پایمال می کنند و خونشان را می ریزند و دلها را پر از کینه و وحشت می کنند و...

در آن زمان اشیا و قوانین را از شرق و غرب می آورند و امت من رنگارنگ می شوند، نه، بر کوچک رحم می کنند و نه، بر بزرگ احترام می گذارند و نه، گناه کاری را می بخشند، هیکل هایشان مانند آدمیان و قلب هایشان همچو شیاطین است.

در آن زمان لواط زیاد می شود، مردان خود را شبیه زنان می کنند و زنان خود را شبیه مردان، لعنت خدا بر آنها باد!

در آن زمان مساجد را زینت می کنند، قرآن ها را آرایش می دهند و مناره های مساجد را بلند می نمایند و صفهای نمازگزاران زیاد، اما دلهایشان به یکدیگر کینه توز و زبانهایشان مختلف است!

مردان و پسران، خود را با طلا زینت می کنند و لباس حریر و دیباج می پوشند، پوست پلنگ را برای اظهار بزرگی در بر می کنند.

ربا در بین مردم شایع می شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می گیرد، دین را می گذارند و دنیا را برمی دارند!

طلاق زیاد می شود، حدود اجرا نمی گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگی آشکار می گردد و اشرار امت به دنبال آنها می روند، ثروتمندان برای تفریح و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا برای ریا و خودنمایی به حج می روند!

عده ای قرآن را برای غیر خدا و عده ای برای خوانندگی یاد می گیرند و گروهی نیز علم را برای غیر خدا می آموزند، زنازاده فراوان می شود و برای دنیا با یکدیگر عداوت می کنند!

پرده های حرمت پاره می گردد، گناه زیاد می شود، بدان بر خوبان مسلط می شوند دروغ فراوان، لجاجت شایع و فقر فزونی می یابد، با انواع لباسها بر یکدیگر فخر می فروشند، قمار و آلات موسیقی را تعریف می کنند و امر به معروف و نهی از منکر را زشت می شمرند.

مؤمن واقعی در آن زمان خوار است، قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته از یکدیگر بدگویی می کنند و در ملکوت آسمانها آنان را افراد پلید می دانند.

ثروتمندان از فقر می ترسند و بر فقرا رحم نمی کنند و آدمهای نالایق درباره جامعه سخن می گویند که حقیقت ندارند، حرفهایشان فقط شعار است!

در آن زمان صدای توأم با لرزش از زمین برمی خیزد که همه می شنوند، گنجهای طلا و نقره بیرون می ریزند ولی برای انسان دیگر سودی نخواهند داشت و دنیا به آخر می رسد...

منبع: بحارالانوار ج ۴ داستان ۹۷.

 



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395
سیمای زندگی امام‌ جعفر صادق‌(ع ) و ویژگیهاى مورد انتظار وی از مؤمنان + پوستر
، ششمین پیشواى شیعیان نام مبارکش «جعفر»،­کنیه‌‏اش «ابوعبداللَّه» و لقب‌هایش «صابر»، «فاضل»، «طاهر»، «قاهر»، «باقى»، «کامل»، «منجى»، «فاطر» و «صادق» است. که لقب اخیر از همه مشهورتر است . ­ملقّب شدن امام علیه‌السلام به هر یک از لقب‌هاى یاد شده، بیانگر تجلّى و ظهور بیشترآن صفت در وجود مبارک ایشان است وگرنه امام صادق علیه‌السلام و دیگر امامان معصوم مظهر همه ارزشها و ملقب به صفات نیک هستند.

امام صادق علیه‌السلام سیمایى جذّاب، نورانى و ملکوتى داشت، بدان سان که رسول اکرم­ (صلی الله علیه و آله) و دیگر معصومان و پیامبران الهى داشتند.­شناخت عمیق امام صادق علیه‌السلام از مقام ربوبى حق تعالى، او را در میدان عمل به عبادتى گسترده و خالصانه وامى‏داشت.

مبارزات امام صادق علیه‌السلام متناسب با شرایط سیاسى جامعه و نیز موقعیّت و نیاز مخاطبان با بیانات مختلف و شیوه‌‏هاى گوناگون تبیین مى‌‏شد. تضادّ بین جبهه امامت به پیشوایى امام صادق علیه‌السلام و جبهه خلافت عباسى به سرکردگى منصور، روز به ‏روز شدیدتر و شکاف بین دو جبهه، عمیقتر مى‏‌گشت.­

منشأ اساسى آن، فعالیت‌هاى بنیادى و متعرضانه پیشواى ششم در ابعاد مختلف علمى، فرهنگى و سیاسى که لبه تیز همه آنها دستگاه خلافت بود، از یکسو؛ و روحیّه سلطنت طلبى و ضدّ دینى منصور، از دیگر سوى بود.

منصور بر خلاف دیگر خلفاى اموى و عبّاسى که از نزدیک با امامان علیهم‌السلام محشور نبودند، پیش از انتقال قدرت به بنى عباس، ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با امام صادق علیه‌السلام داشت و از نزدیک آن حضرت را مى‏شناخت و همین مسأله موجب شد که پس از دستیابى به قدرت، وجود آن پیشواى بر حق را بزرگترین خطر براى حکومت خود بداند و مبارزه با آن حضرت را در سر لوحه برنامه‌‏هاى خود قرار دهد.

منصور، در طول مدّت دوازده سالى که در دوران خلافتش با امام صادق علیه‌السلام معاصر بود یک لحظه از اندیشه مبارزه با امام صادق علیه‌السلام غافل نبود و به شیوه‏‌هاى مختلف سعى در محدود کردن فعّالیت‌هاى آن حضرت و بیرون کردن وى از صحنه مبارزه با دستگاه خلافت و در نهایت شهادت او داشت.­

سرانجام، امام صادق علیه‌السلام در ۲۵ ماه شوال، سال ۱۴۸ هجرى قمرى پس از ۳۴ سال امامت، در سن ۶۵ سالگى به دست عوامل منصور خلیفه عباسی مسموم شد وبه شهادت رسید.

برخى از ویژگى‏هاى مورد انتظار از مؤمنان در کلام امام صادق (علیه السلام)

استقامت و پایدارى

بدون تردید پشتکار و پایدارى در راه هدف، از عوامل پیروزى و توفیق انسان به شمار مى‌رود . کسانى در زندگى به خواسته‌ها و آرزوهاى خود نائل گشته‌اند که در راه آن نهایت تلاش و استقامت را نموده‌اند . امام صادق علیه السلام یکى از مهم‌ترین نشانه‌هاى شیعه را استقامت در راه حق مى‌داند و رسیدن به سعادت حقیقى را در گرو این خصیصه پسندیده قلمداد مى‌کند و مى‌فرماید: «لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه ولاظلهم الغمام ولاشرقوا نهارا ولاکلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم، ولما سالوا الله شیئا الا اعطاهم  ; اگر شیعیان ما در راه حق استقامت ورزند فرشتگان آسمان با آنان دست مى‌دهند، ابرها [ى رحمت] بر سر آنان سایه مى‌افکنند و سیمایشان همانند روز روشن مى‌درخشد و از زمین و آسمان روزى مى‌خورند و هیچ خواسته‌اى از خداوند نخواهند داشت مگر اینکه خداى متعال به آنان عطا مى‌کند .»

زهد و ساده‌زیستى

از آنجا که دلبستگى به دنیا و تعلقات آن مانع رسیدن به کمال حقیقى است، نیک مردان الهى همیشه زهد و قناعت را در متن برنامه خود دارند و ساده‌زیستى، بى‌پیرایگى و پرهیز از جلوه‌هاى دنیوى و دل نبستن به مظاهر دنیا و زرق و برق آن از شاخص‌ترین ویژگى‌هاى آنان است . مطمئنا آنان این شیوه پسندیده را از زندگى پیامبران، اولیاء الهى و عالمان عارف آموخته‌اند . پیروان حقیقى اهل بیت علیهم السلام خصلت زیباى زهد و ساده زیستى را از آن گرامیان آموخته و این سخن گهربار امام صادق علیه السلام را همیشه آویزه گوش خود دارند که فرمود: «ان احببت ان تجاور الجلیل فى داره وتسکن الفردوس فى جواره فلتهن علیک الدنیا واجعل الموت نصب عینک ولا تدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت وعلیک ما اخرت  ; اگر دوست دارى که در درگاه الهى با خداوند متعال همنشین شوى و در بهشت در جوار حضرت باریتعالى مسکن گزینى، باید دنیا [و مظاهر آن] در نظر تو خوار باشد و مرگ را همیشه نصب العین خود قرار بده و براى خود چیزى ذخیره نکن و بدان آنچه قبلا [از اعمال صالح ] تقدیم داشته‌اى به حال تو سودمند خواهد بود و از کارهاى نیک که انجام آن را به تاخیر انداخته‌اى ضرر خواهى کرد .»

ولایت پذیرى

یکى دیگر از ویژگى‌هاى شیعیان از منظر حضرت صادق علیه السلام پذیرش ولایت و رهبرى امامان معصوم علیهم السلام به عنوان تداوم رسالت نبوى صلى الله علیه و آله مى‌باشد . شیعه حقیقى آنچنان به ولایت اهل بیت علیهم السلام دلبسته است که شادى و حزن، خوشى و ناخوشى و تمام لذائذ و شدائد زندگى را با ولایت و محبت ائمه اطهار علیهم السلام پیوند مى‌زند . محبت اهل بیت علیهم السلام آنچنان در جان و دل وى رسوخ کرده که تمام گفتار، رفتار و کردار او با ملاک‌ها و معیارهاى اهل بیت علیهم السلام سنجیده مى‌شود و آنان به عنوان حجت‌شرعى براى او هستند .
امام صادق علیه السلام فرمود: «رحم الله شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا وعجنوا بماء ولایتنا یحزنون لحزننا ویفرحون لفرحنا  ; خداوند شیعیان ما را رحمت کند که از زیادى سرشت ما آفریده شده‌اند و با آب ولایت ما عجین گشته‌اند . آنان به خاطر اندوه [و غصه‌هاى] ما غمناک مى‌شوند و با شادى ما شاد مى‌گردند .»
امام صادق علیه السلام علاوه بر سفارش‌هاى مکرر به ولایت پذیرى پیروان خویش، در مکتب تربیتى خویش شیعیانى ولایى تربیت نموده و آنان را به این کار تشویق مى‌کرد .

دورى از مجالس گناه

یکى از عوامل تاثیر گذار در روح و روان انسان محیط اطراف اوست . عوامل انحرافى از جمله محفل‌هاى آلوده و اجتماعات ضد ارزشى که افراد گنهکار و فاسد آن‌ها مى‌گردانند، تاثیرات فراوانى را در افراد شرکت کننده باقى مى‌گذارد و آنان خواهى نخواهى همرنگ با اهل فسق و فجور و معصیت مى‌شوند .
بدین جهت امام صادق علیه السلام مؤمنین را از شرکت در این محافل نهى کرده و آنان را از رفتن به چنین مکان‌هایى برحذر مى‌دارد، مگر اینکه براى تغییر وضعیت موجود باشد . آن حضرت مى‌فرماید: «لا ینبغى للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصى الله فیه ولا یقدر على تغییره  ; براى مؤمن شایسته نیست که در مجلسى بنشیند که در آن معصیت‌خداوند انجام مى‌شود و او توانایى تغییر آن را ندارد .»

تلاوت قرآن

قرآن کلام الهى، و جلوه‌اى از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانى آن نشانگر عظمت‌خداوند متعال مى‌باشد . قرآن برنامه زندگى یک مسلمان و معارف آن گنجینه‌اى بى‌پایان است . قرآن عهدنامه‌اى میان خداوند و مردم مى‌باشد .
امام صادق علیه السلام با اشاره به این عهدنامه گرانبها، به مسلمانان سفارش مى‌کند که هر روز پنجاه آیه از این کتاب را تلاوت کنند: «القرآن عهد الله الى خلقه، فقد ینبغى للمرء المسلم ان ینظر فى عهده وان یقرء منه فى کل یوم خمسین آیه  ; قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسان‌ها مى‌باشد، براى مسلمان شایسته است که به این عهدنامه بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند .»
آن حضرت در سخن دیگرى به کیفیت تلاوت و آداب قرائت قرآن پرداخته و فرمود: «علیکم بالقرآن! فما وجدتم آیه نجابها من کان قبلکم فاعملوا به، وما وجدتموه هلک من کان قبلکم فاجتنبوه ; بر شما باد تلاوت قرآن، پس هر آیه‌اى یافتید که کسانى قبل از شما [با عمل به آن ] نجات یافته‌اند، شما هم به آن عمل کنید و هر آیه‌اى را مشاهده کردید که بیانگر عوامل هلاکت [و نابودى ] پیشینیان است، شما هم از آن [عوامل ] پرهیز کنید .»

رسیدگى به خانواده

توسعه دادن به زندگى خانوادگى و خوشرفتارى با اعضاى خانواده یکى دیگر از ویژگى‌هاى مورد انتظار براى مؤمن و شیعه کامل مى‌باشد . پیرو حقیقى امام صادق علیه السلام هیچگاه نسبت‌به خانواده‌خود، تنگ نظر، سخت گیر و بدرفتار نیست . او تلاش مى‌کند که به نحو شایسته‌اى با همسر و فرزندان خود معاشرت نماید و در صورت امکان به رفاه و امور معیشتى خانواده گسترش دهد .
امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: «ان عیال المرء اسراءه فمن انعم الله علیه نعمه فلیوسع على اسرائه فان لم یفعل اوشک ان تزول تلک النعمه  ; اعضاى خانواده یک مرد [همانند اسیر اویند . پس هر کسى که خداوند متعال نعمتى به او عطا کند، باید به خانواده [و زیردستان] خود گشایشى در زندگى ایجاد کند که اگر چنین نکند ممکن است این نعمت از دست او خارج شود .»
در روایتى دیگر امام صادق علیه السلام شیعیان را به خوشرفتارى با خانواده سفارش نموده و آنرا موجب طولانى شدن عمر مى‌داند و مى‌فرماید: «من حسن بره فى اهل بیته زید فى عمره ; هر کس با خانواده خود خوشرفتارى نماید عمرش طولانى خواهد شد .»

همیارى با برادران دینى

تعاون و همیارى در بین پیروان اهل بیت علیهم السلام گذشته از اینکه موجب نزدیکى دل‌ها و ایجاد انس و محبت مى‌شود، از مهم‌ترین عوامل اقتدار و تحکیم ارتباط در میان آنان مى‌باشد .
آنان با کنار گذاشتن اختلاف نظرها و سلیقه‌هاى مختلف و احترام به همدیگر در پیشبرد و نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام نهایت‌سعى خود را مبذول مى‌دارند . شیعیان حقیقى با دورى از هواى نفس و رد خواست‌هاى شیطانى مخالفین مکتب متعالى تشیع، با همدیگر مانوس شده و در راه ترویج معارف اسلامى و آموزه‌هاى اهل بیت علیهم السلام تلاش مى‌کنند . امام صادق علیه السلام در این مورد به یکى از یاران خود مى‌فرماید: «بلغ معاشر شیعتنا وقل لهم: لا تذهبن بکم المذاهب، فوالله لا تنال ولایتنا الا بالورع والاجتهاد فى الدنیا ومواساه الاخوان فى الله  ; به شیعیان ما برسان و بگو: مبادا گروه‌ها [ى منحرف ] شما را اغفال کنند، به خدا سوگند! به ولایت ما اهل بیت نمى‌توان رسید مگر با تقوى و تلاش در دنیا و همکارى با برادران دینى در راه خدا .

۲۳۳۳cc



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395
علت تأخیر در ظهور امام زمان(عج) چیست؟
امام(عج) در توقیع معروف خود به شیخ مفید (ره) مى‌نویسد: «اگر شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد، در وفا کردن به عهد ما همدل بودند مبارکی ملاقات ما از آن ها به تأخیر نمی افتاد.»

برای تحقق ظهور به‌عنوان حکومت عدل جهانی، طبق راوایات وارده از اهل بیت علیهم السلام چهار شرط لازم است:

١. وجود رهبر جهانى

٢. برنامه و استراتژى حرکت و حکومت

٣. یاوران

۴. پذیرش جهانی(۱)

۱. وجود رهبر جهانى

رهبر انقلاب عظیم انقلاب امام مهدی (عج)، بزرگ مردی از دودمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلسله نورانی امامت است که در دامان ولایت پرورش یافته و وارث علوم انبیا و آگاه به قرآن و معارف دین است. پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیانی فرمود: «مهدی این امت از ما است، کسی که زمین را از قسط و عدل پر می‌کند همان‌گونه که از جور و ظلم پر شده است.»(۲)

٢. برنامه و استراتژى حرکت و حکومت؛

برنامه آن حضرت بر اساس روایات، پس از دعوت به راستی، حرکت مسلحانه تا نابودی کامل شرک و کفر و فساد است. به عبارت دقیق‌تر، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور، ابتدا مردم را دعوت به دین حق و امامت خویش می‌کند و اگر کسی مخالفت کرد و خواست به راه شرک و کفر و تباهی ادامه دهد، حضرت با وی مقابله می‌کند. این روش بر گرفته از قرآن است.

برنامه حضرت در بخش دوم نیز بر اساس عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر است. قانونی که از طرف خالق و پروردگار انسان فرستاده شده و تضمین‌کننده سعادت دنیایی و آخرتی او است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیانی فرمود: «سیره و سنت او، سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت می‌کند.»(۳)

۳. یاوران

از شرایط و زمینه‌هاى حکومت که نیاز به تحقق دارد، وجود یاوران لایق است. براى تحقق حکومت عدل جهانى،یاوران حضرت،از نظر کمى(تعداد)و کیفى(اوصاف و ویژگى‌ها)، باید به گونه‌اى باشند که بتوانند حاکمیت دنیا ى بزرگ حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را عهده‌دار شوند.

از نظر کمى(تعداد)،چنان‌که در بعضى از روایات آمده،تعداد یاوران حضرت ٣١٣ تن هستند که مقصود هسته مرکزى یاوران است. در روایات دیگر به حلقه‌هاى بیشترى از یاوران حضرت اشاره شده که گرد هم خواهند آمد.(۴)

در حدیثی از مفضل بن عمر نقل شده است که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: «وقتی از طرف خداوند به امام(عج) اذن ظهور داده شد،خدا را به اسم عبری‌اش می‌خواند. آن گاه برایش سیصد و سیزده صحابی برگزیده می‌شود که هم چون ابرهای پراکنده پاییزی‌اند. آنها فرماندهان و پرچم داران سپاه حضرت می باشند. برخی از ایشان شبی از بستر خود جدا می‌شوند و صبحگاهان در مکه خواهند بود و بعضی دیگر در روز روشن در میان ابرها سیر می‌کنند و اسم آنها و پدرشان و مشخصات ظاهری آنها معلوم است.( ۵)

در حدیث دیگری از قول آن حضرت که شیخ صدوق به سند خود از ابو بصیر آورده است،مردی کوفی از امام صادق علیه السّلام پرسید: «چند نفر با قائم قیام خواهند کرد؟ چه برخی می‌گویند شمار آنها به تعداد جنگجویان بدر است. یعنی سیصد و سیزده نفر.» حضرت فرمود: او جز با گروه نیرومندان (اولوا القوه) قیام نخواهد کرد و آنها کمتر از ده هزار نفر نیستند.( ۶)

از نظرکیفى(اوصاف و ویژگى‌ها)،ویژگی کلی یاران امام (عج) به این صورت است:

«یاران مهدی (عج)، مرزبان دین خدایند و حافظان حدود او. در اجرای فرمانهای حق، سخت و پی گیر و استوارند و در انجام دستورها و وظیفه ها، دستخوش احساسات و دوستیهای بی مورد واقع نمی شوند. قدرت و حشمت آنان را مغرور نمی کند و سنگدلی دشمنان، ایشان را به افراط نمی کشاند. جنگهای مهیب و دشواریهایی نبرد، آنان را در عبادت سهل انگار نمی کند و تهی دستی ایشان را به مال اندوزی و تجاوز وا نمی دارد. نخستین شرط بیعت امام با یاران، حافظت حدود خدا است.»(۷)

«از ویژگیهای بارز همراهان مهدی(عج)، ایثار و مواسات است. وحدت مقصد و اخلاص نیت، دلهایشان را با هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به رنج افکنند و در بهره گیری از زیباییهای زندگی، دیگران را بر خود پیش دارند و باید چنین باشند. پیروزی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم در گرو یاران ایثارگر و فداکار بود و همه قیامهای اصلاحگرانه تاریخ اسلام از چشمه مواسات بهره گرفت. از آن سو، از عوامل خانه نشین شدن امامان، اندک بودن یاران موافق و فداکار بوده است.»(۸)

۴- پذیرش مردم

یکی دیگر از شرایط یک انقلاب و تحقق آن، پذیرش مردمی است. باید مردم رهبر انقلاب و برنامه‌های او را واقعاً پذیرا باشند. در غیر این صورت، حرکت انقلاب به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.

انقلاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز این شرط را لازم دارد. مردم باید به حدی از رشد و آگاهی رسیده باشند که پذیرای حرکت اصلاحی و قیام بزرگ منجی عالم بشریت باشند، تا هنگام قیام، او را پذیرفته و برای تحقق اهداف و برنامه‌های او همکاری کنند. (۹)

زیرا سنت الهى بر این است که در صورت آمادگى بندگان،لطف و عنایت خود را از آنان دریغ نکند.ضمن این‌که هیچ‌گاه این امر اجبارى نیز نخواهد بود؛بلکه وعده‌هاى الهى در صورت انتخاب و اختیار مردم تحقق خواهد یافت. چنانکه در آیه ۱۱سوره رعد می فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم»؛ خداوند، سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنان، آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.

«در منابع دینى به منظور ایجاد چنین آمادگى و گسترش آن،ائمه علیهم السّلام به جامعه شیعى توصیه کرده‌اند که در عصر غیبت،همواره حالت انتظار و آمادگى براى ظهور و یارى آن حضرت را داشته باشند و زمینه‌هاى دعوت و استقبال از ایشان را در جامعه پدید آورند.به همین جهت در فرهنگ شیعى،عصر غیبت را«عصر انتظار»به حساب مى‌آورند.(۱۰)

امام سجاد علیه السّلام مى‌فرماید:« مردمى که در زمان غیبت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف به سر مى‌برند و معتقد به امامت وى هستند و خود را آماده ظهور او کرده‌اند،بهتر و شایسته‌تر از مردم هر زمان دیگرند.»(۱۱)

«این برترى و فضیلت با توجه به شرایط خاص زمانى عصر غیبت است که وظایف ویژه‌اى را بر عهده شیعیان مى‌گذارد،زیرا در چنین موقعیتى،ثبات قدم در راه آن حضرت و دفاع از مکتب تشیع کارى دشوار است.رسالت مهم شیعه در این دوران اولا:معرفت صحیح به آن حضرت و ترویج آن و ثانیا:عمل به وظایف و تکالیف فردى و اجتماعى و دورى از گناه و آلودگى به فساد است،زیرا هم‌چنان‌که عمل به احکام دینى و اجراى امر به معروف و نهى از منکر در اصلاح جامعه و زمینه‌سازى براى ظهور حضرت موثر است،گناه و آلودگى به فسادهاى اخلاقى،سیاسى و اجتماعى نیز ظهور حضرت را به تأخیر انداخته،محرومیت جامعه از ایشان را بیشتر مى‌کند.»(۱۲)

امام (عج) در توقیع معروف خود به شیخ مفید (ره) مى‌نویسد:

«اگر شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد، در وفا کردن به عهد ما همدل بودند مبارکی ملاقات ما از آن ها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار همراه با معرفت ما به سوی آن ها می شتافت. پس ما را از آن ها پوشیده نمیدارد مگر همان چیزها یی که از آن ها به ما می رسد و ما دوست نداریم و از آن ها انتظار نداریم.»(۱۳)

هرچند« ظهور تنها و تنها با اراده الهی رقم می خورد، اما خداوند ممکن است متناسب با اعمال اختیاری بندگان، در زمان ظهور امام عصر(علیه السّلام) تعجیل یا تأخیر نماید. »(۱۴)

منابع:

۱-مهدویت،پرسش ها و پاسخ ها،ص۱۶۷

۲- آفتاب مهر،۱۵۷

۳- همان،۱۵۸

۴-مهدویت،پرسش ها و پاسخ ها ص۱۶۸

۵-ترجمه تاریخ مابعداز ظهور ص۲۳۸به نقل از غیبت نعمانی ص۱۶۹

۶-همان ص۲۳۱ به نقل از کمال الدین شیخ صدوق(نسخه خطی)

۷-چشم به راه مهدی(عج)ص۳۸۳

۸- همان ص۳۸۱

۹- آفتاب مهر،۱۵۸

۱۰-مهدویت،پرسش ها و پاسخ ها ص۱۷۵

۱۱-بحارالانوارج۵۲ ص۱۲۲

۱۲- مهدویت،پرسش ها و پاسخ ها ص۱۷۶

۱۳- الزام النّاصب،ص ١٣۶؛یوم الخلاص،ص ١۶١

۱۴- بنی ‌هاشمی، محمد – راز پنهانی و رمز پیدایی،۳۷۶



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 3 خرداد 1395
پرجمعیت‌ترین جای جهنم کجاست؟
خدا درباره‌اش فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیرا»؛ ما تو را به حق، براى بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم، در آیه دیگری چنین آمده است: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین»؛ ما تو را جز رحمت براى جهانیان نفرستادیم.

بر اساس آنچه که در قرآن کریم بیان شده است، هیچ گاه رفتار و سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) بدون اذن وحی نبوده، همان گونه که گفتار آن جناب این چنین بوده است و محاورات روزمره و عادی زندگی پیامبر(ص) هم از روی هوی و هوس نبوده است، در واقع محال بوده که بر دامن آن جناب در این وادی گرد گناه و خطا نشسته باشد.

بر همین اساس برخی با استناد به اطلاق آیه 3 و 4 سوره نجم «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏‌گوید آنچه مى‏‌گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست، معتقدند که تمام سخنان و رفتار و کردار پیامبر(ص) از وحی ناشی شده است. از این رو، هرگز احتمال کذب و خطا در آن نیست و باید مطیع آن باشیم و به آن عمل کنیم.

حالا این پیامبری که سخنانش این گونه وحی است و سخنانش از روی هوا و هوس نیست، در روایتی زیبا امت خود را با ملاک اهتمام به نماز به چهار گروه تقسیم کردند، در واقع پیامبر(ص) یک شاقول را به ما معرفی کرده که باید هر کسی آن را روی اعمال و رفتار خودش قرار دهد تا اعمالش را بر اساس دقیق کند، بیاییم خودمان را بسنجیم و ببینیم در کدام گروه قرار می‌گیریم؟

پیامبر(ص) در این باره امتش می‌فرمایند: «امت من چهار گروه هستند:

*ساهلان در نماز

پیامبر(ص): «صنفٌ یُصَلون، وَلکِنَهُم فِی صَلوتِهِم ساهُون، فکانَ لَهُم الوَیل، وَ الوَیلُ اِسمُ دَرکةٍ مِن دَرکاتِ جَهَنَم»؛ گروهی نماز می‌خوانند، ولی در نمازشان سهل انگارند. پس «ویل» برای آنهاست، و «ویل» نام یکی از طبقات زیرین جهنم است، خداوند می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون»؛ پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل‌‏انگارى مى‌‏کنند.

«ساهون» از ماده «سهو» در اصل به معنى خطایى که از روى غفلت سر زند، خواه در فراهم کردن مقدماتش مقصر باشد یا نه، البته در صورت اول معذور نیست، و در صورت دوم معذور است، ولى در اینجا منظور سهو توأم با تقصیر است.

باید توجه داشت که خداوند در آیه نمى‏‌فرماید «در نمازشان سهو مى‌‏کنند» زیرا سهو در نماز به هر حال براى هر کسی واقع مى‏‌شود، بلکه مى‏‌فرماید «از اصل نماز سهو مى‏‌کنند» و کل آن را به دست فراموشى مى‌‏سپرند.

بنابراین «ساهون» عده‌ای از مسلمانان هستند که نماز را قبول دارند؛ ولی سهل‌انگاری می‌کنند، اینها از نمازشان غافلند و اهتمامى به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکى ندارند، چه اینکه به کلى فوت شود و چه اینکه بعضى از اوقات فوت شود و چه اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانند و نمازى باطل بخوانند.

در آیه شریفه تکذیب‏‌گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده، چون حرف «فاء» که بر سر جمله آمده مى‌‏فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است «أَرَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّین» و مى‏‌رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلى آن را منکر شود، کسى هم که تظاهر به ایمان مى‏‌کند و نماز مسلمانان را مى‏‌خواند، اما طورى مى‏‌خواند که عملاً نشان مى‏‌دهد باکى از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده.

«ویل» برای این دسته است. یعنی در طبقات زیرین جهنم جای می‌گیرند.

*ضایع‌کنندگان نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف یُصَلونَ اَحیاناً، وَلایُصَلون اَحیاناً، فَکانَ لَهُم الغَیُّ، وَالغیّ اِسمَ دَرکةٍ مِن دَرکات جَهنَم»؛ گروهی گاهی نماز می‌خوانند و گاهی نمی‌خوانند، پس «غی» مال آنهاست، و «غی» نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند متعال فرمود: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»؛ سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند، و اینها به زودی در «غی» افکنده خواهند شد.

این آیه کریمه نشان می‌دهد که اولاً، ضایع کردن نماز با پیروی از شهوت‌ها رابطه مستقیمی دارد، همان طور که نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‌دارد و مانع ارتکاب گناهان می‌شود، ضایع کردن نماز هم، سبب پیروی از شهوت‌ها و خواهش‌های نفسانی که سرچشمه فحشا و منکر است، می‌شود.

از پیامبر اسلام(ص) نقل است که در تفسیر آیه «فخلف من بعدهم» می‌فرمایند: «شصت سال بعد از من، افرادی روی کار می‌آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوت‌ها غوطه‌ور می‌شوند و به زودی نتیجه گمراهی خود را خواهند دید»، حال اگر مبدأ شصت سال را هجرت پیامبر در نظر بگیریم، این پیش بینی بر زمان بنی امیه و حکومت یزید، منطبق می‌شود.

ثانیاً، نقطه حساس حفظ سلامت نسل و تداوم پاکی در نسل‌های بعدی، پای بندی به ارتباط مستمر با خداوند است و ضایع کردن این رابطه، پاکی و طهارت را از سلسله فرزندان بشر می‌رباید، آنچه که باید در رابطه با این گروه مورد توجه قرار گیرد، معنای «ضایع کردن و انواع آن» است. باید دید که چگونه نماز ضایع می شود؟

ضایع کردن یک عمل، یعنی آن را به نحوی انجام دهی که نتیجه و اثر واقعی آن ظاهر نشود به طوری که بود و نبودش و انجام دادن و ندادنش، مساوی باشد، علامه طباطبایی در تفسیر آیه می‌گوید: «مقصود از اضاعه نماز تباه کردن نماز است، همراه با سستی در امر نماز و خوار شمردن آن و به بازی گرفتن و تغییر ایجاد کردن در آن و ترک نماز بعد از گرفتن و قبول آن».

می‌توان گفت: بد نماز خواندن و نماز را بدون آرامش و با سرعت به جا آوردن از مصادیق ضایع کردن نماز است، نقل شده که روزی پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد مسجد شدند، شخصی را دیدند که با شتاب‌زدگی نماز می‌خواند و با رکوع و سجود ناقص، آن را انجام می‌دهد، فرمودند: عمل این شخص مانند نوک زدن کلاغ بر زمین برای برچیدن دانه است. «لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ لَیَمُوتَنَّ عَلَى غَیْرِ دِینِی‏»؛ اگر این شخص با چنین نمازی بمیرد، قطعاً خارج از دین (اسلام) مرده است.

حجت‌الاسلام ابوترابی(ره) می‌گوید: بعثی‌ها در اردوگاه می‌گشتند تا ببینید رهبر فکری اسرای ایرانی چه کسی است؟ 150 نفر از اسرا را به عنوان رهبران فکری جدا کردند و به یک شهری بردند و شروع کردن به شکنجه کردن آنها تا اعتراف بگیرند. یک شب من را به همراه عده‌ای برای شلاق زدن بردند. آن شب دو نفر از اسرا را چنان زدند که چشمشان از حدقه درآمد و همان جا کور شدند! بقیه را هم در حدی می‌زدند که خون تمام زمین را گرفته بود. ما آن شب خیلی کتک خوردیم. هوا مهتابی بود. برای نماز بلند شدیم و در حالی که دستمان را به دیوار گرفته بودیم، نماز خواندیم. نماز را خواندیم و افتادیم. بعد متوجه شدیم که این مهتاب برای صبح نبوده است. آن شب هوا مهتابی بوده است. اما ما خیال کردیم که صبح شده است. دوباره صبح که شد، بلند شدیم و نماز خواندیم.

آری اسرا و شهدا آن شبی که کتک خوردند تا حدی که چشم برخی آن‌ها از حدقه بیرون آمد، دوبار نماز صبح می‌خوانند. اما بعضی از افراد راحت از کنار نماز می‌گذرند؟ مغازه‌اش را نمی‌بندد برای اینکه یک مشتری یک کیلو نخود بخرد. واقعاً وقتی آدم نگاه می‌کند می‌بیند که بعضی‌ها از چه چیزهایی گذشتند، ولی بعضی‌ها از هیچ چیز نمی‌گذرند!

وقتی امامان ما صدای اذان را می‌شنیدند، رنگشان می‌پرید. سر نماز آنچنان محکم می‌ایستادند که جز باد، عبای اینها را تکان نمی‌داد. امامان ما این چنین حضور قلب داشتند. تازه وقتی نماز می‌خواند، می‌گوید: «إِلَهِی إِنْ کَانَ فِیهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا فَلَا تُؤَاخِذْنِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرَانِ»؛ اگر در رکوع یا در سجود نماز من خلل و نقصی دیدی، خدایا به بزرگی خودت قبول کن‌، پس برای کسانی که نماز را ضایع کنند، یعنی نسبت به انجام آن سست باشند و نماز را خوار بشمارند و آن را به بازی بگیرند، جایگاهشان در یکی از طبقات پایین جهنم به نام «غی» است.

*تارکان نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف لایُصَلون اَبداً فَکانَ لَهُم سَقَر، وَ سقر اِسم دَرَکات جَهَنَم»؛ گروهی که هیچ وقت نماز نمی‌خوانند، «سقر» برای آنهاست، «سقر» هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است. (سقر سخت‌رین و پر جمعیت‌‏ترین درکات دوزخ است) خداوند متعال فرمود: «ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»؛ اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می‌کنند: چه چیزی شما را به «سقر» کشاند؟ در جواب می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.

زهی روی سیاه بی‏‌نمازان/زهی حال تباه بی‌‏نمازان‏

عجب دارم اگر آتش نبارد/ز شومی گناه بی‏‌نمازان‏

ترک نماز، کوتاهی در مهم‏‌ترین دستور الهی و انجام ندادن بزرگ‏ترین وظیفه و برنامه زندگی است و این مساوی است با ناشکری، ناسپاسی و کفران نعمت‏‌های الهی و برداشتن عمود و ستون دین؛ زیرا نماز پایه و ستون اصلی دین است.

اما تارکان نماز را می‏‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

دسته اول: ترک نماز از روی انکار: یعنی نماز را که یکی از ضروریات دین است، واجب ندانسته و خود را موظف و مکلف به انجام آن نمی‏‌داند، چنین شخصی کافر است.

دسته دوم: ترک نماز از روی سهل‌انگاری و بی‏‌اعتنایی: این قبیل افراد با ترک نماز، مرتکب گناه کبیره شده و فاسق می‌‏گردند.

دسته سوم: ترک نماز در بعضی اوقات: این اشخاص در اثر ضعف ایمان بی‌‏توجهی به آخرت، گاهی نماز خوانده و گاهی ترک می‏‌کنند و یا اینکه نماز را در وقتش بجا نمی‏‌آورند، اینان هر چند مانند دو قسم دیگر نیستند، لکن از روایات این گونه استفاده می‌‏شود که از ضایع کنندگان نمازند، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) می‌‏فرماید: «هیچ عملی به پیشگاه خداوند محبوب تر از نماز نیست، پس چیزی از امور دنیا، شما رااز خواندن نماز اول وقت باز ندارد، زیرا خداوند تعالی مذمت نموده قومی را و فرموده: وای بر آن نماز گزارانی که از نمازشان غفلت کنند و در انجام آن در اول وقت مسامحه ورزند و عمداً تاخیر اندازند».

دسته چهارم: ترک واجبی از واجبات نماز: یعنی نماز می‌‏خواند، اما نه آن نمازی که از او خواسته‏‌اند، بلکه نمازی که در لباس یا مکان غصبی خوانده شده و یا قرائت و اذکار واجبی را غلط می‏‌خواند. از ظاهر روایات چنین احتمال می‌‏رود که این قبیل افراد نیز از ضایع‌کنندگان نماز به شمار می‏‌روند. رسول خدا(ص) فرمودند: «دزدترین دزدها کسی است که از نمازش بدزدد، گفته شد: یا رسول الله، چگونه از نمازش می‏‌دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود آن را تمام انجام نمی‏دهد».

اما در عواقب ترک نماز به ذکر چند مورد بسنده می کنیم:

دوری از امان خدا و رسول

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ کسی که نماز را عمداً و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود.

حبط اعمال

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّی تَفُوتَهُ مِنْ غَیرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»؛ کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است.

ویرانی دین

پیامب (ص) در حدیث دیگری فرمودند: «الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّینِ فَمَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِینَه»؛ نماز ستون دین است، هر کس از روى عمد نماز خود را ترک کند، دینش را ویران کرده است.

*خاشعان در نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف یُصَلون اَبداً وَ هُم صَلوتهم خاشِعُون»؛ گروهی همیشه نماز می‌خوانند و در نمازشان خشوع دارند. خداوند متعال فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»؛ مؤمنان رستگار شدند، آن‌هایی که در نمازشان خشوع دارند.

«افلح» از ماده «فلح و فلاح» در اصل به معنى شکافتن و بریدن است، سپس به هر نوع پیروزى و رسیدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است، البته فلاح و رستگارى معنى وسیعى دارد که هم پیروزی‌هاى مادى را شامل مى‌‏شود، و هم معنوى را، و در مورد مؤمنان هر دو بعد منظور است.

پیروزى و رستگارى دنیوى در آن است که انسان آزاد و سربلند، عزیز و بى‌نیاز زندگى کند، و این امور جز در سایه ایمان امکان پذیر نیست، و رستگارى آخرت در این است که در جوار رحمت پروردگار، در میان نعمت‌هاى جاویدان، در کنار دوستان شایسته و پاک و در کمال عزت و سربلندى به سر برد.

در اذان این چنین دیگران را به نماز دعوت می‌کنیم «حی علی الفلاح» این جمله به صورت اجمالی یکی از اسرار نماز را بیان می‌‌کند که رستگاری در نماز است و بشتابید برای رستگار شدن.

آیت‌الله بهجت می‌فرماید: «هر قدر که امور نمازت منظم باشد امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد! مگر نمی‌دانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است؟! «حی علی الصلاة حی علی الفلاح».

نماز در جبهه‌ها هم سبب رستگاری رزمندگان شد و هم سبب سربلندی و پیروزی کشور ایران، حسین احمد آبادی یکی از آزادگان سرافراز جنگ تحمیلی نقل کند: یکی از برادرانی که در آسایشگاه با ما به سر می‌برد، خیلی به نماز اهمیت می‌داد و هیچ وقت نماز اول وقت را ترک نمی‌کرد. او تنگی نفس داشت و بسیاری اوقات نفسش می‌گرفت، به قلبش فشار می‌آمد. بعد از این حالت به زمین می افتاد.

بارها اتفاق افتاده بود که او هنگام خواندن نماز آن‌قدر سرفه می کرد که نقش بر زمین می‌شد، مدتی نگذشت که حالش وخیم شد و متوجه شدیم که او مبتلا به سرطان ریه شده است. دائم خون بالا می آورد. دیگر نمی‌توانست راه برود. وقتی می‌خواست وضو بگیرد دو نفری زیر بازوانش را می‌گرفتیم.

یک روز موقع نماز مغرب می خواست از جایش بلند شود. هر چه تلاش کرد میسر نشد. یکی از بچه‌ها که شاهد این صحنه بود، با حالتی دلسوزانه و از روی شفقت گفت: امیر جان با این وضع، مگر مجبوری نماز بخوانی؟ او با عصبانیت پاسخش را داد و گفت: به خدا قسم اگر بمیرم، باز هم جنازه‌ام نماز می‌خواند.

امیدواریم خداوند متعال همه ما را از گروه چهارم قرار دهد و ما را مشمول دعای حضرت ابراهیم(ع) که در قرآن آمده قرار دهد: «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ»؛ خدایا! مرا و نسل و فرزندان مرا اقامه گر نماز قرار بده.خدایا، دعایم را بپذیر.



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : دوشنبه 3 خرداد 1395
این 7 گروه شرورترین مردم هستند

حضرت رسول اکرم(ص) به اصحاب فرمودند: آیا شما را از بدترین و شرورترینتان خبر بدهم که کدامند؟ گفتند: آری، یا رسول‌الله!

فرمودند:

1. کسانی که بین مردم نمّامی و سخن‌چینی می‌کنند.

2. کسانی که بین دوستان تفرقه و جدایی می‌افکنند.

3. کسانی که برای انسان‌های پاک و بی‌عیب، عیب‌جویی و عیب‌تراشی می‌کنند.

4. کسانی که اهل عفو و بخشش نبوده و عذر و تقصیر دیگران را نپذیرند.

5. کسانی که به زیردستان خود ستم کنند.

6. کسانی که خیرشان امیدی نیست و از شرشان ایمنی نباشد.

7. کسانی که فحاش و بدزبان باشند و دیگران را همیشه و بی‌جهت سبّ و لعن نمایند.

پی‌نوشت:

کافی، ج2، ص 369

خصال، ج 1، ص 183، ح 249

مکارم الاخلاق، ص 445

مستدرک‌الوسایل، ج 9، ص 57، حدیث از رسول اکرم(ص)

کافی، ج 2، ص 290، ح 7، حدیث از رسول اکرم(ص)

آموزه‌های اخلاقی در کلام معصومین(ع) نوشته آیت‌الله مهدی مهدوی مازندرانی



::
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394
حاج آقا گفت دوست دختر داشته باش
موضوع:حاج آقا گفت دوست دختر داشته باش 
 
پسر جوان: سلام حاج آقا، ببخشید مزاحم شدم. می‌شه یه سؤال خاص بپرسم؟ 
 
حاج آقا: سلام عزیزم، بپرس. 
 
پسر: دوست دختر اشکال داره؟ 
 
ح=نه خیلی هم خوبه. اگه دختر خوبی سراغ داری از دستش نده. 
 
پ=حاج آقا جدی می‌گم، درست جواب بدید. 
 
ح=منم جدی می‌گم اصلاً خدا جنس دختر و پسر رو برای هم جذاب آفریده که به هم علاقه‌مند بشن و از هم لذت ببرن. 
 
پ=پس من با مجوز شما فردا می‌رم با یک دختر دوست می‌شم ها، ok؟! 
 
ح=خیلی خوبه، اگه لازم شد خودمم کمکت می‌کنم. 
 
پ=ایول حاج آقا ، دمتون گرم، اصلاً فکر نمی‌کردم این‌قدر پایه باشین! 
 
ح=حالا کجاشو دیدی! البته اگه می‌خوای با مجوز من بری، لطفاً همون جوری که من می‌گم اقدام کن. 
 
 
پ=چشم حاج آقا ، خیلی با حالی! 
 
ح=حالا کسی رو هم سراغ داری برای خودت؟ 
 
پ=راستش یک نفر هست که ازش خوشم اومده. 
 
ح=به به مبارکه. پس زود باش که طرف از دست نره! 
 
پ=چه کار کنم؟ خودتون گفتید همه اقدامات با هماهنگی شما باشه! 
 
ح=تلفن بزن به خونه طرف و با مادرش یا پدرش قرار خواستگاری رو بذار، در مورد نوع و رنگ دسته گل خواستگاری هم می‌تونی از سلیقه خیلی خوب من استفاده کنی! 
 
پ=حاج آقا سر کارمون گذاشتی؟! من فقط می‌خوام باهاش دوست بشم. نه عشقی در کاره و نه ازدواج. مثل یک دوست.
 
ح=یعنی چه جوری؟ 
 
پ=مثل همه دوستای دیگه‌ام. 
 
ح=پسرا؟ 
 
پ=بله. 
 
ح=یعنی اصلاً جنسیت در کار نیست؟ 
 
پ=نه باور کنید اصلاً نیست. فقط یک رابطه عاطفی و دوستانه است. برای مثلاً درد دل کردن و... 
 
ح=باور می‌کنم البته در یک صورت. 
 
پ=چی؟ 
 
ح=این دوست رو که فقط برای عواطف و دوستی می‌خوای و توجهی هم به جنسیتش نداری از بین پسرها انتخاب کنی. 
 
پ=آخه نمی‌شه که... 
 
ح=چرا نمی‌شه اتفاقاً چون پسر هستن بیش‌تر هم درکت می‌کنن. 
 
پ=نه حاج آقا دختر خیلی عاطفی‌تره! 
 
ح=پس جنسیت هم مهمه! 
 
پ=یعنی می‌خواین بگین من قصدم شهوت‌رانی با دختر مردمه؟! 
 
ح=نه عزیزم فقط می‌خواستم بدونی و بدونم که اون چیزی که تو می‌خوای فراتر از یک دوست معمولیه، چیزی می‌خوای که به خصوصیات زنانه و دخترانه مربوط می‌شه و توی پسرها پیداش نمی‌کنی و مطمئن هستم تمایل جنسی به معنای خاصش منظور تو نیست. درسته؟ 
 
پ=بله 
 
ح=پس حالا از اول بپرس تا جواب بدم. 
 
پ=دوستی با دختر بدون دید جنسی و شهوت اشکال داره؟ 
 
ح=جواب چه جوری می‌خوای؟ شرعی؟ عقلی؟ روان‌ش 
ناسی؟ اجتماعی؟ و... 
 
پ=یک جواب می‌خوام که قانع بشم، آخه خیلی از هم‌کلاسیام دوست دختر دارن و به نظر میاد هیچ مشکلی ندارن و من احساس کمبود دارم. آخه من که نمی‌فهمم چند دقیقه در روز پیامک زدن و چند دقیقه صحبت با یک دختر چه مشکلی برای من می‌تونه ایجاد کنه؟ 
 
ح=نظر خودت چیه؟ 
 
پ=نمی‌دونم واقعا گیجم. از یک طرف خیلی‌ها رو می‌بینم که این‌جور رابطه رو دارن و هیچ مشکلی هم ندارن و از طرفی خیلی‌ها هم که آدم‌های باسوادی هستن و من قبولشون دارم با این کارها مخالفن. ولی واقعاً نمی‌تونم قبول کنم که خدا از لذت بردن من که به هیچ کسی هم آسیب نمی‌زنه ناراحت بشه. 
 
ح=به نظرت کی می‌تونه حرف آخر رو بزنه؟ 
 
پ=شما بگید. 
 
ح=اگه تو یک وسیله برقی گرون قیمت و حساس بخری، از کجا می‌فهمی که چه‌طور باید ازش استفاده کنی که آسیبی نبینه و بهترین کارآیی رو داشته باشه؟ 
 
پ=از کاتالوگش 
 
ح=کاتالوگش رو کی می‌نویسه؟ 
 
پ=کارخونه سازنده‌اش 
 
ح=وقتی تو اون جنس رو خریدی و پولش رو دادی، چه دلیلی داره که کارخونه تو رو امر و نهی کنه و از بعضی استفاده‌ها منعت کنه و تو چرا باید به دفترچه راهنمایی که کارخونه نوشته عمل کنی؟ 
 
پ=سودش به خودم می‌رسه چون اگه به دفترچه عمل نکنم خودم ضرر می‌کنم. 
 
ح=قبول داری که دستورات سازنده هر وسیله در واقع دستور به تونیست بلکه خبر دادن به تو از یک واقعیت‌هایی درباره وسیله‌ای هست که مالکش هستی؟ 
 
پ=بله کاملاً 
 
ح=پس ببین نظر سازنده‌ات چیه. هر جا خدا می‌گه این کار واجبه یعنی برای این‌که جسم و روحت بهترین کارآیی و کم‌ترین آسیب رو داشته باشه این کار ضروریه و اگه می‌گه این کار حرومه یعنی این کار باعث آسیب به جسم یا روحت می‌شه. وگرنه خدا نه فقط از لذت بردن انسان از جنس مخالفش ناراحت نمی‌شه بلکه همون جوری که گفتم، اصلاً مرد و زن رو برای هم جذاب آفریده که از هم لذت ببرن. 
 
پ=پس به نظر شما هم این کار اشکال داره؟ 
 
ح=به نظر من، نه. به نظر سازنده من و تو. 
 
پ=می‌شه بگین چه ضرری داره؟ آخه من که فقط یک رابطه عاطفی و دوستی می‌خوام! 
 
ح=البته رابطه‍ای که فقط با یک جنس مخالف حاصل می‍شه. 
 
پ=اگه خدا این دوستی رو منع کرده پس به این نیاز من چه جوابی می‍ده؟ 
 
ح=ازدواج. 
 
پ=حالا کو تا ازدواج؟! 
 
ح=بله قبوله که فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج خیلی زیاده اما اگه می‌خوای از ازدواجت لذت کامل رو ببری باید این دوره محرومیت رو تحمل کنی. 
 
پ=چه ربطی داره؟ این دوستی برای ارضای عواطفه و ازدواج برای ارضای خیلی چیزای دیگه. من تا زمانی که بتونم ازدواج کنم با یک نفر دوست هستم که آرامش داشته باشم. 
 
ح=یعنی بعد از ازدواج آرامش نمی‌خوای؟ 
 
پ=چرا. 
 
ح=از همسرت یا باز هم از یک دوست دیگه که کسی غیر از همسرت باشه؟ 
 
پ=نه دیگه، ما از اوناش نیستیم. اون موقع فقط همسر. 
ح=اصطلاح بیسکویت قبل از غذا رو شنیدی؟ 
 
پ=منظورتون چیه؟! 
 
ح=یک روز مثلاً ساعت ۱۲ ظهر می‌ری خونه و گرسنه‌ای اما به دلایلی قراره ساعت یک غذا بخوری. اگه تا قبل از غذا بخوای یک کیک یا بیسکویت یا شیرینی یا... بخوری، مامانت چه عکس‌العملی نشون می‌ده؟ 
 
پ=می‌زنه توی سرم و می‌گه یک کم جلو اون شکمتو بگیری نمی‌میری که! صبر کن یه ساعت دیگه غذا میارم. 
 
ح=مامانت از گرسنگی تو لذت می‌بره یا از خوردن تو ناراحت می‌شه؟ 
 
پ=هیچ‌کدوم. فقط می‌خواد اشتهام کم نشه و غذام رو با لذت و کامل بخورم. 
 
ح=دوست دختر قبل از ازدواج هم حکم همون بیسکویت قبل از غذا رو داره! هر قدر ازش لذت ببری به همون مقدار از لذت ارتباطت با همسرت کم می‌شه حتی اگه این لذت بردن فقط در حد حرف زدن باشه. یا دست دادن یا... 
 
پ=تا حالا این جوری نگاش نکرده بودم. 
 
ح=یک جمله هم بگم شاید خیالت راحت‌تر بشه. امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند: برای هر کسی مقدار خاصی روزی مشخص شده (که البته راه‌هایی برای افزایش اون هست) و اگه کسی بخواد از راه حرام به روزی بیش‌تری برسه، به همون مقدار از حلالش کم می‌شه. لذت هم یکی از روزی‌های ماست اگه قراره تو در عمرت ۱۰۰ واحد لذت ببری، می‌تونی همه‌ش رو از همسرت ببری و می‌تونی ۱۰ یا ۲۰ یا ۵۰ تاش رو از بیسکویت قبل از غذا ببری و بقیه‌اش رو با همسر آینده‌ات. 
به نظرت تو کدوم حالت زندگیت گرم‌تره؟

::
نویسنده : وحید خان احمدی
تاریخ : چهارشنبه 30 دی 1394
یا صاحب الزمان/شعر


ای خرم از فروغ رخت، لاله زار عمر/ بازآ که ریخت بی گل رویت، بهار عمر

 


ای خرم از فروغ رخت، لاله زار عمر
بازآ که ریخت بی گل رویت، بهار عمر
از دیده گر سر شک چو باران چکد، رواست
که اندر غمت، چون برق بشد روزگار عمر
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما، که نه پیداست کار عمر
دی در گذر بود و نظر سوی ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
بی عمر، زنده ام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر


شعر از: حافظ



::
:: مرتبط با: ائمه اطهار ,
نویسنده : حمدالله مرادی
تاریخ : جمعه 27 آذر 1394
 

 


 
 
google-site-verification: google8a204220aaf84b5c.html